![]()
» جامعه «

محكم بايستيم
داوود هرميداس باوند
جزاير سهگانه
خليجفارس
بخشي از تماميت ارضي ايران است و مطمئنا هر ايراني ميتواند
به هر بخش از خاك سرزمينش سفر كند و نيازي به توضيح
دادن
در اينباره
به كشورهاي ديگر ندارد. در اين ميان واكنش امارات متحده عربي به سفر آقاي احمدينژاد
به جزيره ابوموسي بيشتر بهانهاي
براي تقابل با ايران است. فضايي به وجود آمده كه كشورهاي عربي منطقه در مقابل ايران
صف كشيدهاند
و از آن طرف هم نظريات و بحثهاي
مربوط به سپر دفاع موشكي كه قرار است در امارات متحده عربي تحقق يابد سبب شده تا
بهانهاي
براي امارات متحده عربي، شوراي همكاري خليجفارس
و اتحاديه عرب بهوجود
آيد تا ايران را در تنگنا قرار دهند. ايران ضمن آنكه بايد روابط حسنهاي
با همه همسايگان داشته باشد و سعي كند از هرگونه تنش پرهيز كند، لحظات و شرايطي پيش
ميآيد
كه برخي كشورها جسارتي را به سرزمين ديگري در پيش ميگيرند
كه خويشتنداري
و ملاطفت، آنان را نسبت به ادعايشان جريتر
ميكند
و گمان ميكنند
محق هستند و در نتيجه بايد سياستي محكم در پيش گيرند. با تمام اين احوال اين
رفتارهاي اخير بهانهاي
بيش، از سوي كشورهاي عربي خصوصا خود امارات و شوراي همكاري خليجفارس
نيست و ايران بايد با قوت تمام از جزاير خصوصا ابوموسي به عنوان بخشي از تماميت
ارضي خويش دفاع كند.
در برهه زماني پيش از انقلاب، ايران به همراه عربستان مسووليت امنيت منطقه را بر
عهده داشت و تصميم بر اين بود تا براي رفع نگراني و رضايت خاطر كشورهاي منطقه گامهايي
برداشته شود. از اين رو، تهران نيز امارات متحده عربي و چند شيخنشين
كوچك ديگر خليجفارس
را به رسميت شناخت و از آن سو نيز براي رفع هرگونه نگراني و اطمينانبخشي
به كشورهاي حوزه خليجفارس
و گسترش همكاريهاي
منطقهاي
و برقراري امنيت، از حق تاريخي خود نسبت به بحرين چشمپوشي
كرد و درباره جزيره ابوموسي سياست مشاركت را پذيرفت كه در سرزمين خودش با كشور
ديگري مشاركت داشته باشد و بنابر اين با شارجه در اينباره
توافق كرد.
در اواخر قرن 19 و اوايل قرن 20 دولت انگلستان به دلايل اهميت استراتژيك و خصوصا به
دليل سياستهاي
روسيه تزاري درخصوص دستيابي به آبهاي
خليجفارس
از يك سو و مطرحكردن
راهآهن
برلين- خليجفارس
از سوي آلمانها
از سوي ديگر اعلاميهای
را منتشر كرد كه در آن تاكيد شده بود دولت بريتانيا اجازه نميدهد
تا سلطه بلامنازع انگليس در خليجفارس
مورد چالش كشورهاي ديگر قرار گيرد و حتي در اينباره
تا پاي جنگ نيز پيش ميرود.
در همين راستا از سوي وزارت خارجه انگليس يادداشتي براي كارگزار انگليس در خليجفارس
ارسال ميشود
كه در رابطه با جزاير ايراني تحقيق كند كه اگر شيخ و حاكمي در آنها وجود دارد براي
مذاكره وارد شوند. خصوصا كه تنگه هرمز ارزش استراتژيك داشت و از اين رو بر جزاير آن
منطقه تاكيد بيشتري ميشود.
از آن طرف در سال 1903 از سوي دولت ايران بازنگريهايي
درخصوص نقشههاي
جغرافيا شده بود و با كمك كارشناسان بلژيكي ساماندهي درخصوص جزاير ايراني مورد
موافقت قرار گرفت كه بر اساس آن در برخي بنادر، گمركي به وجود آمد و پرچم ايران نصب
شد كه اين مساله درباره ابوموسي و تنببزرگ
نيز اعمال شد. اما دولت انگليس نسبت به اين مساله بياعتنايي
ميكند
و مامورين گمرك ايراني را از تنببزرگ
خارج ميكند
و از آنجا كه ايران نيز در بحران مشروطه به سر ميبرده
نسبت به اين مساله بيتوجهي
ميشود
و پرچم شارجه در تنببزرگ
نصب ميشود.
انگلستان ادعا ميكند
كه چون اين جزيره پيش از اين اشغال نشده و چون شارجه نخست آن را اشغال كرده پرچم
اين امارتنشين
را در آن نصب ميكنند؛
در حاليكه
در تمام اسناد حكومت انگليس در قرن 19 تنببزرگ
و ابوموسي و ديگر جزاير خليجفارس
جزو ارباب جمعي حاكميت فارس آورده شدهاند
و حتي در نقشههاي
رسمي دولت انگليس خصوصا نقشههاي
وزارت جنگ اين جزاير به رنگ ايران مشخص شده بودند. نايبالسلطنه
انگليس در هند نيز در كتاب ايران و مساله ايران در نقشه رسمي، جزاير را به رنگ
ايران در آورده و در نقشههاي
غيررسمي نيز اين جزاير متعلق به ايران معرفي شده است. بنابراين جزاير نه
جديدالاكتشاف هستند و نه رها شده بودند.
در نهايت در هشت آذر
۱۳۵۰
با قراردادي كه با ميانجيگري
بريتانيا ميان دولت ايران و شيخ شارجه بسته شد، حاكميت ايران بر جزيره ابوموسي به
رسميت شناخته شد و در
۹
آذر، يك روز قبل از خروج نيروهاي انگليسي از منطقه و دو روز قبل از تشكيل رسمي
اتحاديه امارات، نظاميان ايران وارد سه جزيره شدند. به موجب موافقتنامه
شارجه ايران متعهد شد كه به مدت
۹
سال، ساليانه يكونيمميليون
ليره به شيخ شارجه بپردازد.
در مورد جزيره ابوموسي ايران به شيخ شارجه اين امتياز مشاركت را قايل شد و در مورد
تنبها
حاكميت ايران كاملا مسلم و مسجل شناخته شد.
بنابر اين موضعگيريها
در مقابل ادعاي امارات و اتحاديه عرب كه حتي كشوري مانند موريتاني در اين خصوص هيچ
نقشي نداشته موضع ميگيرد
و حتي واقعيت تاريخي و حقوقي ايران را مطالعه نميكند.
اين اتفاق نظر در بين اعراب هم فقط در اينباره
وجود دارد و حتي در قبال اسراييل نيز اين اتفاق آرا وجود نداشته است.
به هرحال موضع ما درخصوص تماميت ارضي بايد محكم و قاطع باشد و نبايد با خويشتنداري
بيش از حد آنان را جسورتر كرد.
شرق
نقدی بر فیلم «تابوی ایرانی» اثر رضا علامه زاده
علی اصغر سلیمی
تابوشکنی هوشمندانه علامه زاده
یا تلاش دیرهنگام برای پشتیبانی از حقوق بهائیان ایرانی؟
مدتی است فیلم تابوی ایرانی رضا علامه زاده که با همکاری منصور تایید، بیژن شاهمرادی و احمد مهرآذر و با همگامی و پشتیبانی شخصیتهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی میهنمان، که در فیلم مورد گفتگو قرار گرفته اند، به سر انجام رسیده و تا کنون در برخی از شهرهای آمریکای شمالی و کانادا به نمایش گذارده شده است.
روز نهم مارس در شهر تورنتو همراه با ٥٢٩ تن از هم میهنانمان که بیشترشان از بهائیان مقیم کانادا بودند فیلم تابوی ایرانی را تماشا کردم. فیلمی مستند، تاریخی، اجتماعی و با نگاهی پخته و چندگانه و با دقت نظر و آگاهی به پهنه های پایمال شده مختلف حقوق انسانی و شهروندی جامعه بهائیان ایران.
علامه زاده درمورد دیرهنگام بودن و یا احساس مسئولیت خود به بهائیان ایرانی در مصاحبه با رادیو فردا اینچنین میگوید:«در واقع من زودتر باید این کار را انجام میدادم و باید جواب بدهم که چرا زودتر این کار را شروع نکردم.» پیرامون این بیان کوتاه و البته فروتنانه علامه زاده در ابتدا باید گفت که این فیلم بیش از هر چیز فضای سنگین و پر از تعصب، غیر بردبارانه، و پر از ناآگاهی مرکب و پیش داوریهای بیرحمانه اکثریت ما ایرانیان در برخورد با بهائیان را به بیننده یادآور میشود و نه دیرکرد و دیرهنگامی کوشش علامه زاده و همکارانش در تهیه این فیلم را. به جرئت میتوان گفت شاید انجام زودتر چنین تلاشهایی چکاندن قطره ها در دل کویر میبود.
ابعاد تراژدی زندگی بهائیان و شدت سرکوب آنان در ایران را میتوان در مقایسه با جنایتهای جمهوری اسلامی علیه دیگر اقلیتهای ایران بیشتر سنجید و تعیین کرد. صحبت بر سر این است که اقلیتی از مردم میهنمان شامل صدها هزار نفر، به صرف تولد در یک خانواده بهائی و از آن رو اعتقاد به دیانت بهائی نه تنها از حق داشتن کارت ملی و یا شناسنامه که در آن دینشان ذکر شده باشد، از ادامه تحصیلات عالی و ادامه کار و کسب بطور کامل محروم هستند بلکه حتی دردناک تر از آن، امر ازدواج این نسل و نسلهای پیشین بهائیان و تشکیل خانواده میان آنان، که همه خود را دینداران معتقدی میدانند نیز، از نظر جمهوری اسلامی غیر شرعی قلمداد میگردد. بدین معنا جمهوری اسلامی به نهانی ترین امر بهائیان نیز تعرض میکند. به دلیل تبلیغات نسبتا سنگین ملایان ارتجاعی شیعه و بر اثر پیش داوریها و ناآگاهی بخشی بزرگی از مردم ایران، این اقلیت به انواع اتهامات هنجاری، اخلاقی و رفتاری منسوب میگردند. علاوه بر آن به صرف اینکه رهبر دینی شان بدست عثمانیان در سرزمینی که بعدها نام اسرائیل یافته، به زندان افتاده و به خاک سپرده شده است، هر فرد بهائی به اتهام جاسوسی برای اسرائیل و انگلیس متهم و محکوم میگردد. اینها همه خود ابعاد ویژه بودن و غلظت سرکوب این اقلیت مذهبی در زیر سلطه جمهوری اسلامی را نشان میدهد.
از تجربیات خودم در این رابطه در سالهای پیشین مختصرا بگویم. در تب و تاب مبارزه علیه رژیم پیشین و چند سال قبل از انقلاب ٥٧ دو دانشجوی جوان دانشگاه تهران (مرد شیعه و زن بهائی) با هم ازدواج کردند. برغم اینکه هر دو روشنفکر چپ و سنت شکن و منتقد بودند جوان شیعه هرگز قادر نشد به پدر ملای خود ابراز کند که همسرش، که بسیار به او نیز علاقمند بود، بهائی است. خلاصه اینکه حاصل این عدم انطباق و عدم پذیرش خانواده، رفتن وی به جبهه جنگ و کشته شدنش در یک عملیات انتحاری و به ظاهر قهرمانانه بود. من بعنوان دوست نزدیک وی شاهد این مسئله بودم که این عدم انطباق بود که عملا خودکشی این فرد کمونیست را بدنبال داشت.
در نمونه ای دیگر زن بهائی جوان باید شناسنامه اش را پس از ازدواج با مرد شیعه به مسجد محل و سپس به محضر میبرد تا کلمه بهائی را از شناسنامه اش بردارند و یا شناسنامه ای دیگر برای او صادر کنند تا همسرش و ازدواج آنها بتواند مورد پذیرش خانواده مرد قرار گیرد. نمونه دیگر حتی وجود ابلاغیه ها در بین نیروهای چپ بود مبنی بر تامل در عضویت رسمی بهائیان در تشکیلات و یا چیدن تمهیداتی برای در حاشیه گذاشتن موقتی آنان، تا حوزه های سازمانی مورد آسیب قرار نگیرند. در شمال ایران در اواخر سالهای ٤٠ و اوایل دهه ٥٠ تبلیغات و فعالیتهای ضدبهائیت از سوی کانونهایی از قبیل انجمن حجتیه بشدت رواج یافته بود، که حتی تحمل خواندن کتابی از آنان را نیز نداشتند و عمدتا آنان را از جنبه های اخلاقی و هنجاری و وابستگی به دولتهای استعماری آماج حمله قرار میدادند.
علامه زاده ضمن انداختن نگاه و پرتوی تاریخی به جریان بهائیت نیرومندانه و موشکافانه و بدور از تردیدها و ابهامات به کانون داغ این معضل فرهنگی ـ فکری جامعه ایرانی میپردازد و میتازد. دوربین علامه زاده در جریان وقایع تلخ و ناگوار زندگی روزانه مردمی ساده و زحمتکش و نسل اندر نسل متعلق به خاک این کهن دیار، ریشه های دشمنی علیه بهائیان را میکاود، در تهران، شیراز، سمنان، مازندران، اصفهان، تبریز، جلفاو حتی در «ایول»، روستایی در قلب بلندیهای مازندران و در میان مردمان ساده این روستا. در تمام این بیش از صد و چند ده سال از آغاز شکل گیری بهائیت و بلکه دورتر از آن، از زمان شکل گیری جنبش بابیگری مردم این مناطق همراه با جنبش اجتماعی روشنگرانه ای که علیه استبداد قاجاریه شکل گرفته بود به جنبش بابیگری پیوستند و در این مناطق ریشه دواندند. در این سی و چند سال جمهوری اسلامی ولی با آنان بدتر از اسیران جنگی رفتار کرده است و این در حالی است که این جامعه نه اعلان جنگی به جمهوری اسلامی داده اند، نه در سازمانهای سیاسی متشکل با نظم آهنین فعال بوده اند تا باصطلاح به «طرح براندازی» جمهوری اسلامی یاری رسانده باشند، بلکه به حداقل سطوح و انتظارات ممکن زندگی شخصی خود قانع بوده و کوشیده اند تا در خاک میهنشان بمانند. ولی این حداقل ها نیز از سوی ارتجاع شیعی ـ ولایی پذیرفته نگردیده است. براستی چرا؟
رژیم قدار و قرون وسطائی اسلامی ـ شیعی بدنبال نابودی چه چیزی است؟ از چه چیزی میهراسد؟ در جستجوی چیست؟ زندگی چندصد هزار بهائئ (به روایتی٣٠٠ ـ ٤٠٠ هزار نفر)چه آسیبی میتواند به جمعیت ٧٥ میلیونی ایرانی و به این حکومت ولایی ـ نظامی تا دندان مسلح آقای خامنه ای بزند؟
علامه زاده در فیلم مستندش، فشرده و دقیق گرانیگاه و جایگاه دشمنان آزادی و حقوق انسانی و حقوق اقلیتهای ایرانی و ریشه های دشمنی علیه بهائیت را در تفکر و منش و رفتار رژیم ولایت فقیه که در هراس از مردمش و در ستیز با تمدن و جهان امروز قرار دارد را، تشریح و به تصویر میکشاند.
ما هفت سال پیش نیز شاهد لحظه شناسی و تعهد و دفاع بی شائبه علامه زاده در دفاع از حقوق بشر در ایران بواسطه خلق اثر هنری وی، هنگامی که ١٢٣مین زادروز دکتر مصدق در شهر کلن را برگزار میکردیم، بودیم. در آن هنگام نیز تیم رضا و بیزن و ناصر و همکاران پرکوش و ارجمند دیگرشان براستی پس از ماهها کار و تلاش سنگین و با انواع موانع و مشکلات و دست و پنجه نرم کردن با محدودیتهای کاری و مالی، نمایش فیلم دکتر مصدق را به پایان رساندند و آنرا در سالن نمایشی در شهر کلن با ظرفیت هزار نفر، در سالهایی که به سختی میشد چند صد نفر را نیز گرد آورد، به روی اکران آوردند. پس از آن نمایش فیلم دکتر مصدق از سوی هزاران نفر از هم میهنانمان در تورهای اروپایی و آمریکایی آن مورد توجه قرار گرفت. بر این باو.رم که فیلم تابوی ایرانی علامه زاده و تیمش نیز در ادامه تور کانادا ـ آمریکای شمالی آن همچنان مورد استقبال گسترده جهانی ایرانیان قرار خواهد گرفت.
سخت کوشی و پایداری و تب و تاب بدور از هیاهوی رضا علامه زاده، آنگونه که رحمانی نژاد به درستی نیز میگوید به عنوان فیلمساز، نویسنده و کوشنده حقوق بشری که ٥ دهه از عمرش را در راه آزادی و بهروزی ایرانیان به اهتمام گذرانده است، برایم حداقل بیش از سه دهه آشنایی با او، آشکار بود. اما باید صمیمانه اعتراف کنم وقتی شنیدم فیلم تابوی ایرانی آماده نمایش شده است، نگران بودم که رضا چگونه با این آتش بازی خواهد کرد و این معضل تاریخی ـ فکری ـ فرهنگی را چگونه به تصویر و فیلم خواهد کشاند؟!
علامه زاده فیلم مستند تابوی ایرانی را ساخت و در واقع تابوشکنی بزرگی را، بدور از طرح شعارهای تند و تکراری سیاسی انجام داد. او به حصارهای ذهنی و پیش داوری های من تماشاگر و حتی روشنفکر تاخت. در توصیف کارهای رضا علامه زاده و کوشش جدیدش دوست ارجمندم ناصر رحمانی نژاد چه زیبا و رسا گفت: «رضا علامه زاده با این فیلم سومین سفر خود را از ایران برای یافتن گوشه پناهی در این جهان آشفته انجام داده و خوشبختانه در این سفر نیز مانند دو سفر پیشین با موفقیت به مقصد رسیده است.» علامه زاده در آستانه ٧٠ سالگیش به فراز دیگری از زندگیش دست یازید. آنگونه که شنیده و میدانم، این تلاش و فراز بزرگ بدون پشتکار و بردباری صمیمانه بیژن شاهمرادی و همکاری ها و رایزنی های دقیق هنرمند ارجمند بهائی منصور تایید و احمد مهرآذر مقدور نمی گردید.
روستای مه آلود و رازآلوده «ایول» تجسم ژاله ها و شبنم ها و قطرات اشک بهائیانی است که بوئژه در این سی و سه سال فراوان باریده اند و بقول خیام:
« در چنبر چرخ جان چندین پاکان میسوزد و خاک میشود، دودی کو»
صدای گرم و دردآشنای داریوش اقبالی، در متن موسیقی اسفندیار منفردزاده موجب تلطیف فضای فکری پربار فیلم و انگیزش هرچه بیشتر تماشاگران میگردد.
در آستانه بهار و نوروز خجسته، این فراز جدید سینمای ایران و این موفقیت بزرگ کوششهای حقوق بشری را پیش از همه به جامعه بهائیان ایرانی و علامه زاده و تیمش شادباش میگویم.
علی اصغر سلیمی
سوم فرودین ١٣٩١
a.salimi@gmx.de
« بانوئی از جنس بهار»
آمنه بهرامی زن سال 1390
بخششهای بزرگ در آخرين لحظات
شرق:
آمنه بهرامي دختري كه خواستگار سابقش را در واپسين لحظات قبل از اجراي حكم قصاص
بخشيد، بيشك يكي از برجستهترين چهرههاي سال است. بخشش او موجي از احساسات و
عواطف مثبت را به راه انداخت و مردم زيادي با اين رفتار او خشنود شدند. آمنه بعد از
بخشش مجيد موحد كه هفت سال قبل روي چشمانش اسيد پاشيده و او را نابينا كرده بود
گفت: «اين كار را كردم تا مردم را خوشحال كنم.»نام اين دختر جوان با اين
بخشش بزرگ در اذهان عمومي ثبت و ماندگار شد ...
نخستین برنده جايزه رسانهای اتحاديه اروپا اعلام شد
اولين جايزه برای فيلم بعدی فرهادی
گروه هنر، ساسان گلفر: دريافت جوايز معتبر بينالمللي
براي سازنده «جدايي نادر از سيمين» در اين روزها به يك عادت بدل شده است، اما جايزهاي
كه روز چهارشنبه اعلام شد به اصغر فرهادي تعلق خواهد گرفت، از آن نوع جوايزي است كه
نه فقط براي فرهادي، بلكه براي همه دنيا تازگي دارد و يك مورد كاملا بيسابقه
است. جايزه رسانهاي
اتحاديه اروپا براي اصغر فرهادي را هم از اين لحاظ ميتوان
بيسابقه
به شمار آورد كه براي اولين بار است اهدا ميشود
و هم اينكه به فيلمي تعلق ميگيرد
كه هنوز در مرحله پيش توليد است و ساخته نشدهاست.
طرح فيلم بعدي فرهادي از ميان 200طرح ارايه شده برنده اولين جايزه رسانهاي
اتحاديه اروپا شده است.سايت رسمي اتحاديه اروپا روز چهارشنبه چهارم آوريل 2012 (16
فروردين 1390) اعلام كرد كه خانم آندرولا وسيليو، كميسر امور آموزش، فرهنگ،
چندزباني و جوانان اين اتحاديه، اولين جايزه رسانهاي
اتحاديه اروپا را روز يكشنبه بيستم ماه مي (31 ارديبهشت) در شصت و پنجمين دوره
جشنواره فيلم كن به اصغر فرهادي اهدا خواهد كرد. اصغر فرهادي جايزه را بهطور
مشترك با آلكساندر ملهگي
تهيهكننده
فيلم بعدي او از شركت تهيه فيلم ممنتو دريافت خواهد كرد. اين فيلم قرار است پاييز
امسال در فرانسه به زبان فارسي و فرانسوي فيلمبرداري شود. بنا بر اطلاعيه
منتشرشده در سايت رسمي اتحاديه اروپا، جايزه رسانهاي
اين اتحاديه - موسوم به
MEDIA -
به بهترين پروژه سينمايي اهدا ميشود
كه انتظار ميرود
فروش خوبي داشته باشد و فيلمنامهنويس
و شركت تهيهكننده
آن، فيلم خود را براي دريافت كمكهاي
مالي در روند توليد فيلم است، ثبت كرده باشند. خانم وسيليو در اين اطلاعيه كه در
بروكسل بلژيك صادر شد، اظهار داشت: «مفتخرم كه امروز اين جايزه را به اصغر فرهادي
بدهم، براي اين پروژه فيلم كه از يك هويت فرهنگي قدرتمند برخوردار است و باز بودن
فرهنگ اروپا -كه من هر روز از آن دفاع ميكنم-
را به تصوير ميكشد.
او پس از موفقيت جهاني شاهكارش «جدايي نادر از سيمين» به ما پروژهاي
ميدهد
كه متعهدانه و به همان اندازه تاثيرگذار است و مهمتر
از همه اينكه مشوقي است براي جهانشمول بودن.» سايت رسمي اتحاديه اروپا همچنين به
نقل از اصغر فرهادي نوشته است: «در دورانی که بخشی از اهل سیاست، رنگارنگی و تنوع
دلپذیر فرهنگها
در دنیا را به تقابل و اختلافات فرهنگی تبدیل کردهاند،
انتخاب طرح فیلم بعدی من توسط گروه
MEDIA
برایم نشانه بسیار خوبی است. ضمن سپاس از
MEDIA،
بابت نگاه روشن و بازشان به ارتباط متقابل و محترمانه فرهنگها
به آنان تبریک میگویم.»
طرح و مشخصات پروژه سينمايي اصغر فرهادي از ميان طرح پروژههايي
كه براي دريافت حمايت مالي در سال 2012 به ثبت رسيده بودهاند،
براي دريافت جايزه رسانهاي
اتحاديه اروپا انتخاب شده است. فيلمهاي
اين برنامه ممكن است داستاني، انيميشن يا مستند باشند اما حتما بايد به منظور اكران
در سينما ساخته شوند.
هزينههاي
توليدي كه با جايزه رسانهاي
اتحاديه اروپا تامين ميشود،
شامل هزينه
آمادهسازي
فيلمنامه، جستوجو
و انتخاب هنرپيشههاي
اصلي و ساير عوامل، برنامهريزي
مالي فيلم، طرحهاي
بازاريابي اوليه و توليد آزمايشي پروژه است. برنده نهايي اين برنامه توسط كارشناسان
مستقل، كميسيون اروپا و آژانس اجرايي آموزش، صوتي- تصويري و فرهنگي
(EACEA)
انتخاب شده است. طبق اعلام سايت رسمي اتحاديه اروپا، اولين جايزه رسانهاي
اتحاديه اروپا همچنين آغازكننده
مرحله تازه برنامه
MEDIA
براي دوره 2014 تا 2020 است كه با عنوان «اروپاي خلاق» شناخته ميشود.
كميسيون اروپا از طريق برنامه «اروپاي خلاق» قصد دارد برنامهاي
منحصربهفرد
و پوششدهنده
همه بخشهاي
فرهنگي و خلاق را فراهم آورد و در هر بخش خاص برنامه
MEDIA
امكانات مالي مختلفي را در اختيار اشخاص حرفهاي
جهان سينما بگذارد. برنامه
MEDIA
به ويژه قصد دارد به افراد حرفهاي
كه از فناوريهاي
ديجيتال براي بهسازي جريان گردش فيلمها
و ساير آثار فرهنگي استفاده ميكنند،
ياري برساند. بودجه اين برنامه براي بازه زماني 2014 تا 2020 معدل يك ميليارد و
800ميليون يورو در نظر گرفته شده است و برنامه «اروپاي خلاق» قرار است بيش از 900
ميليون يورو براي پشتيباني از صنعت فيلم و صوتي- تصويري اختصاص دهد (كه در حال حاضر
تحت پوشش برنامه
MEDIA
و MEDIA
Mundus
است) و حدود 500 ميليون يورو نيز به بخش فرهنگ اختصاصميدهد.
شرق
تعطیل ترین کشور جهان"
با چهار ماه تعطیلی در سال
شمار روزهای تعطیل سال ۹۱ با محاسبه تعطیلی ادارات در روزهای پنجشنبه به ۱۳۰ روز یا یک سوم سال میرسد. در دو سوم باقی مانده سال، ساعات کار مفید در ادارات دولتی، به نقل از مرکز پژوهشهای مجلس، روزانه دو ساعت است.
رهبر جمهوری اسلامی ایران سال ۱۳۹۱ را "سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی" نامگذاری کرده است. رئیس دولت دهم نیز در پیام نوروزی خود، حمایت از تولید، سرمایه و کار ایرانی را دستور کار دولت در سال ۱۳۹۱ عنوان کرد. محمود احمدینژاد البته علیرغم تأکید بر حمایت از تولید و کار ایرانی، همزمان خواستار افزایش روزهای تعطیل در سال است.
سایت خبرآنلاین، نزدیک به علی لاریحانی رئیس مجلس شورای اسلامی، شمار روزهای تعطیل سال ۱۳۹۱ را، با محاسبه تعطیلی پنجشنبهها در ادارات دولتی، ۱۳۰ روز برآورد کرده است. از اول فرودین تا ۲۹ اسفند ماه ۲۱ روز تعطیل رسمی و دستکم ۵ روز، روز بین تعطیلی است.
در سالهای اخیر و به ویژه از زمان روی کار آمدن احمدینژاد، مرسوم شده که روزهای بین تعطیلی به روزهای تعطیل افزوده شوند. برای مثال، اگر روز تعطیل رسمی یکشنبه باشد، روز شنبه را نیز تعطیل اعلام میکنند.
مرکز پژوهشهای مجلس ساعات کار مفید در ادارات دولتی را دو ساعت برآورد کرده است
با در نظر گرفتن تعطیلات رسمی، روزهای بین تعطیل، پنجشنبهها و جمعهها در سال پیشرو، "سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی"، ۱۳۰ روز یا به عبارتی چهار ماه و ده روز تعطیل است.
"تعطیلترین کشور جهان"
علاوه بر تعطیلی روزهای پنجشنبه، تلاش دولت برای افزایش تعطیلات مذهبی یا کاهش ساعات کاری در ماه رمضان از جمله موارد مورد مناقشه دولت و نمایندگان مجلس شورای اسلامی بوده است. افزایش تعطیلی عید فطر از یک به دو روز، یکی از این موارد در سال گذشته بود. البته نمایندگان مجلس در نهایت در برابر خواست دولت سر خم کردند.
مصطفی کواکبیان، نماینده سمنان که از مخالفان تصویب این لایحه بود، پیش از تصویب این لایحه در صحن علنی مجلس خاطر نشان کرده بود: «افزایش تعطیلات را حتی اگر مجلس تصویب نکند، دولت کار خود را خواهد کرد.» نماینده سمنان پیشتر گفته بود: «افزایش هر روز تعطیلی، طبق آمارهای دولت موجب خسارت ۳۰۰ هزار میلیون تومانی به کشور میشود».
علیرضا محجوب، نماینده تهران هم که از مخالفان تصویب این لایحه بود، تصریح کرده بود که با افزایش تعطیلات عیدفطر، ایران تعطیلترین کشور جهان خواهد شد.
به نقل از گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، دستمزد پرداختی به شاعلان در روزهای تعطیلات رسمی در سال ۸۴ حدود ۷ هزار میلیارد تومان بوده که در سال ۸۶ به ده و نیم هزار میلیارد تومان افزایش یافته است.
"دو ساعت کار مفید در روز؛ برآوردی خوشبینانه"
مرکز پژوهشهای مجلس همچنین در گزارشی که پس از رد دو فوریت طرح تعطیلی پنجشنبهها در مجلس منتشر کرد، ساعات کاری مفید در ادارات دولتی ایران را "در خوشبینانهترین برآورد، دو ساعت" اعلام کرد.
با این حال محمود احمدینژاد بدون اشاره به ساعات مفید روزهای کار در سایر کشورهای دنیا، شمار روزهای تعطیل رسمی در ایران در مقایسه با سایر کشورهای جهان را اندک میداند.
روزهای تعطیل رسمی سال جاری در ایران ۲۱ روز است. این رقم از آمار تعطیلات رسمی بسیاری از کشورهای جهان به مراتب بیشتر است. هلند و فرانسه ۱۱ روز، آلمان و اتریش ۹ روز، بریتانیا ۱۷ روز و آفریقای جنوبی ۱۴ روز تعطیلات رسمی دارند.
مرکز پژوهشها سال گذشته با ارائه پیشنویس طرحی در مورد تعطیلات رسمی کشور، پیشنهاد کرد که تعطیلات رسمی قطعی عبارت باشند از: ۴ روز نخست نوروز، روز ۱۳ فروردین ماه، روز عید فطر، روز عید غدیر، روز عید قربان، روز نیمه شعبان، روز ۲۸ ماه صفر، روز ۲۱ ماه رمضان، و روزهای تاسوعا و عاشورا. این طرح مورد استقبال دولت محمود احمدینژاد قرار نگرفت. دویچه وله
مرگ 20 هزار ايراني در تصادفات سال 90
رئيس مرکز تحقيقات پزشکي قانوني از مرگ 20 هزار و 68 نفر در تصادفات سال 1390 خبر داد و گفت: اين آمار در مقايسه با مدت زمان مشابه سال گذشته که 23 هزار و 249 نفر در تصادفات رانندگي کشته شدند، 13.7 درصد کاهش را نشان ميدهد.
به گزارش مهر، محمود خدادوست اعلام کرد: 20 هزار و 68 نفر در تصادفات سال 1390 جان
خود را از دست داده اند که اين آمار در مقايسه با مدت زمان مشابه سال گذشته که 23
هزار و 249 نفر در تصادفات رانندگي کشته شدند، 13 درصد کاهش را نشان ميدهد.
وي با اشاره به اينکه سه هزار و 181 نفر کمتر از سال 1389 در تصادفات کشته شدند
گفت: 15 هزار و 624 نفر از تلفات رانندگي در سال 90 مرد و چهار هزار و 444نفر زن
بودند. جاده هاي برون شهري بيشترين محل وقوع مرگ هاي ناشي از تصادفات بوده است. 12
هزار و 232 مورد از مرگ هاي تصادفات در جاده هاي برون شهري، پنج هزار و 888 نفر در
تصادفات درون شهري، يکهزار و 803 نفر در جاده هاي روستايي و محل مرگ 145 نفر
نامعلوم گزارش شده است.
استان فارس؛ بيشترين تلفات
دکتر خدادوست در مورد استانهايي که بيشترين و کمترين تلفات رانندگي را در سال 1390
داشته اند گفت: بالاترين آمار تلفات حوادث رانندگي با 1623 نفر کشته، در استان فارس
ثبت شد و تهران با 1609 و خراسان رضوي با 1599 نفر پس از استان فارس قرار دارند. در
بين کمترين ها نيز، استان ايلام با 152 نفر، کهگيلويه و بويراحمد با 159 و خراسان
جنوبي با 187 نفر، به ترتيب استان هاي داراي کمترين تلفات رانندگي بوده اند.
خراسان جنوبي؛ بيشترين کاهش تلفات رانندگي
وي در خصوص بيشترين کاهش تلفات حوادث رانندگي در بين استان هاي کشور گفت: استان
خراسان جنوبي با 30.7 درصد کاهش، هرمزگان با 27.9 درصد کاهش و پس از آن استان قم با
25.7 درصد کاهش بيشترين کاهش را در تعداد تلفات حوادث رانندگي در سال 90داشته
اند.در زمان وقوع تصادف 40.4 درصد از کشته شدگان، راننده وسيله نقليه، 22.5 درصد
عابر پياده و 35.6 درصد سرنشين يا ترک وسيله نقليه بوده اند. از لحاظ سني 7.9 درصد
افراد 10 سال و کمتر، 5.6 درصد 17-11 سال، 29.7 درصد 29-18 سال، 29.2 درصد 49-30
سال، 27.6 درصد کشته هاي تصادفات 50 سال به بالا داشته اند. نحوه وقوع تصادف 47.3
درصد از افراد متوفي ناشي از برخورد دو وسيله نقليه، 22.5 درصد ناشي از برخورد
وسيله نقليه به عابر متوفي و 22درصد واژگوني وسيله نقليه بوده است.
خودروهاي سواري رکورددار تلفات
خودرو مورد استفاده 38.9 درصد از افراد متوفي خودرو سواري، 24 درصد موتورسيکلت، 6.7 درصد وانت بار، 3.7 درصد کاميون، کاميونت و تريلي و 1.8 درصد اتوبوس و ميني بوس بوده است. خودرو درگير با خودرو و يا عابر پياده متوفي در 32 درصد موارد خودرو سواري، 17.9 درصد کاميون، کاميونت و تريلي، 8.2 درصد وانت بار، 5.3 درصد موتورسيکلت و 4.1 درصد اتوبوس و ميني بوس بوده است.
ضربه به سر عمده ترين علت مرگ در تصادفات
علت اصلي مرگ 54.1 درصد از افراد ضربه به سر، 24.1درصد شکستگي هاي متعدد، 7.8 درصد
به دليل خونريزي و 7.8 درصد به دليل علل اشتراکي بوده است. همچنين محل فوت 52.2
درصد از افراد در محل حادثه، 8.1 درصد حين انتقال به بيمارستان و محل فوت 38.6درصد
از افراد در بيمارستان بوده است.
297 هزار و 257 مصدوم
رئيس مرکز تحقيقات با يادآوري اينکه صرفا آمار مصدوميني که به مراکز پزشکي قانوني
ارجاع ميشود
در اين سازمان ثبت شده است اظهار داشت: در سال 1390 آمار 297 هزار و 257 نفر مصدوم
حوادث رانندگي در پزشکي قانوني ثبت شد که از اين تعداد 216 هزار و 207 نفر مرد و 81
هزارو 50 نفر زن هستند.به گفته خدادوست مصدومين حوادث رانندگي امسال نيز 5 درصد
کاهش يافته است. ميزان مصدومين حوادث رانندگي در سال 89، 312 هزار و 745 نفر بوده
است.
هزار و 270 کشته در حوادث رانندگي اسفند
دکتر خدادوست تعداد تلفات حوادث رانندگي اسفند ماه را هزار و 270 نفر اعلام کرد و
افزود: مقايسه آمار تلفات حوادث اسفند سال 1390 در مقايسه با هزار و 452 نفري که در
مدت زمان مشابه سال 1389 جان باختند، 12.5درصد کاهش را نشان ميدهد.
به گفته رئيس مرکز تحقيقات پزشکي قانوني از مجموع هزار و 270 کشته حوادث رانندگي
اسفند ماه، 999 نفر مرد و 271 نفر زن بودند و 776 نفر از کشته شدگان حوادث رانندگي
اسفند در جاده هاي برون شهري، 408 نفر در جاده هاي درون شهري، 78 نفر در جاده هاي
روستايي و محل مرگ 8 نفر نيز نامعلوم ثبت شده است. وي در خصوص استانهاي داراي
بيشترين تلفات حوادث رانندگي در آذرماه گفت: استان فارس با 103 کشته اولين استان و
تهران با 102 و خوزستان با 97 کشته، به ترتيب استان هايي هستند که بيشترين آمار
تلفات رانندگي در آنها ثبت شده است. دکتر خدادوست تعداد مصدومين حوادث رانندگي
اسفند ماه را 19 هزار و 978 نفر اعلام کرد و افزود: اين آمار در مقايسه با 19 هزار
و 597 مصدوم حوادث رانندگي که در اسفند ماه سال 1389 به سازمان پزشکي قانوني مراجعه
داشته اند 1.9 درصد افزايش داشته است.ابتکار
نايب رييس مجلس هشتم انتقاد کرد:
واردات آب بستهبندی شده از چين
تحريمها،
هشدار به دولت براي اجرا نكردن فاز دوم هدفمندي يارانهها،
گله از واردات بيرويه
كالا از واردات آب از چين گرفته تا سنگ قبر، بخشي از گفتوگوي
خبرآنلاين با محمدرضا باهنر، نايبرييس
مجلس هشتم بود كه با تحريمها
شروع شد و با فاز دوم هدفمندي يارانهها
به پايان رسيد.
اگر تحريمها
در راستاي مذاكرات 1+5 برطرف شود پس از رفع اين تحريمها،
مشكل اصلي كه بايد در اقتصاد ايران به آن پرداخته شود، چيست؟
به نظر ميرسد در اولين قدم بايد اراده ملي در جهت حمايت از توليد داخلي به كار گرفته شود. نكته ديگر اين است كه ما مسوولان بايد منافع ملي را به رضايت كوتاهمدت اقشار مختلف جامعه ترجيح بدهيم. بعضي اوقات با بعضي اقدامات ميتوانيم رضايت نسبي در جامعه بهوجود بياوريم اما كاملا مشهود است كه با انجام آن كارها منافع بلندمدت جامعه به خطر ميافتد. اما برخي از مسوولان بالاخص مسوولاني كه هر چهارسال تغيير ميكنند و براي ماندگاري نياز به راي مردم دارند سعي ميكنند رضايت نسبي جامعه را جلب كنند. هرچند كه در بلندمدت به ضرر جامعه باشد. همين مساله اين روزها باعث اختلاف ميان كارشناسان و برنامهريزهاي كشور و مسوولان شده است.
ظاهرا تصويب قانون كسبوكار
هم با مخالفتهايي
مواجه بود؟
دقيقا؛ اما متاسفانه اگر به رتبه كسبوكار
ايران در جهان نگاه كنيم واقعا ضرورت تصويب چنين طرحي را احساس ميكنيم.
ما الان ظاهرا رتبه 150 را در ميان كشورهاي ديگر داريم. البته رقم دقيق را نميدانم
اما در همين حدودها اعلام شده است. اين رقم اصلا خوبي نيست. اين مساله به دليل
بروكراسي پيچيده ماست كه خودش مانعتراشي
ميكند.
در كشور ما براي راهاندازي
يك كار بهطور
متوسط بايد يكسال
معطل شويد در حاليكه
متوسط جهاني آن يكماه
است.
در عين حال بايد مشكلات ديگري هم چون همراهينكردن بانكها، عدم پرداخت مطالبات معوق بخش خصوصي توسط دولت و... را هم اضافه كرد.
براي پرداخت مطالبات پيمانكاران چه چارهاي
انديشيده شده است؛ مثلا وزارت نيرو در حال حاضر حدود پنجهزارميلياردتومان
به پيمانكاران بدهكار است و همين امر آنها را به مرز ورشكستگي كشانده اما دولت
واكنشي در اين خصوص نشان نميدهد؟
ما همانطور
كه ميدانيد
در قانون بودجه سال گذشته پرداخت اين مطالبات را ديده بوديم اما در نهايت دولت اين
چهار تا پنجهزارميلياردتومان
را گرفت و در بخش پرداخت يارانه نقدي به مردم هزينه كرد و در نهايت باز هم بدهيها
به قوت خود باقي ماند. اين درحالي است كه بعد از دوسال اگر دولت مطالبات بخش خصوصي
را پرداخت كند بدون ديركرد و جريمه و... پرداخت ميكند
در حاليكه
بانكها
در ازاي هر روز تاخير بخش خصوصي در پرداخت مطالبات آنها را جريمه ميكند.
شايد به همين دليل ما قانون فضاي كسبوكار
را تصويب كرديم. البته دولت هم از تصويب چنين قانوني بسيار ناراحت بود اما ما آنها
را ملزم كرديم كه از اين پس تمام قراردادهاي منعقدشده ميان دولت و بخش خصوصي بايد
بازنگري شود. ما با اين قانون در تلاشيم تا از انعقاد قراردادهاي ظالمانه همانند
تركمانچاي با بخش خصوصي جلوگيري كنيم.
آقاي مهندس از تصويب قانون مبارزه با قاچاق كالا و ارز بگوييد؟ به نظر شما اين
قانون واقعا اجرايي ميشود
يا باز هم در حد يك نوشته باقي ميماند؟
همانطور
كه ميدانيد
قاچاق كالا خيلي از بنگاههاي
صنعتي ما را زمين زده است. در حال حاضر ميبينيم
كه يك دست كتوشلوار
خارجي، ارزانتر
از قيمت تمامشده
يك كت ايراني در ميآيد.
البته اين مساله در مورد اغلب صنايع ما صدق ميكند.
ضمن اينكه حتي يك سري از كالاها از طريق مبادي ورودي قانوني و از طريق گمرك وارد ميشوند
در حاليكه
همين واردات قانوني هم صدمه جبرانناپذيري
به اقتصاد ما زده است. در حال حاضر حتي سنگقبر
هم از چين ميآورند.
سنگقبرهايي
كه روي آنها آيه قرآن نوشته شده و اتفاقا درست هم مينويسند.
در چنين شرايطي حفظ صنعت كشور واقعا دشوار است. يكي از فعالان بخش خصوصي چندي پيش
به بنده ميگفت
كه ميخواهم
كاري انجام دهم كه يك تلنگر جدي به شما بخورد. توضيح كه داد متوجه شدم ميخواهد
آب وارد كند. او در تلاش بود كه آب از چين وارد كند و ثابت كند كه آب بستهبندي
شدهاي
كه از چين وارد ميشود
بسيار ارزانتر
از آب بستهبندي
شده در كشور است. به گفته او، سودي از اين كار نميبرد
اما فقط ميخواست
توجه ما را به اين مساله و مشكلات صنعت كشور ناشي از قاچاق بيرويه
كالا جلب كند.
آقاي مهندس، شما موافق اجراي فاز دوم هدفمندي يارانهها
هستيد؟
ما با اجراي فاز دوم هدفمندي يارانهها
مخالفيم اما اين بهمعناي
اين نيست كه با كل اين پروژه مشكل داريم. ما از دولت هم قدردانيم كه توانست بالاخره
اين هدف مهم اقتصادي كشور را اجرايي كند چرا كه سالها
بود اين نياز احساس ميشد
و ما نيازمند چنين تحولي در اقتصاد كشور بوديم. اما منكر اين مساله هم نميتوانيم
بشويم كه قانون اشكالاتي دارد كه بايد حل شود.
به نظر شما اين اشكالات را بايد در چه بخشهايي
جستوجو
كنيم؟
ما هزينههاي
هدفمندي را در سهبخش
ديده بوديم. بخش اول، پرداخت يارانه نقدي به مردم، تخصيص 30درصد
درآمد طرح به بخش صنعت كشور و 20درصد
ديگر به دولت! در ابتدا دولت فكر ميكرد
ما اين 20درصد را تخصيص داديم كه وقتي پرداخت هزينه آب و برق شركتهايش
افزايش مييابد
بتواند از آن استفاده كند و براي همين آن را بخشيد و تاكيد كرد از دريافت اين مبلغ
صرفنظر
كرده است.
درحاليكه
اين 20درصد اگرچه به نام دولت اما براي هزينههاي
جبراني طرحهاي
نيمهتمام
و پروژههاي
عمراني آنها در نظر گرفته شده بود، در حال حاضر بسياري از پيمانكارها مشكلات اساسي
دارند. به غير از اين، دلايل زيادي وجود دارد كه نشان ميدهد
بايد در اجراي فاز دوم يك نيشترمز
بزنيم.
شرق
دو ميليون و پانصدهزار کودک کار در ايران
برخي از فعالان حقوق کودک ميگويند که سازمانها و وزارتخانههايي که بهظاهر بايد متولي رسيدگي به امور کودکان کار و خيابان باشند، سکوتي معنادار را در پيش گرفتهاند. اين در حالي است که گزارشها حکايت از افزايش کودکان کار در ايران دارد.
بهگزارش
فرارو؛ گدايي، ولگردي، آدامسفروشي،
گلفروشي،
دستفروشي
و تنفروشي
ليستي سرگشاده از فعاليت اين کودکان کمسن
و سال است. هزاران كودكي که شهروندان بااحساس يا بياحساس
هر روز از کنار آنان ميگذرند؛
کودکاني مبتلا به بيماريهاي
مختلف روحي و هويتي يا جسمي که آمارهايي نگرانكننده،
خبر از ناقل ايدز يا هپاتيتبودن
آنان نيز ميدهد.
کودکان کار بيش از ساعت، در خيابانهاي
پُرخطر شهر ميگذرانند.
با انواع مختلف آدمها
و بزهها
برخورد ميکنند.
بدينترتيب،
آنان هر روز با افرادي اغلب بيسواد،
فقير،
معتاد، خشن روبهرو
ميشوند.
به عقيده کارشناسان چنين وضعيتي مسلماً بستري مساعد براي گرايش به آسيبهاي
مختلف اجتماعي است.
گزارش مرکز آمار ايران نشان ميدهد
بيش از 2ميليونو500هزار
کودک کار در ايران وجود دارد که در معرض جدي کودکآزاري
جسمي و جنسي و اعتياد قرار دارند. اين در حالي است که به نظر خسرو صالحي، فعال حقوق
کودک، «در ايران نزديک به ميليون از اين بچهها
در کنار ما در حال کار هستند که متأسفانه آمار پنهان ماندهاي
است و ديده نميشود.»
بيشتر کودکان خياباني در گروه سني تاسال قرار دارند و با توجه به موقعيت کاري و
زندگيشان
در معرض انواع آسيبها
قرار ميگيرند.
بااينکه در کشور ما و به اعتقاد صالحي در بسياري از کشورهاي جهان، آمار درست و علمي
از کودکان کار و اعتياد وجود ندارد، تحقيقى در جنوب تهران نشان مىدهد
که 66درصد کودکان خياباني به بيمارى عفونتهاى
انگلى روده، 10درصد به عفونتهاى
ادراري، 96درصد به پوسيدگى دندانها
و بيمارىهاى
لثه و 24درصد به عفونتهاى
پوستى مبتلا هستند. کودکان خياباني که در اين تحقيق بررسي شدند، ميانگين سنيشان
سال بوده است: /درصد کودکان دچار افسردگي بوده و /درصد هم قبلاً افسردگي داشتهاند.
درمجموع، در/درصد از کودکان، افسردگي گزارش شده است. ضمن آنکه افکار خودکشي در
/درصد کودکان به اثبات رسيده است.
درمجموع درصد از درصد کودکاني که بررسي شدند، مبتلا به افسردگي بودند و در معرض
سوءاستفاده جنسي قرار گرفتهاند.
همچنين از 87کودک خيابانى بررسيشده،
/درصد کودکان بررسيشده،
مصرف سيگار و /درصد کودکان مصرف موادمخدر داشتهاند.
اين آمار و آمار سالهاي
اخير در ايران، بنابر نظر کارشناسان جز فاجعهاي
که به واسطه کودکبودن
رخ داده است، چيز ديگري نيست.
مشکلات و آسيبهاي
مربوط به اين کودکان آنقدر زياد و تأملپذير
است که گروه بسيار زيادي از فعالان غيردولتي و دولتي را درگير خود کرده است. بيش از
سازمان
مردمنهاد
حقوق کودک در استان تهران و کل کشور بر روي پديده کار کودک فعاليت ميکنند
که بازهم به نظر ميرسد
با کمبودهايي مواجه باشند. اقطار، سرپرست دفتر مداخله و بازتواني سازمان بهزيستي
كشور، اظهار كرد براساس اين آييننامه
ساماندهي كودكان خياباني علاوه بر بهزيستي، 11سازمان نيروي انتظامي،
دادگستري،
شهرداري، وزارت كار، وزارت بهداشت، كميته امداد، سازمان بيمه، تأميناجتماعي،
صداوسيما، هلالاحمر،
آموزشوپرورش
در قبال كودكان خياباني مسئوليت مستقيم دارند. اين در حالي است که تعداد اين کودکان
در خيابانها
و لابهلاي
زبالههاي
تهران و کلانشهرها
بسيار زياد شده است و اين کودکان ميان اين نهادها پاسکاري ميشوند.
اعتياد در کودکان کار و خياباني
پناهي، عضو کانون فرهنگي حمايتي کودکان کار، ميگويد
کودکان کار يا کودکان زبالهگرد
در روزهاي اول، سختيهاي
زيادي را تحمل ميکنند؛
اما درنهايت از سوي افراد سودجو يا باندهاي کمينکرده
در معرض سوءاستفاده قرار ميگيرند،
بهطوريکه
کودک ترجيح ميدهد
به جاي حمل کيسهاي
سنگين کمسود
و چندشآور
زباله، دو مثقال هروئين را جابهجا
کرده و از شر کيسه بدبوي زباله خلاص شود.
پناهي همچنين احتمال گرايش کودکان کار به اعتياد را بالاي 100درصد برآورد ميکند.
طبق آمارهاي جهاني درصدتادرصد از کودکان کار و خيابان به نوعي از مواد روانگردان و
اعتيادآور استفاده کردهاند.
خسرو صالحي، فعال حقوق کودک، معتقد است موادي که اين کودکان مصرف ميکنند،
اصولاً موادي است که بايد سهلالوصول
باشد و به دليل ترس و محيط کار حتي تزريق نيز به نوعي براي اين کودکان مشکل است. پس
اين مواد هم، بايد بهراحتي
بهدست
آورند و هم، بهسهولت
به مصرف برسانند. اين بچهها
عموماً از ترياک و مشتقات شروع ميکنند
و به مواد ديگر کشيده ميشوند.
ولي بههرحال
مشکل اعتياد بيشتر شده و بعضي از کودکان به مصرف شيشه و هروئين نيز روي ميآورند.
وي ميفزايد
هرچند بحث اعتياد در کودکان کار محرض است، بحث مهمتري
که سازمان جهاني نيز روي آن تأکيد دارد، اعتيادي است که منجر به ايدز ميشود.
موسوي چلک در زمينه اعتياد و گسترش ايدز در کودکان خيابان چالشهايي
را بر ميشمارد.
دسترسينداشتن
به همه کودکان، همکاري و توجهنکردن
خود کودک، پايينبودن
سطح تحصيل که آموزشها
را بسيار دشوار کرده است، ناآشنايي کارشناسان با موضوع، زمان کوتاه ارتباط در مراکز
پذيرنده کودک و نپذيرفتن وضعيت موجود از سوي خانواده، مدرسه و حتي خود کودک از جمله
اين چالشهاست.
جاويد سبحاني مسئول كميته تحقيق و توسعه خانه كودك شوش به نكتهاي
مهم اشاره ميكند:
«بحث كودك خياباني را نميتوان
تنها در حوزه روابط خانوادگي تحليل كرد. بحث ما اين است كه اقشاري از جامعه در
تحولات جمعيتي، در تلهاي
گير كردند به نام تله جمعيتي فقر. اكثر اين بچهها
عضو خانوادههاي
پرجمعيت هستند. در دوره بعد، اين خانوادهها
هيچگونه
دريافت ايمني و حمايتي از سوي دولت نداشتند و به حال خود، در مكانيسم بازار و تورم
رها شدند. اين خانوادهها
جزو كساني هستند كه پدر يا والدينشان بيكارند يا مشاغل كاذب دارند. هيچ تور امنيتي
يا چتر حمايتي براي اين خانوادهها
وجود ندارد.»
بههرحال
به نظر ميرسد
آموزشهاي
مستمر و فراگير در سطح کودکان، خانواده، محيط اجتماعي و مسئولان مربوطه ميتواند
در وضعيت کنوني در خور توجه قرار گيرد. نبود قانون مناسب و نارساييهاي
قانوني و درنهايت اجرانشدن همان قوانين ناقص نيز خود جزو عواملي است که به گسترش
اعتياد و ايدز در کودکان کار و خيابان شتاب بيشتري ميبخشد.ابتکار
سخنان تاسف بار یک بخشدار در استان مازندران
حضور افغانها در نوشهر ممنوع است
حدود 20 روز پيش در رسانهها
خبري منتشر شد مبني بر اينكه پليس اصفهان براي روز سيزدهبدر
ورود اتباع كشور افغانستان را در پارك صفه اصفهان ممنوع اعلام كرد. اين خبر در
اولين لحظات پس از انتشار با واكنش شديد و منفي بسياري از رسانهها
و فعالان اجتماعي مواجه شد. حجم اعتراضات به اين اقدام ناپسند به حدي بود كه وبسايتي
كه خبر اوليه اين موضوع را انتشار داده بود بلافاصله آن را از روي خروجي خود
برداشت. با اين حال اما اعتراضات و واكنشها
به اين مساله و اين نوع نگاه تا چندين روز پس از آن همچنان ادامه داشت. حالا در
جديدترين مورد بر اساس خبري كه «فارس» منتشر كرده است بخشدار مركزي نوشهر حضور
اتباع
افغان
در بخش مركزي اين شهرستان را ممنوع اعلام كرد. بر اين اساس گفته شده است بهمن
خواجوند اين مساله را در گردهمايي دهياران بخش مركزي نوشهر اعلام كرد و گفت: «نوشهر
شهري توريستي است و وجود افاغنه در اين حوزه به شدت ممنوع است.» وي از دهياران
خواست نسبت به شناسايي افاغنه به اتفاق فرماندهان پايگاههاي
بسيج اقدام كنند و گزارش فعاليتهاي
خود را به واحد سياسي فرمانداري نوشهر اعلام كنند.
خواجوند ادامه داد: «مازندران جزء استانهاي
معين براي نگهداري افاغنه نيست و بايد هرچه سريعتر
آنها را براساس ضوابط از استان خارج كنيم.» با اين حال بسياري از
افغانهايي
كه در ايرانند داراي مجوز اقامت و كار هستند و همين مساله جواز لازم براي حضور و
فعاليت آنها در همه شهرها قلمداد ميشود.
در همین حال احمد محیطفر جامعهشناس دراینباره به شرق میگوید: «در مجموع اين كار، كار درستي نيست هم به لحاظ انساني و هم زحمتي كه آنها براي ما كشيدهاند و هم ما براي آنها. و اينكه اين چه سياست غلطي است كه مدام در حال توليد بحران است، ولي اين را ميدانم: اينكه در مجموع اقدامي مناسب و متناسب با خواست مردم نيست. ايران طي دهههاي گذشته يكي از مراكز امن براي افغانها بوده. هم آنها در اينجا ارتباط برقرار كرده و كار و تحصیل كردهاند و هم ايران از خدمات آنها استفاده كرده است. در مجموع اين ميزباني و ميهماني به صورت نسبي خوب بوده، البته فراز و نشيب داشته اما مطلوب بوده است.»وی میافزاید: « فكر ميكنم روي اين اتفاقات بايد كمي تامل كرد چون مغاير است با پيشينه كشورمان. البته اگر يك مورد بود، ميتوانستيم به حساب بيسليقگي يك مدير بگذاريم.»شرق
مجوز راهپيمايی در روز جهانی كارگر داده نشد
ايلنا: معاون دبيركل خانه كارگر با انتقاد از عدم صدور مجوز راهپيمايي روز كارگر گفت: در سالي كه مزين به نام توليد ملي و حمايت از سرمايه ملي شده است، نبايد از راهپيمايي كارگران كه نشاندهنده و بيانكننده مشكلاتشان است، جلوگيري ميشد. حسن صادقي ضمن گراميداشت ياد و خاطره قربانيان اين روز بزرگ خطاب به مسوولان گفت: اگر شعار و عمل مسوولان يكي باشد، كارگر ايراني عزتمند شده و اقتصاد كشور رونق خواهد يافت. او با بيان اينكه هماكنون شاهد بيكاري و بيعزتي كارگران كشور هستيم، خاطرنشان كرد: روز كارگر در تمام دنيا يا جشن گرفته ميشود يا اينكه صداي اعتراض كارگران به گوش ميرسد كه اگر جشن گرفته شود بايد رصد شود كه چرا در اين روز كارگران جشن ميگيرند و اگر نيز صداي كارگر بلند است باز هم بايد تحقيق شود كه چرا فرياد كارگران بلند شده است. معاون دبيركل خانه كارگر با تاكيد بر اينكه در كشوري كه ندا و صداي كارگر به گوش ميرسد بدين معني است كه كارگر به مقام شامخ خود نرسيده است، گفت: اگر مسوولان دولتي در راستاي فرمايشات و رهنمودهاي مقام معظم رهبري حركت كنند نبايد با تقاضاي مجوز راهپيمايي كارگران مخالفت كنند و كارگران در اين راهپيمايي ميخواهند بگويند آنچه مقام معظم رهبري ملاك قرار داده است را سرلوحه كار خود كنند. او ادامه داد: پيروي از اهداف نامگذاري امسال تحت عنوان توليد ملي و حمايت از كار و سرمايه ايراني، اقتصاد كشور را از اقتصاد بنكداري و اختلاسي به اقتصاد توليدي و عزتمند تبديل ميكند كه متاسفانه در بخشهاي اقتصادي و مديريتي عمل به اين هدف در حد يك شعار باقي مانده است. او با بيان اينكه اگر در هر كشوري اختلاسي نظير اختلاس بزرگ كشور ما رخ ميداد، شاهد اخراج رييس كل بانك مركزي آن كشور بوديم، اظهار داشت: روز كارگر روز اعتراض و روز حقخواهي كارگران است. رييس اتحاديه پيشكسوتان خانه كارگر اظهار كرد: كارگران در دهه 600با وجود جنگ از بهترين امتيازات برخوردار بودند و انواع و اقسام كالاهاي نقدي و غيرنقدي و حقوق مكفي دريافت ميكردند كه اين وضعيت به تدريج تا دهه 80 كمرنگتر شد و بعد از دهه 80 كمكم شاهد تعطيلي كارخانجات و اخراج و تعديل كارگران بوديم.
وي با بيان اينكه جامعه كارگري بايد اثرات يك نظام هدفمند را پاس بدارد، اظهار
داشت: هفته كارگر همچنين فرصتي است تا جامعه كارگري به مطالبات معوقه خود پرداخته و
آنچه را كه در سال گذشته همانند همسانسازي
حقوق بازنشستگان تامين اجتماعي، ماده 10 نوسازي صنايع، اجراي بيمه كارگران ساختماني
به صورت دقيق و قانون سخت و زيانآور
و نارساييهايي
كه در حوزه تامين اجتماعي وجود دارد، بپردازند.
صادقي با انتقاد از صدا وسيما كه چرا در اين تجمعات و راهپيماييها
حضور ندارد، افزود: سخنان كارگران در اين روز مهم به نفع دولت و نظام است كه بايد
منعكس ميشد.
به گفته وي كارگران نيز فهم سياسي دارند چرا كه در پس پرده سياست، اقتصاد كشور ضربه
خورده است. معاون دبيركل خانه كارگر با اشاره به تبليغات گسترده محصولات خارجي در
سراسر كشور و اينكه با اين عمل بازار كار ايران را در اختيار بيگانگان قرار ميدهند،
عنوان كرد: كارگران ايراني با حمايت نظام و رهبري به دولتهايي
كه در جهت سست كردن پايههاي
كارگران اقدام ميكنند،
اعتراض ميكنند.
به مناسبت روز جهانی کارگر
معاون وزارت صنعت، معدن و تجارت تایید کرد
تعطيلی 200 واحد صنعتی
پانا: فاطمي امين با تاييد تعطيلي 200 واحد صنعتي در سال گذشته گفت: طبق شاخص رشد،
سيمان با 11درصد
و فولاد با 12درصد
رشد مواجه بودهاند
و تمامي صنايع انرژيبر
پس از اجراي قانون هدفمندسازي يارانهها
از رشد توليد و صادرات برخوردار بودهاند.
معاون برنامهريزي
وزارت صنعت، معدن و تجارت درخصوص آمار واحدهاي ورشكسته يا به تعطيلي كشيده شده در
سال گذشته گفت:
براساس آمار شهركهاي
صنعتي، ميزان واحدهاي ورشكسته يا تعطيل شده اندك است.
وي تصريح كرد: آمار رسمي واحدهاي توليدي 52هزار واحد است كه 21هزار واحد آنها در
شهركهاي
صنعتي مستقر هستند و از اين ميزان در يك دوره يكساله
منتهي به اسفند 90 كمتر از 200 واحد تعطيل شدهاند.
فاطمي امين گفت: مديران بيش از آنكه درگير مديريت واحدهاي توليدي باشند، با موانع
گمركي، تامين ارز و غيره دست به گريبانند كه در 25 پروژهاي
كه براي بهبود فضاي كسب و كار پيشبيني
شده است اين دغدغهها
مرتفع خواهد شد. وي با بيان اينكه اثر افزايش قيمت انرژي بر واحدهاي توليدي ناچيز
است، تاكيد كرد: سال گذشته از تمامي دستاندركاران
صنعتي كه متاثر از اجراي قانون هدفمندسازي يارانهها
بودند، دعوت شد و در جلسه استاني مشخص شد ششدرصد
مراجعات به خاطر افزايش قيمت حاملهاي
انرژي، 65درصد
به دليل نوسانهاي
نرخ ارز، هشتدرصد
محيطزيست
و ششدرصد
مراجعات نيز به دليل مشكلهايي
در شهركهاي
صنعتي بود.
معاون برنامهريزي
وزارت صنعت، معدن و تجارت تصريح كرد: بيش از افزايش قيمتهاي
حاملهاي
انرژي عدم تامين منابع مالي توسط سيستم بانكي و نوسانهاي
نرخ ارز، توليد و صنايع توليدي را متاثر كرده است. معاون برنامهريزي
وزارت صنعت، معدن و تجارت خاطرنشان كرد: يك واحد فولادي وجود دارد كه به تنهايي 9درصد
برق صنعت را مصرف ميكند
يا 17 واحد سيماني
19درصد
گازوييل كشور را مصرف ميكنند
و توليدشان تغييري نكرده است. فاطمي امين خاطرنشان كرد: اين صنايع، حمل و نقل
بالايي دارند و در صنايع بالادستي كه انرژي زياد مصرف ميكنند
و حملونقل
نيز در آنها نقش عمده دارد، رشد بالاي توليد وجود دارد و متاثر از اجراي قانون
هدفمندي يارانهها
با كاهش توليد يا ظرفيت توليد مواجه نشدهاند.
احتمال تعطيلی كبريتسازی
تبريز تا پايان تيرماه
ايلنا: در ماههاي
اخير شايعه فروش ماشين آلات توليدي كارخانه كبريتسازي
تبريز به كشور هندوستان و بيكاري
۱۱۰
نفر از كارگران اين واحد توليدي تشديد شده است. طبق گفته عضو شوراي اسلامي كار
كارخانه كبريتسازي
تبريز، قبل از عيد اميد آن ميرفت
كه از اين اقدام جلوگيري شود اما متاسفانه در دو ماه اخير با وجود آنكه دو نفر از
سهامداران كارخانه موافق ادامه فعاليت كارخانه هستند اما سهامدار بزرگ اين شركت
حاضر است كه سهام خود را به نصف قيمت به يك فرد تبعه هندوستان بفروشد و در اين صورت
وضعيت اشتغال كارگران كبريتسازي
تبريز به خطر خواهد افتاد. بر اساس اين گزارش همزمان با كبريت تبريز، دو كارخانه
كبريتسازي
ديگر فعال در تبريز هم قصد فروش كارخانه خود را داشتند كه به نظر ميرسد
از اين اقدام خود صرفنظر
كرده باشند. بر اساس اعلام شوراي اسلامي كار كبريتسازي
تبريز، اين اقدام در سالي كه به نام توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني
نامگذاري شده است دور از انتظار بوده و لازم است مسوولان جهت رفع مشكلات، تمهيدات
لازم و حمايتهاي
مقتضي براي جلوگيري از انتقال ماشين آلات و تعطيلي اين واحد توليدي را به عمل
آورند. اين گزارش حاكي است طبق اظهارات مدير عامل اين كارخانه، تا پايان تير ماه با
همه كارگران كبريتسازي
تبريز (صدقياني) تصفيه و كارخانه تعطيل خواهد شد. با تعطيلي اين واحد توليدي،
۷۰
نفر از كارگران قراردادي و
۴۰
نفر كارگر رسمي از كار بيكار خواهند شد. شوراي اسلامي كار كبريتسازي
تبريز به مسوولان حامي صنعت پيشنهاد كرده است ترتيبي اتخاذ شود تا اين كارخانه به
سرمايهگذاران
ايراني فروخته شود تا هم اين كارخانه تعطيل نشود و هم كارگران بتوانند بر سر كار
خود بازگردند.
بيكاری 40
درصدی صيادان
طی يك سال گذشته
ايلنا: رييس اتحاديه صيادان از بيكاري
۴۰درصدي
صيادان طي يك سال گذشته در پي اجراي قانون هدفمندي يارانهها
خبر داد. محمد كارگر از افزايش بدهي صيادان به بخشهاي
دولتي خبر داد و گفت: تعداد زيادي از صيادان به دليل عدم توانايي در پرداخت اين
بدهيها
ورشكست شدهاند.
اين فعال كارگري در بوشهر، افزايش هزينه سفرهاي دريايي به تبع افزايش نرخ سوخت پس
از اجراي قانون هدفمندي يارانهها
و كاهش ذخاير دريايي را از مهمترين
دلايل افزايش بيكاري صيادان اعلام كرد و يادآور
شد: در صورت عدم اعمال سياستهاي
حمايتي، روند بيكاري صيادان سير صعودي خواهد داشت. رييس اتحاديه صيادان بوشهر با
بيان اينكه استان بوشهر
۷۰۰
كيلومتر پهنه ساحلي دارد و اين حق مردم است كه زندگي خود را از طريق دريا سپري
كنند، يادآور
شد: در حال حاضر با توجه به متوقف شدن صيادي، اين نگراني وجود دارد كه صيادان به
جاي صيد ماهي به واردات ماهي روي بياورند. او با بيان اينكه در شرايط فعلي صيادان
معتقدند اگر ماهي وارد كنند و بفروشند براي آنها به صرفهتر
است، يادآور
شد: سهميه سوخت كشتيهاي
صيادي بسيار كم است و
همان ميزان كم نيز با مبلغ بسيار بالا ارايه ميشود
و به هيچوجه
به صرفه نيست.
تحليل رييس شوراي اصناف كشور از تبعات هدفمندي در گفت و گو با «اعتماد»
99 درصد صنوف توليدی به مشكل برخوردهاند
بعد از چند بار به تاخير يا به تعويق افتادن قرار گفتوگوي
حضوري با قاسم نودهفراهاني،
رييس شوراي اصناف كشور، بالاخره توانستيم با او يك گفتوگوي
تلفني40 دقيقهيي
انجام دهيم. در اين گفتوگو
درباره موضوعاتي مانند تاثيرات اجراي فاز اول هدفمندسازي يارانهها
در بازار، واگذاري مسووليتهاي
تنظيم بازار و بازرسي بازار به اصناف صحبت كرديم. همين طور از نودهفراهاني
درباره تغيير تابلوي سردر شوراي اصناف به شوراي عالي اصناف پرسيدم. رييس شوراي
اصناف كشور در پاسخ به اين سوال از تغيير نام شوراي اصناف به اتاق اصناف خبر داد.
وي عنوان كرد كه با وجود اينكه شوراي اصناف نامي مناسب براي محل انتقال تفكرات و
شور و مشورت است اما شوراي اصناف در حال حاضر مسووليتهاي
اجرايي دارد كه فراتر از شور و مشورت است. نودهفراهاني
گفت: «به خاطر همسانسازي
بين ماهيت و نام فكر ميكنيم
كه اگر نام شوراي اصناف را به اتاق اصناف تغيير دهيم، بهتر است.
شورا اصولا به مكاني گفته ميشود
كه در آنجا به شور و مشورت مينشينند
اما شوراي اصناف در حال حاضر مسووليتهاي
اجرايي را هم به دوش ميكشد.
براي همين فكر ميكنيم
كه نام اتاق اصناف مناسبت بيشتري با شرح وظايف آن داشته باشد.»
گفتوگويمان
را با بحث روز، يعني هدفمندسازي يارانهها
و تاثيرات آن شروع ميكنيم.
نحوه اجراي فاز اول هدفمندسازي
يارانهها
را در اصناف چگونه ارزيابي ميكنيد؟
اصناف بعد از دولت به عنوان سكوي اول و پيشاني اين طرح بودند. به دليل پراكندگي
زياد اصناف و گستردگي ارتباط مستقيمي كه با دو بخش مصرفكننده
و توليدكننده
داريم، در بحث هدفمندسازي بيشترين تعاملات را اصناف داشتهاند.
در اجراي فاز اول با وجودي كه سعي كرديم تعاملات خوبي داشته باشيم اما مشكلات و
تنگناهايي هم به وجود آمد كه مجبور شديم تحمل كنيم.
از مشكلات و تنگناها بگوييد.
بگذاريد اول آمار واحدهاي صنفي را به شما بدهم و بعد توضيحات را دنباله آن اضافه
كنم. در حال حاضر حدود دو ميليون و 300 هزار واحد صنفي با پروانه و
800
واحد بدون پروانه است اما بحث من روي واحدهاي باپروانه است. از اين تعداد حدود 800
هزار واحد توليدي هستند كه بيشترين صدمه را بخش توليد ما متحمل شده است. ميدانيد
كه اصناف به دو بخش توليدي و توزيعي-
خدماتي تقسيم ميشوند
و در فاز اول هدفمندي يارانهها
هم صنوف توزيعي- خدماتي و هم صنوف توليدي با مشكلات زيادي مواجه شدند. صنوف توليدي،
توليدكنندگان كوچكي هستند كه با سرمايههاي
مختصري هم فعاليت ميكنند
و شايد از ابتداي تاسيس تاكنون با حجم و گردش مالي يكساني روزگار ميگذرانند
اما بعد از هدفمندسازي
يارانهها
و تغيير قيمت سوخت ديگر دخلشان
با خرجشان
جور نشد.
در فاز اول با گران شدن قيمت سوخت، 99 درصد از صنوف توليدي به مشكل برخوردند و
تعداد زيادي از آنها همچون
توانايي اصلاح ساختار خود با قيمتهاي
جديد را نداشتند، از چرخه توليد كنار رفتند.
چند درصد از اصناف توليدي بعد از هدفمندسازي تعطيل يا ورشكسته شدند؟
بعد از هدفمندسازي تنها يك درصد از صنوف توليدي توان پرداختن به توليد را داشتند و
99 درصد با مشكلات عديدهيي
مواجه شدند. بعد از گذشت زمان و نرسيدن حمايتها
هم 50 درصد از صنوف توليدي به ورشكستگي رسيدند و از گردونه توليد خارج شدند.
يعني صنوف توليدي ما اينقدر ضعيفاند
كه با بالا رفتن قيمت سوخت، 50 درصدشان از گردونه توليد خارج شدند؟
بله. افزايش قيمت سوخت يكي از مشكلات اين گروه از اصناف و بازاريان بود.
آنها سالهاست
با مشكلاتي مانند افزايش روزافزون قيمت مواد اوليه، ورود كالاهاي بيكيفيت
و ارزان خارجي به همراه قاچاق كالا دست و پنجه نرم ميكنند
و با بالا رفتن قيمت سوخت باز هم از توان توليد و رقابت آنها كاسته شد و نهايتا با
ادامه اين روند آنها ديگر نتوانستند تحمل كنند و دست از توليد كشيدند. از طرف ديگر
با توقف برخي واحدهاي توليدي در صنوف، برخي صنايع هم دچار مشكل شدند. برخي واحدهاي
صنفي توليدي قطعهساز
بودند يا در راستاي تامين مواد اوليه يا قطعات صنايع بزرگ فعاليت ميكردند
كه با تعطيل شدن آنها، صنايع هم با مشكل مواجه شدند.
كدام رستههاي
صنفي بعد از هدفمندسازي
تعطيل شدند؟
رستههاي
صنفي كه جزو مشاغل انرژي برمحسوب ميشدند،
مثل گرمابهداران،
فخاران، توليدكنندگان
كفش، سهچرخه
سازان، سراجان، زنگكاران،
آبكاران، آهنگران، ندافان و... درباره برخي رستههاي
صنفي حتي شوراي اصناف از دولت خواست كه تخفيفاتي را درباره سوخت آنها اعمال كند اما
اين تخفيفات هم نتوانست آنها را از ورشكستگي و تعطيلي نجات دهد.
در صحبتهايتان
گفتيد كه صنوف توزيعي هم به مشكل برخوردند، توزيعيها
كه جزو رستههاي
صنفي هستند كه انرژي زيادي مصرف نميكنند،
پس چرا به مشكل برخوردند؟
بله، صنوف توزيع هم بينصيب
نبودند و برخي رستههاي
صنفي اين بخش هم با مشكلات زيادي مواجه شدهاند
و در آستانه تعطيلي قرار دارند.رستههاي
صنفي مانند سردخانهداران،
انبارهاي تجاري و محلهاي
نگهداري كالاها و مواد غذايي با وجودي كه در توزيع كالا دست دارند اما به خاطر نوع
فعاليتشان
بسيار انرژيبر
هستند و با افزايش قيمت سوخت با مشكلاتي مواجه شدهاند.
|
به مناسبت روز كارگر
چالشهای پيش روی كارگران
محسن ايزدخواه*
در اولين روز ماه مي در سال 1886 ميلادي بيش از 400هزار
نفر كارگر در شهرهاي
بزرگ آمريكا، در اعتراض به شرايط سخت و طاقتفرساي
كار در كارخانجات و عدم توجه به پيگيري كارفرمايان و دولت به خواستههاي
آنان، دست به اعتصاب بزرگ و همهجانبه
زدند. پليس آمريكا در اين روز تحت فشار سرمايهداران،
كارتلها
و تراستهاي
آمريكايي براي در هم شكستن اين اعتصابات و فرو ريختن مقاومت كارگران در شهر شيكاگو
متوسل به حربه زور و خشونت شد كه در نتيجه اين يورش جمع زيادي از كارگران كشته و
مجروح شدند و خيابانهاي
شيكاگو با خون كارگران رنگين شد. درست سه سال بعد كه كنگره بينالملل
دوم يعني در سال 1889 در پاريس تشكيل شد به ياد كارگران جانباخته
شيكاگو روز اول ماه مي به عنوان «روز كارگر نامگذاري
شد.»
پيشينه تاريخي اين مساله در ايران نيز نشان ميدهد
مراسم روز كارگر در قبل از پيروزي انقلاب اسلامي به طور منظم برگزار نميشد
و گاها اين مراسم در راستاي بعضي از مصالح دولتها
به صورت تشريفاتي و فرمايشي برگزار ميشد.
با استقرار جمهوري اسلامي و جايگاه ويژهاي
كه كارگران در فرو ريختن پايههاي
نظام طاغوت در كشور داشته و همچنين اهداف عدالتخواهانهاي
كه در آرمانهاي
بزرگ انقلاب اسلامي وجود داشت 11ارديبهشت در سال 1358 كه مصادف با اول مي بود اولين
جشن بزرگ كارگري برگزار شد. البته در سالهاي
اخير برگزاري روز كارگر و درخواست كارگران براي تجمع و راهپيمايي همواره با
فرازوفرودهايي
روبهرو
شده است. بنابراين، ضمن پاسداشت اين روز و تبريك به كارگران شريف ميهن به بعضي از
چالشها
و دغدغههاي
پيش روي اين قشر عزيز و مولد كشور اشاراتي ميشود.
1-
مفهوم واقعي كارگر در اذهان جامعه
متاسفانه از ديرباز جامعه با يك طرز تلقي غلط از مفهوم كارگر روبهرو
بوده است.
يكي از مهمترين
وظايف و رسالتهاي
تمام نهادهاي دستاندركار
امور توليد اين است كه طرز تلقي عاميانه موجود از مفهوم كارگر را تصحيح كنند. در
اين صورت اولا، ديگر نيازي به آن نخواهد بود كه در فرآيند تحقق خواستهها
و حقوق بر حق نيروي كار كشور از ابزارهاي ترحمبرانگيز
استفاده شود، ثانيا، نظام تصميمگيري
كشور متوجه خواهد شد كه كارگران هيچ نيازي به ترحم كسي ندارند و اگر حقوق حقه آنها
به درستي ادا نشود اين كشور و توان توليدي آن خواهد بود كه بيشترين ضرر و صدمه را
خواهد ديد.
2-
آينده مخاطرهآميز
صندوق تامين اجتماعي
در خصوص جايگاه و نقش تامين اجتماعي به عنوان يكي از اهداف توسعه و همچنين به عنوان
ابزاري براي دستيابي به عدالت اجتماعي سخنان و كتابها
و پژوهشهاي
گوناگوني در اكثر كشورها و نهادهاي بينالمللي
صورت گرفته و صندوق تامين اجتماعي در ايران در طول حيات حداقل 50 ساله خود نسبتا
خدمات مورد قبولي را به كارگران و مستمريبگيران
ارايه كرده است. برابر سالنامه آماري صندوق تامين اجتماعي، تا پايان برنامه چهارم
توسعه بالغ بر 10ميليون
نفر به عنوان بيمه شده و بيشتر از 30ميليون
نفر در قالب بيش از 11ميليون
خانوار تحت حمايتهاي
مختلف اين صندوق كه عمدتا بر محور بازنشستگي، از كارافتادگي، درمان، بيمه بيكاري
و... قرار دارند. اما در سالهاي
اخير بنا بر دلايل ساختاري و نهادي، سوءتدبيرها، بيثباتي
در مديريت عالي اين صندوق و همچنين متأثر شدن از سياستهاي
اقتصادي، اجتماعي و گاها جناحي نظام تصميمگيري
اين صندوق به سمت و سويي حركت كرده است كه بيم آن ميرود
اين ناكارآمدي حتي حوزه امنيت ملي را تحتتاثير
قرار دهد.
3-
قانون كار و امنيت شغلي
قانون كار جمهوري اسلامي ايران كه قريب به دو دهه پيش به تصويب نهايي رسيده، در
اجرا با فراز و نشيبهاي
فراواني مواجه شده است و اغلب نظرات متفاوتي در مورد اين قانون از سوي محافل
كارگري، كارفرمايي و علمي ابراز ميشود.
آنچه كه مجموعه نيروي كار را نگران كرده است، اصلاحات افراطي و تضييع حقوق كارگران
در اين راستا بوده است. لذا پيشنهاد ميشود
آنچه كه بايد در اين بازنگري مورد توجه قرار گيرد رعايت مجموعه استانداردهاي حقوق
كارگران باشد، ضمن آنكه از بالندگي توليد و رشد بهرهوري
نيز غافل نباشد.
4-
فقدان تشكلهاي
صنفي فراگير و مستقل
تشكلهاي
صنفي با سه مشخصه فراگيري از لحاظ تحت پوشش قرار دادن جامعه كارگري، قدرت چانهزني
در چارچوب قوانين و مقررات و هماهنگ كردن منافع كارگران در پويايي توليد ميتواند
نقش تعيينكنندهاي
در حل مسايل و مشكلات جامعه كارگري داشته باشد. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و
كمرنگ شدن فعاليت سنديكايي با تصويب مجلس شوراي اسلامي، قانون شوراهاي اسلامي كار
تصويب شد و اين شوراها با همان كاركردهاي سنديكايي فعاليت خود را آغاز كردند. در
دولت اصلاحات تلاشهايي
براي شكلگيري
تشكلهاي
صنفي كارگري و كارفرمايي در چارچوب مقاولهنامههاي
سازمان بينالمللي
كار شكل گرفت اما اين اقدام به سرانجام مقصود نرسيد و در نهايت با تغيير دولت و
رويكردهاي جديدي كه بر وزارت كار و امور اجتماعي حاكم شد، تشكلات صنفي در ايران در
ضعيفترين
موقعيت تاريخي خود قرار گرفتهاند.
5-
هدفمندسازي
يارانهها
و دغدغه
كارگران
از آغازين روزهاي بحث هدفمند كردن يارانهها،
بسياري از صاحبنظران
و اقتصاددانان بر اين باور بودند كه اجراي آن آثار و پيامدهاي گوناگوني را متوجه
مردم بهويژه
كارگران و حقوقبگيران
و بخش مولد جامعه خواهد كرد.
رييس فراكسيون كارگري مجلس در گفتوگوي
اخير خود اذعان داشته است كه فقط در
10
ماه سال گذشته بالغ بر 1200 واحد توليدي بزرگ و كوچك تعطيل شدهاند
و حداقل يكصدهزار
كارگر كار خود را از دست دادهاند
و همين نگراني موجب شده است كه نمايندگان مجلس جلوي اجراي شتابان فاز دوم اين قانون
را از سوي دولت بگيرند. با اين حال فشار فاز اول هدفمند كردن يارانهها
از دو جهت فشارهاي مضاعفي را متوجه كارگران كرده است. از يك سو عدم امنيت شغلي به
دنبال تعطيلي گسترده كارگاههاي
صنعتي و از طرف ديگر، فشار تورمي ناشي از بالا رفتن هزينههاي
زندگي خواهد بود. لذا جامعه كارگري از نظام تصميمگيري
بهويژه
مجلس شوراي اسلامي كه در حال تصويب بودجه سالانه است انتظار دارد با درايت و ژرفنگري
آثار و پيامدهاي
هدفمندسازي
يارانهها
را روي اقشار كارگري و صنعتي كشور ببيند.
6-
ضرورت بازنگري در سياستهاي
اقتصادي دولت
تاثيرپذيري و آشكار شدن آثار بحران اقتصادي جهان در كنار فشار تحريمهاي
اقتصادي دول متخاصم بر اقتصاد كشور و همچنين اتخاذ سياستهاي
غيركارشناسي اقتصادي دولت با وجود درآمدهاي ارزي فراوان در سالهاي
اخير، كشور را در وضعيت مخاطرهآميز
تورم- ركود قرار داده است كه آثار اين سياستها
در به وجود آوردن بحران نقدينگي، فروش و در نهايت تعطيلي كارخانهها
آشكار شده است، حتي براي حفظ سطح اشتغال فعلي پيشبيني
نميشود
و اجازه واردات بيرويه
خود ميتواند
عاملي براي نيمه جان كردن بيشتر بخش توليد باشد.
انتظار ميرود
نظام تصميمگيري
كشور با توجه به نامگذاري
سالجاري
از سوي مقام معظم رهبري به عنوان سال «توليدملي و حمايت از كار و سرمايه ايراني»
بيش از پيش به چالشهاي
مطرح شده در اين يادداشت توجه كرده تا شاهد ايراني آباد و سرافراز و كاشتن بذر اميد
در دل
ميليونها
انساني باشيم كه دل در گرو ايران اسلامي دارند. *كارشناس
حوزه كار و تاميناجتماعي.شرق
گزارش به مناسبت روز کارگر
کارگران در دهلیز تامین معاش
روز كارگر دوباره از راه رسيد و يكبار
ديگر كارگران در ميان تعارفهاي
اقتصادي و سياسي دست به دست ميشوند.
اما در اين روز شايد بهتر باشد كه به دور از همه اين تعارفها
روزگار اقتصادي كارگران را كه چگونه با گرههاي
اقتصادي شب را به روز و روز را به شب وصل كنند، دوره كنيم. البته لطف كنيد و مطالب
اين گزارش را سياهنمايي
يا سياهخواني
تلقي نكنيد چون اكنون واقعيت اقتصاد آنقدر آشكار است كه نميتوان
آن را به گونهاي
ديگر بستهبندي
كرد و ارايه داد. براي همين در ابتدا اين پرسش را مطرح ميكنيم
كه كارگران امروز اقتصاد ايران چگونه اوضاعي به لحاظ اقتصادي دارند؟ نگاهي به
سبدغذايي خانوار، نرخ تورم و دستمزد كارگران خود گوياي بسياري از ناگفتههاست
و ديگر نيازي به بازگو كردن فشارهاي ناشي از اجراي قانون هدفمندي و گرانيهاي
اخير بر هزينهها
نيست. امروز چالشهاي
به مراتب بزرگتري
از جمله آينده شغلي و ترس از بيكاري ذهن كارگران را به خود مشغول كرده است؛ اتفاقي
كه به يك اپيدمي در واحدهاي توليدي تبديل شده است و توليدكنندگان
به ناچار تعديل نيروي انساني و كاهش ظرفيت توليد را در دستور كار قرار دادهاند.
اما اين دغدغه با غصه گراني و كار كردن به ريال و خرج كردن به دلار گرههاي
پيشاني كارگران را دوچندان كرده است. در همين رابطه عيد علي كريمي، دبير اجرايي
خانه كارگر قزوين، دستمزد اندك كارگران را يكي از مشكلات بخش توليد عنوان كرده و ميگويد:
با توجه به بيثباتي
اقتصاد كشور كارگران دستمزدشان
را به ريال دريافت ميكنند
اما بايد بر اساس نرخدلار
خرج كنند. اين فعال كارگري خواستار تشويق واحدهاي
صنعتي پربازده و موفق شد و افزود: دولت بايد با واحدهاي
مشكلساز
كه وامهاي
كلان دريافت ميكنند
و توليدي ندارند يا حقوق كارگران را پرداخت نميكنند،
برخورد تنبيهي داشته باشد. او افزود: همه عوامل توليد بايد دست به دست هم دهند تا
بخش زيادي از مشكلات توليد داخلي حل شود و تنها در اين صورت است كه ميشود
مشكل اشتغال را رفع كرد. وضعيت تورم و گرانيهاي
اخير معيشت كارگران را با دشواريهايي
همراه كرده است. جوابگو نبودن درآمد در مقابل هزينههاي
جاري روزگار سختي را براي اين قشر رقم زده است بهطوريكه
عليرضا حيدري در گفتوگو
با «شرق» افزايش بيرويه
نرخ خط فقر و اجراي قانون هدفمندي يارانهها
را موجب كاهش قدرت خريد جامعه كارگري كشور اعلام كرد و گفت: در حال حاضر
۶۰درصد
از كارگران كشور به دليل عدم تامين نيازهاي اساسي خود زير خط فقر گذران معيشت ميكنند.
اين كارشناس
اقتصادي با تاكيد بر لزوم منطقي كردن توزيع يارانهها
جهت جبران كسري دستمزد گفت: پوشش سطح درآمدها
ميتواند
به شكل متفاوتي نظير افزايش يارانه براي خانوارهاي آسيبپذير
انجام شود. او با بيان اينكه بنگاههاي
اقتصادي داراي هزينههاي
گوناگوني همچون حاملهاي
انرژي هستند، تصريح كرد: همه اين هزينهها
ميتواند
در طول سال افزايش يابد، اين در حالي است كه هزينه دستمزد كارگران براي كارفرمايان
طي سال تغييري نميكند.
تورم 60 درصدي زندگي كارگران را دشوار كرد
براساس اين گزارش، تورم ناشي از هدفمندي و همچنين تحريمها
و نوسانات نرخ ارز سال 91 را براي كارگران به سالي طاقتفرسا
و سخت تبديل كرده بهطوريكه
از همان روزهاي ابتدايي سال جديد تجديدنظر در سبدغذايي در دستور كار اين قشر قرار
گرفته است. بيشك
با گرانيهاي
اخير دستمزدها در هزينههاي
جاري راه به جايي نخواهد برد و با محاسبه اينكه كارگران براي خريد يك كيلو گوشت
منجمد وارداتي يا يك شانه تخممرغ
چند روز از حقوق خود را بايد بپردازند، ميتوان
به تصويري از وضعيت معيشتي آنان دست يافت. برهمين اساس يك فعال كارگري در سمنان به
«شرق» گفت: با افزايش
۶۰
درصدي قيمت برخي اقلام مصرفي در سال جديد، مشكلات معيشتي كارگران هم افزايش يافته
است. حسين طاهرزاده
در گفتوگو
با ايلنا ضمن انتقاد از تعيين حداقلي دستمزد كارگران در روزهاي پاياني سال گذشته
تصريح كرد: با افزايش 18 درصدي دستمزد كارگران، در سال جديد كارگران براي خريد گوشت
و تخممرغ
و ساير اقلام مصرفي گاهي با افزايش
۶۰
درصدي قيمتها
مواجه شدند. با محاسبه اينكه كارگران براي خريد يك كيلو گوشت منجمد وارداتي يا يك
شانه تخم مرغ چند روز از حقوق خود را بايد بپردازند ميتوان
به تصويري از وضعيت معيشتي كارگران دست يافت. اين فعال كارگري با طرح اين سوال كه
مزد تعيين شده تا چه حد ميتواند
جوابگوي هزينههاي
معيشتي كارگران باشد، اظهار داشت: در روزهاي پاياني سال گذشته شورايعالي
كار در تعيين حقوق كارگران واقعيتهايي
چون تورم، خط فقر و حداقل معاش براي زنده بودن و زندگي يك خانواده كارگري را ناديده
گرفته است.
طاهرزاده ادامه داد: اغلب كارگران در امروز خود و خانوادهشان
ماندهاند
و ديگر با وعده دريافت يارانه نميتوانند
شكم فرزندانشان
را سير كنند.
كارگراني كه بيكار ميشوند
افزايش نرخ بيكاري يكي از معضلات سالهاي
اخير اقتصاد ايران است و مشاهدات جامعه برخلاف ادعاي دولت مبني بر ايجاد 6/1 ميليون
شغل در سال 89 و 5/2 ميليون شغل در سال گذشته نشاندهنده
روند رو به رشد بيكاري است؛ روندي كه به پيشبيني
كمال اطهاري به افزايش 20 درصدي نرخ بيكاري در سالجاري
منجر خواهد شد. اطهاري با اظهار ترديد درباره نرخ رسمي بيكاري، نرخ واقعي بيكاري را
بيش از 20 درصد برآورد كرد و به «شرق» گفت: آماري كه دولت درخصوص ايجاد بيش از دو
ميليون شغل در سال گذشته اعلام كرده با وضعيت بحراني واحدهاي توليدي و افزايش تعداد
اخراج كارگران مغايرت دارد. اين كارشناس اقتصادي از گسترش نرخ خط فقر بين دهكهاي
سوم و چهارم درآمدي خبر داد و گفت: به دليل وضعيت بحراني واحدهاي توليدي و افزايش
نرخ بيكاري، نرخ خط فقر 800 هزار توماني از دهكهاي
يك و دو درآمدي به دهك چهارم انتقال يافته است. اين كارشناس اقتصادي در ادامه ارايه
آمارهاي اشتغالزايي
از سوي دولت را داراي رويكرد سياسي دانست و گفت: دولت درخصوص ارايه آمار اشتغالزايي
از ضريبهاي
جعلي رياضي استفاده ميكند.
اطهاري در بخش ديگري از سخنان خود اجراي سياستهاي
غلط اقتصادي را موجب افزايش نرخ بيكاري اعلام كرد و گفت: با اجراي قانون هدفمندي
يارانهها
و عدم پرداخت يارانه واحدهاي توليدي نرخ بيكاري در كشور همچنان رو به گسترش است. بر
اساس اين گزارش سياستهاي
نادرست اقتصادي و همچنين كمتوجهي
مديران به حمايت از توليد در بخش كشاورزي منجر به بيكار شدن بخش قابل توجهي از
كشاورزان شده است. نايبرييس
اتحاديه چايكاران كشور در همين رابطه اعلام كرد: به دليل عدم پرداخت مطالبات توسط
دولت،
۵۰
درصد از چايكاران به كارگر روزمزد ساختماني تبديل شدهاند.
پرويز شعباني در گفتوگو
با ايلنا خواستار افزايش اعمال سياستهاي
حمايتي دولت در مورد چايكاران شد و افزود: عدم پرداخت مطالبات و واردات بيرويه
چاي توسط مافياي دولتي موجب شده است كه بيش از
۵۰
درصد از كارگران باغهای
چاي كشور را
رها كنند و در قالب كارگر ساختماني و به صورت روزمزد گذران معيشت كنند. يك كارشناس
كشاورزي نيز از بيكاري دهها
هزار نفر در پي واردات گسترده قند و شكر در دولتهاي
نهم و دهم خبر داد و تداوم روند فعلي را بحران آينده كشور دانست.
بهزاد قرهياضي
ضمن بيان مطلب فوق تصريح كرد: وزراي جهاد كشاورزي در دولتهاي
نهم و دهم با واردات گسترده قند و شكر موجب افزايش بيكاري تعداد زيادي از كارگران
فعال در اين صنعت شدند. به گفته اين كارشناس
كشاورزي، طي
۱۱
ماهه نخست سال گذشته يك ميليون و
۶۶۸
هزار تن قند و شكر تصفيه نشده به ارزش
۶۹۸
ميليون دلار وارد كشور شده كه يكي از
۱۰
قلم كالاي وارداتي به داخل كشور است. قرهياضي
با بيان اينكه در انتهاي دوران مديريت اسكندري، وزير سابق جهاد كشاورزي بيسابقهترين
ميزان واردات گندم را به داخل كشور داشتيم، خاطرنشان كرد: هم اكنون به علت افزايش
هزينهها،
كشاورزان تصميم گرفتهاند
تا در زمينه برداشت محصول اقدام نكنند و اين امر نرخ بيكاري را در ميان اين قشر
افزايش داده است. در واقع اظهارنظر كارشناسان بازگو كردن حقايق اين روزهاي اقتصاد
ايران است كه به مناسبت فرارسيدن روز كارگر بار ديگر يادآوري ميشود
تا شايد در اين روز مديري از انبوه مديران دولتي به فكر رفع بخشي از مشكلات اين قشر
باشد.شرق
در نامه سه حقوقدان به مناسبت روز جهانی كارگر تاكيد شد
لزوم نگاه جديد به وضعيت تشكلهای كارگری
گروه سياسي: سه تن از حقوقدانان و وكلاي كشورمان به مناسبت فرارسيدن روز جهاني
كارگر با انتشار نامهيي
ضمن اشاره به مقاولهنامههاي
كميته آزاديهاي
سنديكايي سازمان بينالمللي
كار (I.L.o)،
تاكيد كردهاند:
«براي شكوفايي و پويايي اقتصاد ايران مناسبات بين قدرت عمومي و نيروي كار بايد از
نو تعريف شود، بدون وجود تشكلهاي آزاد و مستقل كارگري نه تنها عدالت اجتماعي و
اقتصادي تامين نخواهد شد بلكه اقتصاد ايران از قوه محركه خود
(نيروي
كار) براي پويايي و شكوفايي باز خواهد ماند و آزادسازي
و خصوصيسازي
اقتصاد نيز به معني واقعي رخ نخواهد داد.»
محمد صالح نيكبخت، يوسف مولايي و پرويز خورشيد در بخشي از اين نامه آوردهاند:
متاسفانه تلقي امنيتي از فعاليتهاي
صنفي كارگران موجب شده است كه فعالين كارگري براي دفاع از حقوق و منافع صنفي خود
هزينههاي
سنگيني متحمل شوند. هرچند گاهي دفاع از فعالين كارگري در جريان دادرسي مورد توجه
قرار نگرفته و در احكام صادره اين قبيل دفاعيات را «كليشهيي
و غيرموثر» در دفاع معرفي كردهاند،
با اين حال بعضي از احكام صادره از محاكم تجديدنظر با نگاه مثبتي نسبت به فعاليتهاي
مدني و صنفي مواجه شده و حتي در مواردي، اتهام اقدام عليه امنيت كشور به لحاظ
فعاليتهاي
سنديكايي كلا رد شده است.
اين امر مايه دلگرمي و اميدواري در فهم و درك درست محتوا و ظرفيتهاي
قانون اساسي ايجاد ميكند.
از اين رو ما به عنوان وكلاي تعدادي از فعالين صنفي و مدني كارگري كه از نزديك با
مشكلات و دغدغههاي
كارگران آشنايي داريم و رنجهاي
رو به افزايش جامعه كارگري را در ابعاد مادي و معنوي آن نظارهگر
هستيم انتظار داريم اكنون كه تحريمهاي
تحميلي جهاني بر توليد ملي و كاركرد سرمايه و كار ايراني سايه انداخته است، دولت و
دستگاههاي
اجرايي و همه سازمانهاي
مرتبط با توليد و كار و سرمايه در جهت دفاع از حقوق مادي و معنوي جامعه كارگري و
ساير زحمتكشان و اقشار مولد كشور در همه زمينهها
تلاشهاي
لازم را به عمل آورند و تنها به بيان آن در همايشها
و تريبونها
اكتفا نكنند و در عمل به عنوان اقدامات اعتمادساز، چگونگي اجراي برنامههاي
توسعه اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي را در جهت ارتقاي امنيت انساني و عدالت اجتماعي
مشخص كنند.
چنانكه آنچه كه در ذيل ماده 101 قانون برنامه چهارم توسعه مصوب 11/6/1383 به شرح زير آمده بود مدنظر قرار نگرفته است.
الف- حقوق بنيادين كار (آزادي انجمنها
و حمايت از حق تشكلهاي
مدني روابط كار، حق سازماندهي و مذاكره دسته جمعي، تساوي مزدها براي زن و مرد در
مقابل كار هم ارزش، منع تبعيض در اشتغال و حرفه، رعايت حداقل سن كار، ممنوعيت كار
كودك، رعايت حداقل مزد متناسب با حداقل معيشت)
ب- گفتوگوي
اجتماعي دولت و شركاي اجتماعي (نهادي مدني روابط كار)
ج- گسترش حمايتهاي
اجتماعي (تامين اجتماعي، بيمه بيكاري و...)
د- حق پيگيري حقوق صنفي و مدني كارگري
ه – اصلاح و بازنگري قوانين و مقررات اجتماعي و روابط كار
و- اشتغال مولد
ز- اصلاح قوانين و مقررات در جهت انطباق قوانين و مقررات ملي با استانداردها و
مقاوله نامههاي
بينالمللي.
متاسفانه حتي در زمان اجراي اين برنامه با رويكرد فوق در قانون اصلاح موادي از
قانون برنامه چهارم توسعه و اجراي سياستهاي
كلي اصل 44 قانون اساسي مصوب 8/11/1386، جزييترين
موارد در فرآيند واگذاري بنگاههاي
دولتي به بخش خصوصي مورد توجه قرار گرفته، ولي حقوق كارگران شاغل در اين بنگاهها
كه ميليونها
نفرند ناديده گرفته شده و تنهادر چند مورد زير كه عملا ناقض حقوق كارگران است اكتفا
شده است:
بنگاههاي
مشمول واگذاري بايد كليه كاركنان را پيش از واگذاري در برابر بيكاري بيمه كنند
(ماده 16) كه درحقيقت به معناي تسهيل اخراج كارگران در اين بنگاههاست،
زيرا بيمه بيكاري براي مدت محدودي از كارگران بيكار شده حمايت ميكند
و اخراج كارگران حتي كمك به بخش خصوصي نيز نيست.
درآمدهاي حاصل از واگذاري بنگاههاي
مشمول واگذاري به مصارف متعددي ميرسد
(تقويت
تعاونيها،
زيربناسازيها،
سرمايهگذاريها،
طرحهاي
نيمهتمام
دولتي، فناوري پيشرفته و پرخطر، تعديل نيروي انساني...)، بدون آنكه اساسا به مهمترين
و پرشمارترين ذينفعان
اين بنگاهها
يعني كارگران و آينده آنان توجهي شده باشد. (ماده 29)
ارتباط استخدامي كارگران بنگاههاي
دولتي واگذار شده با دستگاههاي
اجرايي ذيربط
(يعني دولت) قطع ميشود
و در برزخ اشتغال و بيكاري قرار ميگيرند.
(ماده
31)
اكنون تغيير روشها
و نگرشها
به وضعيت كارگران و اقشار زحمتكش كشور كه حدود نصف جمعيت كشور را دربرميگيرد،
ضروري و تضمين امنيت ملي كشور در گرو تامين امنيت انساني و شغلي اين جمعيت بزرگ
مردم كشور است.
مشكلات جامعه كارگري، ناشي از كيفيت سازماندهي و مديريت بنگاههاي
توليدي و اقتصادي است و مطالبات جامعه كارگري نيز اقتصادي و مدني است و از طرفي
شيوه طرح و پيگيري آن نيز در چارچوب ظرفيتهاي
قانوني و به شيوه مدني و مسالمتآميز
است.
به همين جهت نويسندگان اين مقاله بر اين باورند: همان طوري كه در برنامه پنجم
توسعه، شوراي گفتوگوي
دولت و بخش خصوصي (مثلا اتاق بازرگاني و كارفرمايان) پيشبيني
شده و با تشكلهاي
اين بخش جلسات گفتوگو
برگزار شده و قابل ستايش هم است؛ مسائل كارگري نيز از طريق مذاكره مستقيم نمايندگان
دولت و تشكلهاي
واقعي كارگري حل شود و اين امر امكانپذير
نيست مگر اينكه تشكلهاي كارگري و ساير اصناف زحمتكش و اقشار مولد به رسميت شناخته
شوند و طرف گفتوگو
قرار گيرند و نگذاريم مستكبران كه اعتقادي به حقوق كارگران ندارند، مدعي حق آنان
شوند و درنگ جايز نيست و بايد اقدام شود. دو صد گفته چون نيم كردار نيست.اعتماد
دمکراسی پدیده ای تدریجه است
حمید قانونی
دمکراسی پدیده ای تدریجه است، این پدیده ای تاریخی است و نه دستوری.خردِ یک ساختازِ مردمی، نشاندهندة آن است که یک ساحتارِ مردمی در چه پایه است، که آن ساختارِ پیش از آن را دگرگون کنند. در ایالاتِ متحدة آمریکا و نیز، آلمانِ فدرال، و همچنین فرانسه، دمکراسی، در این پایة امروزی، پدیدار نشده اند، بسیاری نژاد پرستی ها در این کشور ها بوده اند. آقایِ مک کارتی همچون اوباما دمکرات نبود. او تا آنجا پیش رفت، که چارلی چاپلین را، به محاکمه کشید. پس پدیدة دمکراسی پیش توشه نیست. مردمِ ایران، پس از دگرگونیِ فرمانروایی، در کشورِ ایران، دریافته اند، که آزادی به دست نیاورده اند، گرچه فرمانرواییِ پیشین را دگرگون کرده اند. امروز ایران، در هالِ دگرگونی است، باری ولی در مرزِ نبردهایِ سهمگین است. پیش از این نیز گفته بودم، که این فرمانروایی، می خواهد، کشورِ ایران را، با خود، بر باد دهد. این فرمانروایی، دارد، ایران را بر باد می دهد. پس باید پای کوبید و نگذاشت اینان به برهانِ ماندنِ خویش، ایران را بر باد دهند. پس باید همة ایرانی خواخوان یک دست شوند و این خواستِ براندازیِ ایران را، از سویِ این دیکتاتور هایِ پادمهنی رسوا کنند. 18فروردین 1991
سه ماه از اعلام رسمی آخرين نرخ تورم گذشت
تورم نيست، گرانی هست
شرق: ميگفتند
كه تورم را تكرقمي
خواهند كرد، سالها
بود اين وعده از سوي دولتيها
داده ميشد
و درست آن زماني كه نرخ تورم به 8/10درصد
رسيده بود اين وعده و برنامه براي تكرقمي
كردن پررنگتر
و نشاني شد از تحقق برنامه كاهش نرخ تورم. در كشوري كه نرخ تورم بهراحتي
بالا و پايين ميشود،
رسيدنش به زير 10درصد
و تكرقمي
شدن آن، راه زيادي در پيش نداشت و تنها به يك قدم نياز بود تا وعدههاي
چند ساله دولتيها
را محقق كند اما راه دراز شد و از 8/10درصد
در ديماه89
به 21درصد
در دي ماه 90 رسيد و با شتاب گرفتن براي رساندن خود به بالاي 20درصد
انگيزه اعلام رسمي خود را از مراجع گرفت.
ديگر نه مركز آمار كه مرجع تازهاي
براي برآورد و اعلام نرخ تورم شده و نه مرجع قديمي اعلام آمارهاي اقتصادي كه بانكمركزي
نام دارد، هيچ كدام تمايلي به اعلام رسمي نرخ تورم نداشتند. گويي تورم كه روند
صعودي گرفته بود، ديگر افتخاري براي مراجع رسمي محسوب نميشد
كه آن را اعلام كنند و از شتاب آن خبر دهند.
در ماههاي گذشته پس از مصوبه مجلسيها در برنامه پنجم توسعه، اعلام نرخ تورم همواره با چالش روبهرو بوده است. مجلسيها در برنامه پنجم توسعه، مركز آمار را مرجع رسمي اعلام آمارهاي اقتصادي تعيين كردند؛ وظيفهاي كه تا پيش از آن بانكمركزي بر عهده داشت و نرخ تورم هر ماه را در نيمههاي ماه بعد اعلام ميكرد. با تغيير مرجع اعلام آمارهاي اقتصادي، بانكمركزي مدتي سكوت اختيار كرد و مركز آمار نيز گويي دليلي براي اعلام نرخ تورم نميديد چراكه پس از آن ديگر خبري از اعلام نرخ تورم نبود. طولاني شدن سكوت مرجع جديد، رييس كل بانكمركزي را برآن داشت تا بار ديگر وظيفه قبلي را بر عهده بگيرد و نرخ تورم برآورد شده توسط بانكمركزي را اعلام كند تا خلأ اطلاعرساني نرخ تورم را به نوعي پر كند. خلأيي كه با ورود مركز آمار به آن، شكاف برآوردي را به نمايش گذاشت. نرخ تورم اعلامي از سوي مركز آمار با بانكمركزي شكاف چنددرصدي را تجربه ميكرد و از برآوردهاي بانكمركزي بيشتر بود. به طوري كه مركز آمار نرخ تورم آبانماه را 8/24درصد برآورد کرد و اين در حالي بود كه بانكمركزي اين نرخ را 8/19درصد اعلام كرد. اين شكاف باعث شد تا كارشناسان اقتصادي معتقد باشند نرخ برآوردي مركز آمار به واقعيتهاي موجود در جامعه نزديكتر است. اين در حالي بود كه شهريور ماه 90 شمسالدين حسيني، وزير اقتصاد معيار را بانكمركزي گذاشت و در تشريح دلايل اختلاف نرخ تورم مركز آمار و بانكمركزي گفته بود: اگر از من بپرسيد ميگويم با توجه به شيوه گذشته، در مورد تورم، آمار بانكمركزي را استفاده كنيد. اعلام دوگانه نرخ تورم ادامه داشت تا اينكه بار ديگر اعلام رسمي نرخ تورم در سكوتي طولاني فرورفت. از آخرينباري كه نرخ تورم كشور به صورت رسمي اعلام شد، سه ماه ميگذرد. آخرين نرخ تورمي كه به صورت رسمي از سوي بانكمركزي اعلام شد تورم 6/20درصدي آذرماه بود و پس از آن نيز محمود بهمني رييس كل بانكمركزي به صورت ضمني در همايش سياستهاي پولي و چالشهاي بانكداري و توليد، تورم دي ماه را 21درصد اعلام كرد اما خبري از جزييات آن و نيز تورم نقطه به نقطه در اين ماه نشد. در اين مدت مركز آمار نيز كه در روزهاي پاياني شهريور 90 عادل آذر رييس مركز آمار ايران تنها آمارهاي اين مركز را مرجع دانسته بود، هيچ نرخي را براي نرخ تورم دي، بهمن و اسفند ماه 90 اعلام نكرد. اين مركز در جريان چانهزنيهاي دستمزد 91 كارگران، نرخ تورم دي ماه 90 را به شورايعالي كار 3/26درصد اعلام كرد و در ادامه راه مذاكرات شورايعالي كار تورم بهمن ماه را نيز به اين شورا 5/26درصد ابلاغ كرد. نرخ تورمي كه براي نخستين بار مرجع ديگري را براي اعلام پيدا كرده بود، مرجع جديد اعضاي شورايعالي كار بودند كه برآوردهاي مركز آمار را رسانهاي كردند. اين برآوردها باز هم با برآوردهاي بانكمركزي شكاف چنددرصدي داشت و اين بار اختلاف پنجدرصدي را به نمايش ميگذاشت.
به جز اين مورد مركز آمار سكوت خود براي اعلام نرخ تورم را نشكسته است حتي با وجود اينكه نيمه فروردين نيز پشت سر گذاشته شده و ديگر وقت آن است كه نرخ تورم سالانه به صورت رسمي اعلام شود، خبري از نرخ تورم نيست. نه نرخ تورم اسفندماه و نه نرخ تورم سال 90.
گويي مرجعي، وظيفه اعلام رسمي نرخ تورم را بر عهده ندارد. مركز آمار به شورايعالي كار تورم برآوردشده خود را اعلام ميكند و رييس كل بانكمركزي در سخنراني خود تورم دي ماه را به رسانهها ميگويد.
تورم قابل لمس بيش از آمارهاست
تورم سال 90 از جنبههاي ديگري نيز اهميت دارد. در ماههاي گذشته بارها و بارها دولتيها در رد پيشبينيهايي كه كارشناسان اقتصادي از شتاب نرخ تورم در جريان اجراي قانون هدفمندي يارانهها كرده بودند، اعلام ميكردند كه پيشبينيها درست از آب در نيامد و دولت با كنترل بازار و قيمتها جلوي تورم لجامگسيخته و 40درصدي كه پيشبيني ميشد را گرفت. اما اين اظهارات با نظرات كارشناسان اقتصادي همخواني ندارد. كارشناسان ميگويند كه دو مرجع اعلام آمارهاي اقتصادي، نرخ تورم را بر اساس واقعيتهاي جامعه برآورد نميكنند و تورم حاكم بر كشور بسيار بيشتر از تورم اعلامي است.
در اين ميان با يك ساله شدن هدفمندي يارانهها در آذرماه و سكوتي كه پس از آن درخصوص اعلام نرخ تورم بر كشور حاكم شد به نظر ميرسد نظر كارشناسان اقتصادي به واقعيتها نزديكتر شده و نرخ تورم واقعا شتابي در پيش گرفته كه اظهارات مسوولان درخصوص كنترل آن را زير سوال ميبرد.
آنچه كه مردم در اين مدت از تورم حس ميكنند نيز با آمارهايي كه دولتيها ارايه ميكنند، فاصله دارد و بسيار سنگينتر است. به گزارش خبر آنلاين، در سال 90 شاخص قيمت اقلام خوراكي تغييري حدود 28درصدي را تجربه كرده، يعني هشتدرصد بيش از نرخ تورم اعلام شده، هزينههاي حملونقل در اين دوره 33درصدگران شده، يعني يك سوار و پياده شدن از تاكسي يا خودروي آژانس در اين دوره براي ما تورم قابل لمس 33درصدي را تداعي ميكند و البته افزايش 23درصدي در هزينههاي مسكن نيز در شاخصهاي قيمت بانكمركزي قابل شناسايي است.
در مورد پوشاك نيز اين مساله صادق است. شاخص بهاي بانكمركزي
در اين دوره نشان از رشد 27درصدي
در قيمت پوشاك دارد، حال اگر توجه كنيم، طبق ارزيابيهاي
اقتصادي در طول سال هر خانوار شهري 8/28درصد از درآمدش را صرف خوراك و پوشاك، 4/31درصد
صرف هزينههاي
مسكن به طور مثال اجاره و در نهايت
6/11درصد
را براي حمل و نقل پرداخت ميكند
و همه اين اقلام تنها چهار گروه از 12 گروه كالاهايي است كه در محاسبه نرخ تورم
استفاده ميشوند
و باوجود ضريب اهميت بالايي كه دارند توسط قيمت ديگر گروههاي
كالايي قابل تعديل هستند.
ميتوان
نتيجه گرفت كه به نوعي هم منتقدان و هم مدافعان هدفمندسازي در اين زمينه حرف راست
را زدهاند،
يعني در عين آنكه نرخ تورم آنچنان كه پيشبيني
ميشد
افزايش پيدا نكرده ولي در اقلام اساسي كه بيشترين هزينه خانوار را به خود اختصاص ميدهند
شاهد افزايشي شبه انفجاري بودهايم.
خبرها در سال جديد نيز حكايت از گراني خزنده با شروع تعطيلات نوروز و در ادامه آن
دارد. ميگويند
قيمتها
روند روبهرشدي
را در پيش گرفتهاند،
افزايش خودسرانه قيمتها
در بازار به حدي بيضابطه
شده كه گويي مسوولان كنترل بازار را رها كردند و به گزارش فارس، برخي معتقدند،
افزايش قيمت كالاهاي اساسي ريشه در بار تورمي اجراي فاز دوم و 28 هزار تومان
غيرقابل برداشت دارد و اين اقدام دولت تورم انتظاري را بركالبد اقتصاد خانواده دميد.
به اين ترتيب به نظر ميرسد
اين افزايش شبهانفجاري
براي سالجاري
در كمين نرخ تورم كشور نشسته است چراكه محمود بهمني در روزهاي پاياني سال 90 در
يادداشتي از احتمال آن يا به عبارتي از احتمال شتاب گرفتن نرخ تورم در سالجاري
حكايت كرد و بايد ديد با اين پيشبينيها
و روندي كه نرخ تورم در ماههاي
پاياني سال 90 در پيش گرفته بود سرنوشت نرخ تورم و اعلام رسمي آن در سالجاري
به كجا خواهد رسيد آيا سكوت تورمي به راه خود ادامه ميدهد
يا با توجه به اظهارات ابوالفضل كرمي، مديركل اقتصادي بانكمركزي
مبني بر اينكه «نرخ تورم سال 90 بيش از 21درصد
نخواهد بود و به همين دليل با توجه به نرخ تورم دي ماه، روند نزولي تورم آغاز شده
است» بار ديگر سكوت ميشكند
و نرخ تورم به صورت دوگانه از سوي بانكمركزي
و مركز آمار ارايه خواهد شد.
پس از پژو و هیوندایی
نیسان هم از ایران می رود
پرشین خودرو -
زمزمهها حکایت از جدایی قریبالوقوع نیسان موتورز ژاپن از خودروسازی و بازار ایران
دارند و اگر این اتفاق رخ بدهد، پارس خودرو به عنوان سومین خودروساز کشور با چالشی
جدی روبهرو خواهد شد.
طبق اخبار رسیده، نیسانیها که برنده مناقصه بزرگ و یک میلیارد
دلاری تامین تاکسیهای شهر نیویورک آمریکا شده اند، هم اکنون برای قطع ارتباط با
خودروسازی ایران تحت فشار قرار گرفتهاند. بر این اساس، ظاهرا آمریکاییها تهدید
کرده اند این مناقصه زمانی معتبر بوده و به اجرا در خواهد آمد که نیسان قید ایران
را بزند.
هرچند بخش کوچکی از بازار خودرو ایران به نیسان وابسته است، اما
از آنجاکه چهار محصول لوکس پارس خودرو (ماکسیما، قشقایی، تینا و پیکاپ)
تحت برند نیسان موتورز در این شرکت مونتاژ میشوند، رفتن نیسان با مشکلاتی همراه
خواهد بود.
از آنجاکه این چهار محصول داخلیسازی بسیار اندکی دارند، بسیار
بعید است پارس خودرو بتواند پس از نیسان به مونتاژ آنها ادامه دهد؛ زیرا تامین
قطعات از راه کشورهایی دیگر (با توجه به حجم بالای وابستگی) صرفه اقتصادی ندارد.
این البته تنها مشکل سومین خودروساز کشور نیست؛ زیرا به تازگی شرکت رنو فرانسه نیز
که نصف بیشتر محصولات لوکس پارس خودرو تحت برند آن تولید میشود، برای قطع ارتباط
با ایران تحت فشار قرار گرفته است.
رنو شرکتی دولتی است و چون فرانسه سیاستی ضد ایرانی دارد، این شرکت را برای قطع
ارتباط با خودروسازی ایران در منگنه گذاشته تا پس از پژو، دومین خودروسازی فرانسوی
نیز از ایران خارج شود.
رفتن رنو به معنای حذف تندر-90 و مگان از خط تولید صنعت خودروسازی ایران و همچنین
محروم شدن این صنعت از تکنولوژیهای روز خواهد بود و سرمایهگذاری مالی و فنی انجام
شده در چند سال اخیر توسط رنو نیز به باد میرود.رنو البته علاوه بر پارس خودرو، در
ایران خودرو نیز تندر-90 را به تولید میرساند و رفتن این شرکت میتواند ایران
خودرو را نیز تحت تاثیر قرار دهد.
این البته در حالی است که ظاهرا رنوییها با تحریم ایران مخالفت
کرده و نمیخواهند قید بازار آن و سرمایهگذاری خود را بزنند. بنا به گزارش ایسنا،
شركت خودروسازی رنو فرانسه درخواست گروه ضد ایرانی اتحاد علیه ایران هستهای را
مبنی بر خروج از ایران رد كرده است. شركت رنو در پاسخ به نامه این گروه آمریكایی
اعلام كرده كه تحریمهای بینالمللی علیه ایران شامل صنعت خودرو نمیشوند و رنو
همچنان به فعالیتهایش در ایران ادامه خواهد داد. باید منتظر ماند دید آیا رنوییها
روی حرف خود میایستند و همچنان در ایران میمانند، یا اینکه مانند هموطن شان توزرد
از آب در میآیند و پارس خودرو و ایران خودرو را تنها میگذارند.ت، آشفتهتر و
گرانتر خواهد شد.
عصر ایران
48 ساعت تا آتش بس در سوريه
به فاصله 48 ساعت تا پايان ضربالاجل شوراي امنيت براي آغاز آتشبس در سوريه، خشونت
در اين كشور همچنان ادامه دارد. آخرين گزارشها حاكي است روز شنبه نيز دستكم
۲۴
نفر ديگر در سوريه كشته شدهاند. مخالفان دولت سوريه مدعي هستند اين افراد در حمله
نيروهاي ارتش سوريه به منطقه اللطامنه در حومه شهر حماه كشته شدهاند. در برخي
گزارشها، تعداد كشتهشدگان اين حمله
۲۷
نفر اعلام شده است. گزارشهاي غيررسمي از كشته شدن بيش از 9هزار نفر در خشونتهاي
يك سال گذشته سوريه حكايت ميكند. براساس اعلام ديدهبان حقوقبشر سوريه، حمله
نيروهاي ارتش به اللطامنه براي بيرون راندن مخالفان مسلح دولت سوريه كه همچنان در
اين منطقه حضور دارند، انجام شده است. اين در حالي است كه بان كيمون، دبيركل
سازمان ملل متحد از مقامات سوريه به دليل ادامه حملات نظامي به شهرها و مناطق
مسكوني به شدت انتقاد كرده است.
رييسجمهوري سوريه، تعهد داده است كه تا بامداد سهشنبه نيروهاي نظامي خود را از
شهرها و مناطق مسكوني خارج كند. دبيركل سازمان ملل ميگويد اين تعهد و التزام،
نبايد بهانه و دستاويزي براي ادامه كشتارها در شرايط كنوني باشد.
او خواهان توقف فوري عمليات نظامي در سوريه شد. روز جمعه نيز تركيه با اشاره به
افزايش قابل توجه تعداد پناهجويان سوري در منطقه مرزي دو كشور از سازمان ملل متحد
خواست براي كمك به تركيه به منظور رسيدگي به اين پناهجويان وارد عمل شود. احمد
داووداوغلو، وزير امور خارجه تركيه پس از گفتوگو با بان كيمون، دبيركل سازمان ملل
متحد گفت كه از وقتي بشار اسد با اجراي طرح صلح پيشنهادي مشترك سازمان ملل متحد و
اتحاديه عرب موافقت كرده است، تعداد پناهجويان سوري كه به تركيه گريختهاند، به
ميزان قابلتوجهي افزايش يافته است. او تعداد كل پناهجويان سوري در تركيه را نزديك
به
۲۴هزار
نفر اعلام كرد و گفت كه وضعيت و تحولات در داخل سوريه به شدت نگرانكننده است. طرح
صلح مورد توافق دولت سوريه، پيشنهاد كوفي عنان، فرستاده ويژه مشترك سازمان ملل متحد
و اتحاديه عرب در امور سوريه است. در چارچوب اين طرح صلح، انتظار ميرود كه تمام
طرفهاي درگير در سوريه از روز دهم آوريل خشونت نظامي در اين كشور را متوقف كنند و
از
۴۸
ساعت بعد از آن (۱۲
آوريل) آتشبس كامل در سوريه برقرار شود. طرح مشترك سازمان ملل و اتحاديه عرب مورد
حمايت مسكو، متحد اصلي دمشق نيز هست. به گزارش ايسنا، وزارت خارجه روسيه اعلام كرده
اين كشور از بيانيه شوراي امنيت سازمان ملل كه در آن از درخواست كوفي عنان، فرستاده
مشترك سازمان ملل و اتحاديه عرب از دمشق مبني بر توقف حملات نظامي حمايت شده،
استقبال ميكند.شرق
تورم سال 90: 21/5 درصد
بانك مركزي بالاخره سكوت را شكست و نرخ تورم را اعلام كرد،
5/21درصد.
تورمي براي سال 90 كه نشاني شد از روند صعودي نرخ تورم در سال گذشته و افزايش 1/9درصدي
تورم نسبت به سال 89.
به گزارش روابط عمومي بانك مركزي، شاخص بهاي كالاها و خدمات مصرفي در مناطق شهري
ايران در اسفندماه 1390 به عدد 3/309 رسيد كه نسبت به مـــــــاه قبل 4/3درصد
افزايش يافت. اين نرخ در مقايسه با ماه مشابه سال قبل، 8/21درصد
افزايش يافته است. براساس اين گزارش، نرخ تورم در 12 ماه منتهي به اسفندماه 1390
نسبت به 12 ماه منتهي به اسفندماه 1389، معادل
5/21درصد
رشد كرد. بانك مركزي در حالي نرخ تورم 90 را 5/21درصد
برآورد كرد كه در سال 88 وقتي نرخ تورم سالانه به گزارش بانك مركزي از 4/25درصد
به 8/10درصد
كاهش يافت، زمزمه و وعده تك رقمي شدن نرخ تورم كه مدتها
بود از سوي دولتيها
وعده داده ميشد،
جديتر
شنيده شد اما سال 89 اين نرخ نه تنها نتوانست راه تك رقمي شدن را در پيش بگيرد بلكه
صعودي شد و از
8/10درصد
به 4/12درصد
افزايش يافت. روند صعودي ادامهدار
شد و در سال سوم يعني سال 90 كه ديگر بانك مركزي متولي اعلام آمارهاي اقتصادي نبود
و مجلسيها
در برنامه پنجم توسعه، مركز آمار را متولي اعلام آمارهاي اقتصادي معرفي كردند، باز
هم نرخ تورم بيش از پيش افزايش يافت و خود را به
5/21درصد
رساند. هر چند اين نرخ با پيشبينيها
فاصله داشت اما روندي رو به رشد و نگرانكننده
را رقم زد كه از سوي برخي خبرگزاريها
آغاز دوره ششم رشد تورم نام گرفت.
اين در حالي است كه نرخ تورمي كه بانك مركزي برآورد كرد، با نرخ تورم غيررسمي كه
مركز آمار به شورايعالي
كار اعلام كرده بود، شكاف چشمگيري را تجربه ميكند
و قطعا اگر مركز آمار نرخ تورم 12 ماه 90 را اعلام كند، نرخي بيش از برآوردهاي بانك
مركزي را به نمايش ميگذارد
كه با نرخ يكساله
بانك مركزي اختلافي پنجدرصدي
خواهد داشت، چراكه مركز آمار نرخ تورم ديماه
را براي تعيين حداقل دستمزد كارگران در سال 91، 3/26درصد
و تورم بهمن ماه را
5/26درصد
اعلام كرد. اما هيچ گاه اين برآوردها به صورت رسمي از سوي مركز آمار منتشر نشد تا
سكوتي سه ماهه براي اعلام نرخ تورم از سوي اين مركز رقم بخورد و در نهايت بار ديگر
بانك مركزي كه در ماههاي
گذشته همواره نرخ تورم را به صورت رسمي و غيررسمي اعلام كرده است، وارد عمل شده و
نرخ تورم اسفند ماه را نيز برآورد كند. اين بانك نرخ تورم دي ماه را 6/20درصد
و نرخ تورم بهمن ماه را 21درصد
برآورد كرد، نرخي كه خود را در اسفند ماه به
8/21درصد
رسانده است.شرق
وقتی زير ساختهای صنعتی تجهيز نشدند
مانور تبليغاتی كالاهای خارجی و كام تلخ توليد داخل
ايلنا: نامگذاري سالهاي
اخير با محوريت قرار گرفتن مباحث اقتصادي به نوعي بيانگر لزوم توجه هر چه بيشتر
حوزههاي
مرتبط براي پيشبرد اهداف و برنامههاي
اقتصادي كشور است، برنامههايي
كه مسير تحقق افق چشمانداز
را تسهيل سازد. هر چند كه در خلال سالهاي
اخير همواره فاصله ميان اين نامگذاريها
با دستاوردهاي اجرايي و واقعي آن در اقتصاد كشور زياد و غيرقابل ملموس بوده است. پس
از موضوعاتي نظير اصلاح الگوي مصرف و جهاد اقتصادي، امسال بخش توليد به عنوان
اولويت اقتصادي كشور مورد توجه قرار گرفته و برمبناي آن «توليد ملي، حمايت از كار و
سرمايه ايراني» شعار سال
۹۱
اعلام شد. بدون شك نامگذاري امسال با محوريت حمايت از توليد داخلي آن هم در شرايطي
كه اقتصاد كشور به واسطه اجراي قانون هدفمندي يارانهها
و مواضع بينالمللي
تحتالشعاع
قرار گرفته، از اهميت ويژهاي
برخوردار است. اين امر از آن رو مطرح ميشود
كه بخش توليد سال
۹۰
را در حالي پشت سر گذاشت كه با وجود تاكيد بر حمايت از اين حوزه در جريان اجراي
قانون هدفمندي، به واسطه ضعف حمايتهاي
دولتي و بروز بيانضباطي
ارزي، با چالشهاي
بسياري روبهرو
شد. به تبع اين مساله ميتوان
گفت كه تحقق شعار امسال با نگاهي به وضعيت بخش توليد در اقتصاد ملي، نيازمند عزم
تمام قوا به ويژه قوه مجريه است. در حال حاضر شكاف گستردهاي
ميان واقعيات اقتصاد ما و اهداف برنامهريزي
شده براي آن وجود دارد كه بخش قابل توجهي از اين شكاف ناشي از سياستگذاريها
و خطمشيهاي
موجود است. به عبارتي اصولا ميان شعارها
و اهداف اعلام شده با واقعيات و سياستهاي
اقتصادي فاصلهاي
وجود دارد كه اين امر تحقق اهداف را سخت و دشوار میکند.
بهمن آرمان، كارشناس
مسايل اقتصادي طي گفتوگويي
با ايلنا در اين خصوص مثالي زده و عنوان ميكند:
با وجود آنكه حمايت از بخش توليد كشور همواره مورد تاكيد مسوولان وزارتخانه مربوطه
(صنعت، معدن و تجارت) قرار دارد شاهديم كه اغلب سياستگذاريهاي
اين دستگاه به ويژه در حوزه تجارت و مباحث تعرفهاي
رويكردي حمايتي را دنبال نميكنند.
حتي هماكنون
كه شعار امسال حمايت از توليد داخل عنوان شده شاهد پايينبودن
تعرفه واردات كالاهاي مختلف هستيم به طوري كه هماكنون
تعرفه واردات فولاد حدود چهار درصد است. وي ضمن تاكيد بر اينكه واقعيات كشور بيانگر
آن است كه بخش توليد مورد حمايت قرار ندارد، اذعان كرد: بايد پذيرفت مواضع بينالمللي
كه در اواخر سال گذشته از سوي برخي كشورهاي غربي در قبال ايران اتخاذ شده، به نوبه
خود بر عملكرد فعالان اقتصادي تاثير گذاشته و گشايش اعتبار براي اين گروه را تحتالشعاع
قرار داده است. «يكي ديگر از مباحثي كه در شعار امسال مورد تاكيد قرار گرفته،
سرمايه ايراني است، حال آنكه بايد توجه داشت جذب سرمايهگذاريهاي
داخلي و خارجي بيش از هر چيز به فضاي كسب و كار در كشور بستگي دارد، اين در حالي
است كه اين فضا آنطور
كه بايد فراهم نيست.»
آرمان ضمن بيان اين مطلب ميافزايد:
تحقق اهداف سالجاري
نيازمند زيرساختها
و شرايطي است كه شايد بتوان گفت هماكنون
اين شرايط در كشور موجود نيست.
شعار حمايت از توليد در سايه تبليغات گسترده كالاهاي خارجي
بدون شك حمايت از توليدكنندگان داخلي در بازاري كه بخش وسيعي از آن را كالاهاي
وارداتي تشكيل داده و سهمي از تقاضا را به خود اختصاص دادهاند،
كار راحتي نيست. در حال حاضر بخش وسيعي از بازار داخلي از مواد غذايي و محصولات
كشاورزي گرفته تا كالاهاي صنعتي مصرفي و لوكس را برندهاي مختلف خارجي به خود اختصاص
دادهاند
كه هر ساله سهم اين كالاها
در بازار داخلي ما رو به افزايش است. در اين خصوص آمار حوزه تجارت خارجي كشور به
نوعي مبين رشد سالانه واردات كالاهاي خارجي به كشور است؛ كالاهايي كه با تبليغات
گسترده مردم را به مصرف اين محصولات تشويق و ترغيب ميكند.
در اين خصوص نياز نيست راه دوري برويم. هر روز در هنگام عبور از خيابانهاي
شهر با بيلبوردهاي عظيم و متعددي روبهرو
ميشويم
كه عمدتا كالاهاي خارجي را تبليغ و معرفي ميكنند.
اين تبليغات در حوزه رسانههاي
ديداري، شنيداري و مكتوب نيز نفوذ كرده و روزبهروز
در حال گسترش است. مسلما يكي از اقداماتي كه در سال حمايت از توليد داخلي بايد بيش
از پيش مورد توجه قرار گيرد، سياست مديريت واردات است، رويكردي كه با وجود وعدههاي
فراوان تاكنون اقدام خاصي در راستاي آن صورت نگرفته است. تا زماني كه با روند رو
به رشد واردات كالا به ويژه كالاهاي مصرفي در كشور روبهرو
باشيم، تحقق حمايت از توليد تنها در حد يك شعار باقي مانده و همچون سالهاي
قبل، اهداف امسال نيز از اجرا باز ميماند.
بدون شك حمايت از توليد در سايه تبليغات گسترده كالاهاي خارجي در كشور امكانپذير
نيست. آيا بخش توليد ميتواند
در شرايط كنوني جايي براي رشد داشته باشد؟ ميتوان
از يك سو شعار حمايت از توليد داخلي سر داد و از سوي ديگر بخش وسيعي از تبليغات
كالايي را به محصولات خارجي اختصاص داد؟ البته كاهش حجم تبليغات كالاهاي خارجي
مستلزم اعمال سياستهايي
در حوزه تجارت خارجي و ساماندهي واردات كالاهاي مصرفي است تا بتوان زمينه حضور
محصولات داخلي در بازار را فراهم كرد كه اين مساله كار چندان سادهاي
نبوده و عزمي واقعي را ميطلبد.
اين در حالي است كه بهمن آرمان معتقد است تبليغات كالاهاي خارجي توسط باندهاي بزرگي
در سطح كشور صورت ميگيرد
كه توانستهاند
در بخشهاي
مختلف اقتصاد ما نفوذ كنند. وي در اين خصوص به ايلنا توضيح ميدهد:
اين باندها
كه با گروههاي
بزرگ وارداتي در ارتباطاند،
اغلب در مراكز تصميمگيري
و برخي دستگاههاي
دولتي نيز نفوذ كردهاند
كه اين امر هر گونه اقدام در راستاي كنترل و كاهش اين تبليغات را سخت ميكند.
وي از سياستهاي
دولت در برابر بخش توليد نيز انتقاد كرده و در اين خصوص ميگويد:
در حال حاضر سياستهاي
دولت به جاي حمايت، فعالان اقتصادي را تحت فشار قرار داده است. بر اين اساس باوجود
آگاهي دولت نسبت به افزايش هزينههاي
تمام شده به واسطه اجراي قانون هدفمندي يارانهها،
با هرگونه اصلاح قيمتي برخورد ميشود.
دكتر آرمان ضمن تاكيد بر اينكه امروز در سطح بينالمللي
جنگ بازارها
و حفظ بازارهاي فروش است، تصريح كرد: ايران بازار بزرگي است. هر چه توليدكنندگان
داخلي به واسطه شرايط ايجاد شده در داخل آسيب ديده و فعاليت آنها تحتالشعاع
قرار بگيرد، فضا براي حضور شركتها
و توليدكنندگان خارجي باز ميشود.
به اعتقاد اين كارشناس
اقتصادي، بايد پذيرفت امروز ايران بدون داشتن ارتباطات و بدون تنش با كشورهاي داراي
تكنولوژي، براي افزايش توليد با مشكل روبهرو
خواهد بود.
رمزی کلارک رييس گروه وكلای صدام در گفت وگو با شرق
ديكتاتورها هم وكيل میخواهند
گروه جهان، مرجان يشايائي: امروز سالگرد سقوط بغداد و صدامحسین
است. «رمزي
كلارك» دادستان كل پيشين ايالات متحده را بسياري از ايرانيان از سالهاي
قبل از پيروزي انقلاب ميشناسند
وقتي كه روزنامه نيويوركتايمز
عكس او را حين همراهي با تظاهرات ضدشاه در 1978 و 1979 چاپ كرد؛ دموكراتي كه همواره
در كمپينهاي
ضدجنگ در آمريكا نقشي فعال داشته
است. پيش از آن كلارك از فعالان ضدجنگ ويتنام بود و در دهه 1990 از مخالفان سرسخت
حمله آمريكا به عراق تا جايي كه ديكتاتور سابق عراق از او در اين مورد مشاوره
خواست. در كارنامه اين فعال حقوق بشر اقداماتي ثبت شده كه بهكلي
با آموزههاي
معمول غريبه است. از جمله آنكه او داوطلبانه دفاع از اسلوبودان ميلوسوويچ، حاكم
صربستان و صدام حسين را بر عهده گرفت و در چند ماه گذشته به دليل مخالفت جدي با
اعمال تحريمها
يا حمله نظامي احتمالي عليه ايران نامش دوباره در جرايد و شبكههاي
تلويزيوني مطرح شده. رمزي كلارك را اين بار نه از وراي اعلاميهها
بلكه در مصاحبهاي
رودررو بشناسيد. «قبل از هر چيز بايد خواهش كنم كمي شمردهتر
صحبت كنيد تا بتوانم حرفهاي
شما را بفهمم.» مصاحبه را با اين جمله شروع كردم و در اواسط مصاحبه معناي لبخند
معنادارش
را فهميدم.
اگر اشتباه نكنم شما سرپرست تيم وكلاي صدام در محاكمهاش
بوديد.
من يكي از وكلاي او بودم.
چه
احساسي داشتيد وقتي از يك ديكتاتور دفاع ميكرديد؟
احساس ميكردم
صدام متهمي است كه حتما بايد حقيقت و عدالت در موردش رعايت شود. اينكه اقدامات او
چه تبعاتي داشته، باعث نميشد
كه حقوق انسانياش
زير پا گذاشته شود. از او دفاع كردم زيرا احساس ميكردم
محاكمه عادلانه نيست و هدف از آن فقط كشتن اوست نه اجراي عدالت و روشن شدن حقايق.
در زمان رياستجمهوري
صدام هم او را ديديد؟
قبل از حمله آمريكا به عراق، او در سپتامبر 1990 از من خواست به عراق سفر كنم.
براي
چه كاري به بغداد سفر كرديد؟
در آن موقع صدام هنوز بر سر كار بود. ميخواست
جلو حمله آمريكا به عراق را كه عاقبت در ژانويه 1991 انجام شد، بگيرد. اين دعوت كمي
بعد از تصويب قطعنامه سازمان ملل عليه عراق صورت گرفت. صدام احساس كرده بود كه
اتفاقات مهمي در راه است. او از سراسر دنيا افراد را فراخواند تا جلو حوادثي را كه
در آينده ميتوانست
اتفاق بيفتد، بگيرند. سفير عراق در آمريكا هم از طرف صدام خواست تا به عراق سفر كنم.
به
عنوان يك سياستمدار به نظر شما كدام بهترند؟ عراق آزاد ولي در جنگ يا عراق در آرامش
ولي با ديكتاتوري؟
منظورتان را نميفهمم؟
منظورم اين است كه مشاوره شما ممكن بود منجر شود به دوام حكومت صدام. آيا فكر ميكنيد
اين به نفع مردم عراق بود؟
مردم قبل از حمله آمريكا زندگي بهتري داشتند. از بعد از حمله آمريكا در ژانويه 1991
مردم عراق فقط شاهد اختلاف و ويراني بودهاند.
هزاران عراقي جان خود را از دست دادهاند.
تحريمها
به تنهايي دهها
هزار كودك عراقي زير پنج سال را از بين برده يا در معرض خطر جدي قرار داده. اگر به
عراق امروز نگاه كنيد، ميبينيد
كه در نتيجه خشونت و ويراني كه جنگ به بار آورده حدود چهار، پنج ميليون نفر از روال
عادي زندگيشان
بهكلي
دور شدهاند.
اين جنگ تمام زيرساختهاي
اقتصادي عراق را نابود كرد. آمريكا عمليات نظامي مهيبي در عراق بهراه
انداخت و فقط دهها
هزار تن بمب بر سر عراق فرو ريخت.
بنابراين شما خود را يك فعال صلح ميخوانيد
يا وكيلي كه به هرحال بايد از موكلش دفاع ميكرد
حتي اگر با آنچه كرده موافق نبوده باشد.
نه، فكر ميكنم
وظيفه هر وكيلي است كه بهترين راه براي دفاع از موكلش را پيدا كند. ميخواستم
يك وكيل مدافع خوب باشم كه براي كشف حقيقت از متهم بهخوبي
دفاع ميكند.
با صدام صحبت كرده بوديد، قبل يا بعد از سقوطش؟
اولين بار او را در سپتامبر و اكتبر 1990 قبل از سقوطش ديدم و ما ساعتها
باهم صحبت كرديم. در اين صحبتها
سه مترجم حضور داشتند كه كار معمولي نبود.
او ميخواست
مطمئن شود حرفهاي
من درست ترجمه ميشوند.
ظاهرا مشكل شما را داشت. از لهجه من سر در نميآورد.
بعد از آن در طول دهه 90 كه هنوز رييسجمهور
بود چند بار ديگر با او ملاقات كردم. هر بار از سه مترجم استفاده ميكرد
ولي مشكل آنجا بود كه خيلي وقتها
اين سه مترجم بر سر اينكه چه كسي درستتر
مطلب را فهميده جر و بحثشان
ميشد!
شما تا لحظات آخر همراه نزديك صدام بوديد. از آنچه در زمان زمامدارياش
كرده بود چه احساسي داشت؟ فكر ميكرد
دچار اشتباه شده يا هر چيز ديگري؟
رهبري در هر كشوري كه باشد كار دشواري است با هر عنواني، رييسجمهور
يا چيز ديگر. شما فكر ميكنيد
داريد همه تلاشتان
را ميكنيد.
به هر حال صدام اقدامات مثبت زيادي براي بهبود آموزش و سلامت در عراق انجام داد.
اشتباهات زيادي هم كرد. از همه مهمتر
حمله به ايران بود.
صدام قبول كرد كه حمله به ايران اشتباه بوده؟
فكر ميكنم
بهتر است بگوييم قبول كرد كه حمله به ايران اقدام مخربي بوده.
ولي همواره اينطور
توجيه ميكرد
كه براي مبارزه با آنچه تروريسم خطرناك در منطقه ميخوانده،
جنگ پيشگيرانه راه انداخته؛ جنگي كه براي هر دو طرف بسيار پرهزينه بود. بعد از رفتن
شاه ساختار ارتش رسمي ايران بهكلي
آسيب ديد. سربازان ايراني بيشتر افراد داوطلبي بودند كه ميتوان
گفت با دست خالي ميجنگيدند.
يك تراژدي بود.
دنيا در حالي كه شاهد اين تراژدي بود به ناحق جانب عراق را گرفت. در طول جنگ يك روز
با سفير يوگسلاوي در بغداد ناهار ميخوردم.
به من گفت فكر ميكني
چند يوگسلاو الان در عراق كار ميكنند؟
گفتم نميدانم.
عددي كه گفت حيرتزدهام
كرد. حدود 16 هزار نفر كارشناس در سطوح مختلف در امور زيربنايي در عراق در طول جنگ
كار ميكردند.
به نظر ميآمد
دنيا ايران را تنها گذاشته.
بله، كشتههاي
جنگ زياد بود ولي در كنار آن بهنظر
ميرسد
كه شركتهاي
بزرگ اسلحهسازي
غرب سود هنگفتي بردند.
بله اما سود روسها
هم كه به صدام اسلحه دادند كم نبوده.
شما وكيل صدام و در طول محاكمه كنارش بوديد. او را قبل از اعدام هم ديديد؟
فكر ميكردم
بايد درباره محاكمه صحبت كنيم اما او زياد در بند آن نبود و به جايش درباره همه چيز
صحبت ميكرد.
احساس او درباره حكمي كه در موردش صادر كردند چه بود؟
صدام آدم واقعبيني
بود. ماجرا را به خوبي فهميده بود. ترسي در او نديدم.
فكر ميكنم
احترامي براي دادگاه قايل نبود و حكمش را سياسي ميدانست.
من ساعتها
در طول دادگاه و بيرون از آن در كنارش بودم. شايد بهترين تعبير از احساسات او را
بتوان در عكسي ديد كه به طرف طناب دار ميرود.
خيليها
بهخصوص
در ايران موافق اعدام زودهنگام صدام نبودند و فكر ميكردند
با اعدام او برخي اسرار مربوط به جنگ هشت ساله هم از بين ميرود.
به نظر شما واقعا صدام اسرار جنگ با ايران را به گور برد؟
نه، فكر نميكنم.
من او را هر صبح در دادگاه و در زمان خوردن ناهار و جلسه عصر دادگاه ميديدم.
به دادگاه توجهي نداشت. گاهي شعر ميخواند
و گاهي هم از خانوادهاش
صحبت ميكرد.
مثلا از خاطره خريد يك گردنبند براي يكي از دخترانش ميگفت
كه سالها
قبل از رييسجمهور
شدنش خريده بود.
پس شما فكر نميكنيد
ارتباط خاصي بين اعدام صدام و اسرار جنگ ايران و عراق وجود داشته باشد؟
رهبران ديگر عراق را نميدانم
ولي صدام ديگر چيزي نداشت پنهان كند. از اين گذشته مسوولاني كه صدام را محاكمه ميكردند
سالهاي
تبعيدشان را در ايران گذرانده بودند. حقيقت اصلي كه همه آن را ميدانند
آن است كه صدام شروعكننده
جنگ بوده. او فكر ميكرد
پس از رفتن شاه ايران آنقدر ضعيف شده كه ميتواند
جنگ را بهآساني
ببرد.
شما هم فكر ميكنيد
صدام جنگ را آغاز كرده؟
اين نظر شخصي من نيست. حمله عراق الان جزو اسناد تاريخي شده. حتي خود او هم بهصراحت
بر اين موضوع تاكيد داشت.
اجازه بدهيد سوالي بپرسم كه درباره آن بسيار كنجكاوم، چه كسي دستمزد شما را ميپرداخت؟
هيچكس،
من براي دفاع از صدام دستمزدي نگرفتم. فقط برخي هزينههاي
اياب و ذهاب به من پرداخت شد.
يعني شما داوطلبانه از صدام دفاع كرديد؟
دفاع از صدام فقط بخشي از ماجرا بود. مساله اصلي دفاع از حقيقت و عدالت و دفاع از
اصل زندگي بود.
فكر ميكنيد
به عنوان وكيل او، وظيفهتان
را به طور كامل انجام داده باشيد؟
ميدانيد
من در سالهاي
كارم مجرمان متعددي ديدم و در خود آمريكا از محكومان به اعدام زيادي دفاع كردم.
دفاع از صدام كار دشواري بود. تقريبا به هيچ شاهد يا مداركي دسترسي نداشتيم. كسي
حاضر نبود در جريان محاكمه با ما همكاري كند. سه نفر از وكلاي او در جريان محاكمه
كشته شدند. يكي از وكلاي صدام در شب اول محاكمه او ديروقت از مقابل دفترش ربوده شد
و صبح روز بعد جسد تكهتكهاش
را در خيابان پيدا كردند.
وكيلي
كه ميگوييد
آمريكايي بود؟
نه عراقي بود. از وكلاي آمريكايي صدام در يك هتل گرانقيمت
در بغداد به دقت محافظت ميشد.
ميتوان
گفت خطر بزرگي وكلاي آمريكايي را تهديد نميكرد.
الان داشتم با آقاي دابلر (يكي ديگر از وكلاي آمريكايي صدام)
صحبت ميكردم
و او به من گفت كه در جريان محاكمه پيامهاي
تهديدآميز زيادي از طرف آمريكاييها
دريافت كرده كه مخالف دفاع از صدام بودهاند.
شما را هم تهديد كردند؟
نه مرا تهديد نكردند. فكر ميكنم
مردم به كارهاي من عادت كرده باشند. من در طول جنگ ويتنام در اوج بمبارانهاي
آمريكا به ويتنام شمالي سفر كردم يعني به كشوري رفتم كه با آمريكا در حال جنگ بود و
هفتهها
آنجا ماندم. در طول مبارزات مردم ايران عليه شاه هم عكس مرا نيويوركتايمز
در بين تظاهراتكنندگان
ايراني چاپ كرد. روز فرار شاه هم من در ايران بودم.
حاضريد
وكيل مدافع سربازان آمريكايي شويد كه متهم به نقض حقوق بشر شدهاند؟
اين بستگي به عوامل زيادي دارد؛ اينكه دادگاه صلاحيت رسيدگي داشته باشد يا شما به
عنوان وكيل مدافع امكان دفاع داشته باشيد و احساس كنيد حضورتان موثر است. بايد
مطمئن باشيد دادگاه عادلانه برگزار ميشود
و شما امكان بازگو كردن حقيقت را داريد. من تا بهحال
از متهمان زيادي دفاع كردهام
كه برخي از آنها جرايم سنگيني داشتهاند.
اين وظيفه حرفهاي
هر وكيلي است ولي بايد به صحت دادگاه اطمينان داشته باشم و به عادلانه بودن حكمي كه
صادر ميشود.
در مورد صدام مردم عراق ديدند كه برخي آمريكاييها
در كنارشان ايستادهاند
و حتي رييسجمهوري
كه توسط آمريكاييها
سقوط كرده به وكلاي آمريكايي اعتماد ميكند.
من اين كار را دفاع از عدالت و حقيقت ميخوانم.
دفاع از صدام يا كمك به دفاع از ميلوسوويچ را يك اقدام بشردوستانه ميدانيد؟
بله، نكته بشردوستانهاش
هم اين است كه هر انساني بايد امكان دفاع از خود را داشته باشد.
از وقتي كه براي مصاحبه گذاشتيد متشكرم و از ملاقات شما خوشوقت
شدم.
شرق
كارشناسان آلودگی هوا تاكيد كردند
يكی از وزارتخانهها آزبست (Asbest) وارد می كند!
كارشناسان آلودگي هوا با تاكيد بر اينكه توليد آلودگي هوا در تهران 24 ساعته است اعلام كردند: يكي از وزارتخانهها آزبست وارد ميكند!مشاور معاون شهردار تهران در امور محيط زيست به ايسنا گفت: «منبع اصلي آلودگي هوا وسايل نقليه موتوري هستند و «خودروها» و «كارخانهها» دو متهم اصلي آلودگي هوا به شمار ميروند. آلودگي هوا، كودك و بزرگسال، فقير و غني و مدير و كارمند نميشناسد، چرا كه همه بايد از همين هوا تنفس كنيم. تا جايي كه روشهاي علمي جهت كاهش آلودگي هوا وجود دارد، اجراي طرحهاي احساسي و هيجاني چون پاشيدن آب در موضوعات علمي كاملا مردود است. بسياري از مردم عادي آلودگي را مترادف با دود تصور ميكنند و اين دو را با هم اشتباه ميگيرند، در صورتي كه به عنوان نمونه مونوكسيدكربن گازي است بيرنگ و بيبو كه ميتواند زندگي شهروندان را فلج كند. وقتي خودروسازان به محصول توليدي خود كه به صورت مستقيم با زندگي انسانها سر و كار دارد مانند كالايي مثل مسواك نگاه كنند، وضع از اين بهتر نميشود.» نوروزي از آزبست به عنوان مادهيي سرطانزا كه در لنت ترمز خودرو و نيز ايرانيت سقف ساختمانها مورد استفاده قرار ميگيرد، نام برد و افزود: «بر اساس تصويب هيات محترم دولت هيچ فرد يا دستگاهي اجازه واردات آزبست به كشور را ندارد در صورتي كه با وجود اين مصوبه يكي از وزارتخانههاي دولتي نسبت به ثبت سفارش آزبست (Asbest)و ورود اين ماده سمي اقدام كرده است.اعتماد
نگاهی به اهداف، نحوه فعاليت و آموزش علوم اسلامی در مراكزی تحت عنوان «حوزه علوم اسلامی دانشگاهيان»
راهاندازی 33 حوزه علوم اسلامی در دانشگاههای كشور
محمدحسين نجاتي: سهم حوزههاي
علميه در اجراي برنامههاي
آموزشي خود در دانشگاههاي
كشور رو به افزايش است. تعداد زيادي از دانشگاههاي
كشور در حال حاضر، ميزبان طرح جديدي از نهاد مقام معظم رهبري در دانشگاهها
تحت عنوان «حوزه علوم اسلامي دانشگاهيان» شدهاند
كه به موجب آن دانشجويان ميتوانند
با گذراندن شش ترم تحصيلي فارغالتحصيل،
يكي از سطوح تحصيلي حوزههاي
علميه قم شوند.
گستره فعاليت «حوزه علوم اسلامي دانشگاهيان» در دانشگاههاي كشور به بيش از 33 مركز ميرسد و علاوه بر دانشگاههاي مادر و مطرح علومانساني در كشور كه داراي موضوعيت بيشتري در اين رابطه هستند، دانشگاههاي فني و مهندسي صنعتي شريف، علموصنعت، اميركبير و دانشگاه خواجه نصير نيز مراكزي را تحت اين عنوان راهاندازي كردهاند.
اجراي سراسري اين طرح در دانشگاههاي كشور در شرايطي است كه سهم حوزههاي علميه در سيستم آموزش عالي و آموزشوپرورش كشور با اجراي طرحهايي همچون حضور روحانيون در مدارس، مشاركت در تدوين كتب درسي مدارس، واگذاري برخي مدارس به حوزههاي علميه، مشاركت در تدوين برنامه درس ملي و سند تحول آموزشوپرورش، سياستگذاري در مصاديق اسلامي كردن دانشگاهها و حضور اعضاي موسسه امام خميني در هياتعلميهاي دانشگاه علامه طباطبايي در طول چند سال اخير، بيش از پيش رو به افزايش است.
همچنين نهاد مقام معظم رهبري در دانشگاهها نيز با ارايه و اجراي طرحهاي مشتركي با حوزههاي علميه همچون عمره دانشجويي، كرسيهاي آزادانديشي در دانشگاهها، هستههاي مشاوره، برگزاري اردوهاي فرهنگي و دانشجويي و دورههاي آموزش نگرشهاي سياسي سعي در تحقق هرچه بيشتر نگرش وحدت حوزه و دانشگاه را دارد.
در آييننامه حوزه علوم اسلامي دانشگاهيان در رابطه با نوع فعاليت اين مراكز آمده است: حوزه علوم اسلامي دانشگاهيان، مركزي است آموزشي و تربيتي وابسته به نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها كه در راستاي تحقق اهداف و سياستهاي آموزشي نهاد، در زمينه آموزش معارف اسلامي بر مبناي مكتب اهل بيت عصمت و طهارت عليهمالسلام فعاليت ميكند كه در اين آييننامه با عنوان اختصاري حوزه ذكر ميشود و به تمامي دانشجوياني كه براي گذراندن دوره آموزش علوم اسلامي به اين حوزه مراجعه ميكنند، «دينپژوه» گفته ميشود.
طراحي، تغيير و تصحيح نظام آموزشي شامل برنامه آموزشي، سرفصلها و دروس به صورت متمركز از ستاد مركزي حوزه ارسال ميشود و آموزش در حوزه براساس نظام واحدي است و در نظام واحدي ارزش هر درس به تعداد واحدهاي آن درس سنجيده ميشود و قبولي يا عدم قبولي دينپژوه در يك درس به همان درس محدود ميشود.
چه دروسي در حوزه دانشگاهيان تدريس ميشود؟
نگاهي اجمالي به دروس حوزه اسلامي دانشگاهيان نشان ميدهد، اين دروس در ابتدا داراي تفاوتهايي با مواد درسي سطوح ابتدايي حوزه علميه قم است و از سوي ديگر، بخش زيادي از منابع آن متعلق به شخصيتهاي سياسي و حوزوي همچون آيتالله مصباحيزدي، رييس موسسه امام خميني قم، حجتالاسلام خسروپناه، رييس انجمن حكمت و فلسفه ايران و از استادان موسسه امام خميني قم و حجتالاسلام رسول جعفريان است.
عمدهترين
منابع درسي حوزه اسلامي دانشگاهيان، دروسي همچون انسانشناسي،
ترجمه و مفاهيم قرآن كريم، حديثشناسي
و حديثخواني،
كلام اسلامي و كلام جديد، نظام سياسي اسلام، آشنايي با اديان، جريانشناسي
فرهنگي، اخلاق اسلامي، فقه عمومي، اصول فقه تاريخ اسلام و سيره، آشنايي با فلسفه
اسلامي و نقد فلسفه غرب و آشنايي با عرفان اسلامي است.
در آييننامه
اجراي اين طرح در رابطه با درس نظام سياسي اسلام آمده است كه اين درس به بررسي مدلهاي
حكومتي و نظريات رايج در اداره جامعه پرداخته و اصل ولايت فقيه را اثبات ميكند
و در توضيح جريانشناسي
فرهنگي نيز عنوان شده است: «لازم است اشاره شود كه شناخت جريانهاي
سياسي، اگرچه براي تحصيلكردگان لازم است، اما به دليل روشنگريها
و شفافسازيهاي
انجام شده توسط بزرگان و اتفاقاتي كه در سالهاي
اخير و خصوصا پس از انتخابات سال88 به وقوع پيوسته كه منجر به ايجاد شناخت كافي از
جريانهاي
سياسي جامعه شده است، از اينرو
معتقديم كه شناخت خوبي از جريانهاي
سياسي، براي نخبگان و تحصيلكردهها
عموما و دينپژوهان
حوزه دانشگاهيان خصوصا حاصل شده است.
بنابراين جريانشناسي
سياسي در عين داشتن لزوم، اولويت ندارد و مضافا بر اينكه هجمه و حملهاي
كه از طرف برخي جريانهاي
فكري و فرهنگي به اسلام و مباني ديني وجود دارد، از طرف جريانهاي
سياسي يا وجود ندارد يا به اين شدت و حدّت نيست. واكسينه شدن دينپژوهان
در برابر نحلههاي
فكري در مكاتب فلسفي غرب نيز از ديگر توضيحاتي است كه در رابطه با دلايل تدريس در
آشنايي با فلسفه اسلامي و نقد فلسفه غرب اشاره شده است.
تحصيل در تمامي دورههاي
حوزه علوم اسلامي دانشگاهيان كاملا رايگان است و دانشجويان در پايان ترم و پس از
فراغت از تحصيل گواهي پايان دوره با مجوز وزارت علوم دريافت ميكنند
كه در مراكز حوزههاي
علميه نيز داراي اعتبار است. شرق
وزیر علوم: آنهایی که در فتنه فعال بودند،
حق ورود به دانشگاه ندارند
کامران دانشجو، وزیر علوم ایران گفته است که از ورود کسانی که در جریان اعتراضات به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ فعال بوده اند، به دانشگاه جلوگیری خواهد شد. به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی، آقای دانشجو گفت: "کسانی که در فتنه سال ۸۸ فعال بوده و بعد از اتمام حجت رهبر معظم انقلاب در نمازجمعه تیرماه همان سال، همچنان به فتنه گری ادامه دادند، حق ورود به دانشگاه ها را ندارند." اشاره آقای دانشجو به خطبه های آیت الله علی خامنه ای در اولین نماز جمعه پس از انتخابات آن سال است که ضمن اعلام حمایت از آقای احمدی نژاد و نظرات او، به معترضان هشدار داد که از این پس مسئول عواقب اعتراضات شان خواهند بود. حامیان رهبر جمهوری اسلامی، از اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم با عنوان "فتنه ۸۸" یاد می کنند. آقای دانشجو پیشتر نیز گفته بود که بورسیه دانشجویانی که در اعتراضات پس از انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ از نامزدهای معترض حمایت کردند، "سریعا لغو می شود." آقای دانشجو که برای مراسم افتتاحیه پارک علم و فناوری به قم سفر کرده است، گفت: "باید گفت مشکل اساسی دانشگاههای کشور این است که در پارهای از موارد به صورت غربی عمل میکنند و ریشهای غربی دارند و میدانیم در زمان پهلوی این غربگرایی به غرب ستایی تبدیل شده بود و در آن زمان بدون هیچ گونه تغییری دانشگاههایی به سبک کشورهای غربی در ایران ایجاد میشد." او گفت: "۳۰ سال از انقلاب میگذرد، اما متاسفانه حرکت مناسبی در این عرضه صورت نپذیرفته است و اگر همین الان بخواهیم چند منبع اسلامی برای علوم انسانی در دانشگاهها ایجاد کنیم، ما را با مشکل مواجه خواهند کرد." کامران دانشجو از اصلی ترین حامیان اسلامی شدن دانشگاه ها است. او سال گذشته قصد داشت طرح تفکیک جنسیتی دانشگاه ها را عملی کند که با مخالفت محمود احمدی نژاد رو به رو شد. آقای دانشجو پیشتر هم اعلام کرده بود که استادانی که "التزام به اسلام و ولایت فقیه" ندارند، جایی در دانشگاه های ایران نخواهند داشت و خطاب به روسای دانشگاه ها گفته بود: "شما حق ندارید کسی را در دانشگاه ها جذب کنید که در مسیر التزام عملی به ولایت فقیه و قانون اساسی حرکت نمی کند." او گفته بود: "به میزان مورد نیاز، افراد دلسوز در کشور داریم که بخواهیم افراد غیرهمسو با نظام را از بدنه خارج کنیم و از این اقدام خود شرمنده نخواهیم بود." چند ماه پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸، رئیس نهاد نمایندگی رهبر ایران در دانشگاهها اعلام کرد: "براساس آمارهای موجود ۷۰ درصد دانشگاهیان در انتخابات ریاست جمهوری به کسی رای دادهاند که اکنون در راس مدیریت کشور نیست."
هفته گذشته نیز آیت الله جعفر سبحانی، از مراجع تقلید شیعیان در قم در دیدار با فرهاد دانشجو، رئیس جدید دانشگاه آزاد خواهان برکناری استادانی شد که به گفته او "در راستای انقلاب و اسلام" نیستند. مخالفان دولت می گویند که بسیاری از کسانی که در جریان اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری دستگیر شدند دانشجو بوده اند. از ابتدای دولت محمود احمدی نژاد در سال ۸۴ مواردی از بازنشستگی اجباری استادان دانشگاه منتشر شده که مخالفان دولت انگیزه بسیاری از این بازنشستگی ها را سیاسی می دانند. موج این بازنشستگی ها بعد از انتخابات ریاست جمهوری و آغاز وزارت کامران دانشجو در سال ۱۳۸۸ افزایش یافت که بسیاری آن را با دیدگاه های سیاسی استادان مرتبط می دانند. محسن میردامادی، عبدالله رمضان زاده، قربان بهزادیان نژاد، قاسم شعله سعدی و علیرضا حسینی بهشتی از جمله استادان دانشگاه هستند که پس از انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شدند و عده ای از آنها همچنان در زندان به سر می برند. مخالفان دولت می گویند که بسیاری از کسانی که در جریان اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری دستگیر شدند دانشجو بوده اند، اما آقای دانشجو همان زمان اعلام کرد فقط "۵ تا ۱۰ درصد" دستگیرشدگان دانشجو بوده اند. برای بسیاری از فعالان دانشجویی که پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر دستگیر شدند، احکام سنگینی صادر شده است و عده ای از آنها از دانشگاه اخراج شده اند. مجید توکلی، علی اکبر محمدزاده، بهاره هدایت، مجید دری و ضیا نبوی از جمله سرشناس ترین فعالان دانشجویی هستند که به تحمل ۶ تا ۱۰ سال زندان محکوم شده اند.بی بی سی
با اين پيشنهادها و اخبار، آموزش عالي متحول ميشود؟
اخراج استادان معاند، كارشناسی مداحی و دكترای مادری
سهراب پارسيپور
كارشناسي مداحي و دكتراي مادري در دانشگاه تاسيس مي شود.
آيا وزارت علوم باز هم پوست خواهد انداخت؟ معني حرفهايي كه وزير علوم، تحقيقات و فناوري در قم گفته چيست؟ كامران دانشجو در قم اعلام كرده كساني كه در حوادث سال 88 فعال بودهاند، حق ورود به دانشگاهها را ندارند. همچنين استادان معاند و غربگرا از دانشگاهها اخراج ميشوند. در مقابل، يك عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس ميگويد وزير علوم را براي ارائه توضيح به اين كميسيون خواندهاند و قرار است دانشجو هفته آينده توضيح دهد چه خواهد كرد. دانشجو در آيين گشايش «پارك علم و فناوري» و «نخستين مركز رشد واحدهاي فناور علوم انساني» در قم اعلام كرده كساني كه به تعبير وي در «فتنه 88» فعال بوده و پس از تيرماه آن سال همچنان به «فتنهگري»هاي خود ادامه دادهاند، حق ورود به دانشگاهها را ندارند. دانشجو درباره جلوگيري از جذب «فعالان فتنه 88» در هيات علمي دانشگاهها، اعلام كرده: در صورتي كه اين افراد جذب دانشگاهها شوند، ما پاسخي براي مردم قهرمان و بسيجي ايران كه حماسه 9 دي را آفريدند، نداريم. شايد به دليل همين اظهارات، كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس، از وزير علوم خواسته براي ارائه توضيح به مجلس، آماده شود. اما اين سخنان تنها نشانههاي وزيدن بادهاي تغيير در وزارت علوم نيست. زمزمههايي درباره ايجاد رشتههاي جديدي در دانشگاهها شنيده ميشود.
تدريس مداحی و مادری در دانشگاههای
ايران
پيشنهاد ايجاد رشته «مداحي» را ابتدا مداحان تهراني مطرح كردند. خانه مداحان اهل بيت رسولالله –كه يك تشكل صنفي است- گفته قرار است اين رشته در دانشگاههاي كشور تدريس شود. محسن طاهري، مديرعامل اين تشكل به «اعتماد» ميگويد: «در جلسهيي كه با حضور وزير ارشاد برگزار شد، آقاي حسيني از پيشنهاد تشكيل رشته مداحي در دانشگاهها استقبال كرد.»
طاهري درباره اينكه چه دانشگاههايي
قرار است دانشجوي «مداحي» جذب كنند، توضيح داد: «در حال حاضر با دانشگاه خاصي
مذاكره نكردهايم،
ولي با مسوولان وزارت علوم كه كليات موضوع را بهطور
ضمني مطرح كرديم، موافقت خود را با ايجاد اين رشته اعلام كردهاند.
دانشگاههاي
جامع علمي و كاربردي و همينطور دانشگاه امام صادق (ع) مد نظر ما است كه هر كدام
موافقت كردند، رشته را در آنجا برگزار ميكنيم.»اين
مداح اهلبيت
(عليهمالسلام)
ميگويد
درباره واحدهاي درسي تعيينشده
براي رشته مداحي، درسهايي
مانند «ادبيات عرب»،
«تاريخ
صدر اسلام»، «قرآن و حديث» و همچنين «رديفهاي
موسيقي آواز ايراني»
را در نظر گرفته است. تشكلي كه طاهري عهدهدار
مديريت آن است، تصميم گرفته فردا آزموني را براي گزينش مداحان جوان ترتيب دهد تا
توانايي داوطلبان ورود به حوزه مداحي علمي را بسنجد.
جز رشته دانشگاهي «مداحي» خبر از نياز جامعه به رشتههاي
ديگري نيز گوش ميرسد،
رشته تحصيلي مادري كه عليرضا پناهيان، روحاني مشهور در تلويزيون، آن را نيازي براي
دخترها دانسته است.
پناهيان در برنامه «سمت خدا» در پاسخ به اين سوال كه «آيا فكر نميكنيد
در بعضي يا بسياري موارد، مادران در تربيت ديني فرزندان كوتاهي كردهاند،
گفته: «قبل از اينكه بخواهيم مادران را در تربيت فرزندانشان
مقصر بدانيم و بگوييم كه در كسب آگاهيهاي
لازم در اين زمينه كوتاهي كردهاند،
بهتر است ببينيم آيا آموزش عالي كشور ما رشتهيي
را به عنوان رشته تحصيلي براي ارج نهادن به مقام مادري تاسيس كرده
است كه اكثر دختران تمايل داشته باشند در اين رشته تحصيلي مشغول به تحصيل شوند؟
بنده پاسخ به سوال شما را در قالب پيشنهاد به نظام آموزش عالي بيان ميكنم.»او
براي تحصيل دختران در رشته
«مادري»،
پيشنهادهايي را ارائه كرده: «اين رشته تحصيلي در ابتدا ميتواند
در سطح كارشناسي تعريف شود و بعد به صورت تخصصيتر
در رشتههاي
مختلف در مقاطع كارشناسي ارشد يا دكتري نيز پيگيري شود.»پناهيان از «بررسي علمي»
دروس و سرفصلهاي
آموزشي «رشته مادري» خبر داده: «يكبار
در جمع برخي از انديشمندان سرفصلهاي
دروس مربوطه را مرور كرديم و ميتوان
گفت كه عناوين و سرفصلهاي
بسيار متنوعي وجود دارد كه به يك مادر كمك ميكند
تا نقش خود را به خوبي ايفا كند.»اين مدرس حوزه درباره آينده اين رشته تحصيلي در
جامعه گفته: «بسياري از دختران ما بر اساس طبيعتي كه دارند علاقهمند
هستند علوم لازم براي فرزندداري، همسرداري و خانهداري
را فرابگيرند. بنده بر اساس دركي كه از جامعه دارم، مطمئن هستم كه بسياري از دختران
به اين رشته
درسي گرايش پيدا خواهند كرد.»البته وزارت علوم هنوز درباره اين پيشنهادها اظهارنظر
نكرده ولي ميتوان
حدس زد رايزني كساني كه علاقهمند
به ايجاد اين رشتهها
در وزارت علوم هستند، ممكن است به نتايج دلخواه برسد، زيرا بنا به گفته طاهري،
مديرعامل خانه مداحان و حجتالاسلام
پناهيان، انديشمندان و مديران وزارت علوم براي تاسيس اين رشتهها
نظر مخالفي نداشتهاند.
مجلس، وزير را براي توضيح فراخوانده است
اما نشانههاي تغيير در دانشگاههاي كشور، تنها محدود به طراحي رشتههاي جديد مانند «مداحي» و«مادري» نيست. وزير علوم ميگويد تمام كساني كه در دانشگاهها، افكار غربي را ترويج ميكنند، بايد بروند. كامران دانشجو در گفتوگو با خبرگزاري دانشجويان ايران گفته: «افرادي هستند كه از روي ناآگاهي با تصور اينكه انديشه غرب درست است، افكار غربي را ترويج ميكنند. افرادي كه با اسلام و نظام معاند هستند ديگر جايي در دانشگاهها نخواهند داشت و آنها را با استاداني كه انقلابي و معتقد به اسلام هستند جايگزين خواهيم كرد.»استاندار سابق تهران درباره اين جايگزيني توضيح داده: «مردم و مراجع تقليد اجازه نميدهند كه منابع و امكانات در اختيار افرادي قرار داده شود كه با نظام دشمني داشته باشند.»اين اظهارات در بين برخي از فعالان حوزه دانشگاهي، نگرانيهايي را به وجود آورده از جمله اينكه موج جديد خانهنشيني و بازنشستگي استادان مانند آنچه در سال 89 اتفاق افتاد، در راه است. يك نماينده مجلس در مقابل اين اظهارات ميگويد: «به نظر نميرسد وزير محترم علوم بر خلاف قوانين كشور، استادان را تهديد به اخراج كرده باشد، زيرا او و همه مسوولان بايد اقدامات خود را منطبق با قانون، تنظيم كنند.»نورالله حيدري دستنايي، عضو كميسيون آموزش و تحقيقات به «اعتماد» توضيح ميدهد: «منتظريم در هفته آينده، آقاي دكتر دانشجو در كميسيون حاضر شود و اگر پس از شنيدن توضيحات او، كميسيون احساس كند مانعي براي اجراي صحيح قانون وجود دارد يا بر اساس موقعيتهاي موجود، عملكرد وزير قابل انطباق با قانون نيست، مساله از طريق مجلس پيگيري ميشود.»نماينده فارسان درباره احتمال اينكه استادان دانشگاه بدون تعقيب قضايي از كار بركنار شوند، معتقد است: «ممكن است وزير محترم علوم ديدگاه خاص يا سليقهيي دارد كه بايد در اين باره توضيح دهد. طبيعي است كميسيون موضع مستقلي دارد. اگر احساس شود حقي از كسي ضايع شده و محدوديتهايي به وجود خواهد آمد كه مطابق با قانون نيست، كميسيون برخورد خواهد كرد.» در اين بين، يك نماينده ديگر عضو كميسيون آموزش و تحقيقات ميگويد با نظر وزير علوم «كاملا موافق است» زيرا بايد «ريشه فتنهگران را سوزاند.»عليرضا سليمي، نماينده محلات و دليجان كه توانسته براي ورود به مجلس نهم نيز راي بياورد، در گفتوگو با «اعتماد» ميگويد: «كسي نميپذيرد كساني كه آتش فتنه سال 88 را برپا كرده و عذرخواهي نكردهاند، در دانشگاهها باشند. آنها امنيت كشور را دچار آسيب كردهاند و معاندند. هيچ كشوري به معاندان اجازه نميدهد در حساسترين بخش يعني دانشگاههايش حضور داشته باشد.»عضو فراكسيون روحانيون مجلس درباره وجود استادان معاند در دانشگاههاي كشور توضيح ميدهد: «بعضي از افراد بودند كه در سال 88 و بعد از آن، جزو فتنهگران حساب ميشوند و هنوز هم دارند به كارهاي خود ادامه ميدهند، البته اگر كسي در سال 88 جزو فتنه بوده و الان تبرئه و پاك است، ميتواند در دانشگاهها باشد.»سليمي درباره مصداق عيني «فتنهگران معاند در دانشگاه» ميگويد: «الان كسي را نميتوانم معرفي كنم. ممكن است كسي باشد، ممكن هم است كسي نباشد، ولي اگر يك نفر باشد بايد از دانشگاه خارج شود.»او درباره بازنشستگي اجباري استادان در سال 89 و پس از آن توضيح ميدهد: «اين حرفها واقعيت ندارد و يك هجوم تبليغاتي است. فضاسازيهايي شده بود كه ما در مجلس بررسي كرديم. اين مسائل واقعيت نداشت. موجسواري و موجسازي و تبليغات بود كه بعضيها براي اهداف خاص سياسي خودشان انجام ميدادند و ميدهند.»در اين بين همكار او حيدري، نظر متعادلتري دارد: «بررسيهاي ما نشان داد موضوع بازنشستگي استادان در سالهاي گذشته، سياسي نبود و بحث صنفي داشت. بعيد ميدانم در تابستان و سال تحصيلي آينده، بازنشستگيهاي جديدي در دانشگاهها ببينيم.»با وجود خوشبيني اين نماينده مجلس، تهديدهاي كامران دانشجو و زمزمه ايجاد رشتههاي جديد مانند «مداحي» و «مادري» نشان ميدهد تابستان 91 نيز مانند تابستانهاي گذشته، فصل وزيدن بادهاي تغيير در دانشگاههاست، مخصوصا امسال كه دانشگاه آزاد نيز در اختيار برادر وزير علوم قرار گرفته و به نظر ميرسد بادهاي تغيير در دانشگاه آزاد، امسال توفانيتر از دانشگاههاي دولتي خواهد وزيد.اعتماد
كمبود آمار و ادعاي جديد ايجاد 6/1 ميليون شغل
مهر: مقامات ارشد دولتي در نخستين ماه از آغاز سال 91 مدعي شدهاند كه ايجاد 6/1 ميليون شغل در سال 90 قطعي شده است و براي سال جديد نيز همين ميزان اشتغال ايجاد خواهد شد. آنان ميگويند: به زودي دولت جدول سهم استانها از بسته 91 اشتغال را ارائه ميكند. ايجاد دو ميليون و 500 هزار فرصت جديد شغلي در سال 90 با تصويب شوراي عالي اشتغال؛ طرحي بود كه در دستور كار دولت قرار داشت و بنا بود كه در سال گذشته ايجاد شود. اينكه عملكرد دولتها در ايجاد فرصتهاي جديد شغلي در طول يكسال از 300 تا 700 هزار فرصت جديد در نوسان بوده است و به يكباره تصميمي براي ايجاد چندبرابري اشتغال در طول يكسال گرفته شد، بسيار مورد توجه فعالان بازار كار و اشتغال كشور قرار گرفته است. از سوي ديگر، ناملموس بودن ايجاد يك ميليون و 600 هزار فرصت جديد شغلي سال 89 در جامعه كه مورد انتقاد كارشناسان اقتصادي و بازار كار كشور قرار گرفته بود، باعث شد تا دولت درصدد اثبات ادعاي خود برآيد. در همان زمان اعلام شد كه دولت مستندات مربوط به ايجاد يك ميليون و 600 هزار فرصت شغلي را جمعآوري كرده و قابل ارائه است اما هيچگاه به صورت يك گزارش روشن و قابل درك براي مردم منتشر نشد و در اختيار رسانهها قرار نگرفت . و صرفا در حد اينكه مستندات موجود است از آن صحبت شد. پس از آن نيز بلافاصله دولت اعلام كرد كه براي سال 90 گام بزرگتري در حوزه ايجاد فرصتهاي شغلي برخواهد داشت و وعده ايجاد دو ميليون و 500 هزار فرصت شغلي را مطرح كرد كه 900 هزار فرصت بيش از وعده سال 90 بوده است اما طي دو ماه پاياني سال گذشته و حدود يكماه سال جاري نيز پيگيريها براي دريافت گزارشات و مستندات مربوط به وضعيت ايجاد دو ميليون و 500 هزار فرصت جديد شغلي به جايي نرسيد. اما رييسجمهوري و معاون اول وي در روزهاي گذشته اعلام كردند كه دولت در سال گذشته توانسته است يك ميليون و 600 هزار فرصت جديد شغلي ايجاد كند و هماكنون اين ميزان شغل مورد تاييد قرار گرفته است. همچنين يك مقام مسوول در وزارت تعاون كه نخواست نامش در خبر ذكر شود، دراين زمينه گفت: هنوز برنامه خاصي در اين زمينه ارائه نشده است.
مديرعامل انجمن ايدز ايران در گفتوگو با «اعتماد» هشدار داد
دولت كاهش آسيب جنسی برای كنترل ايدز را اجرا كند
هشدار مديرعامل انجمن ايدز ايران نسبت به تغيير شيوه مصرف مواد مخدر و روانگردان در جامعه در روزهاي آغازين سال جديد ميتواند حاوي اين پيام باشد كه متوليان سلامت، مبارزه با مواد مخدر و كنترل ايدز و اعتياد در كشور، بايد نگاه خود را از روشهاي ملموس و شايعي كه تاكنون مقابل رويشان قرار داشته كمي تغيير سو داده و به زواياي پنهاني توجه كنند كه شيوههاي جديد اما خطرناكتر مصرف مواد مخدر و روانگردان در آنجا متولد و ابداع ميشود. حميدرضا شعاري، در گفتوگو با «اعتماد» از نتايج مشاهدات خود در برخي مناطق پرخطر و آسيبخيز شهر تهران خبر داد و درباره آخرين الگوي مصرف و شيوههاي مصرف معتادان در شهر تهران گفت: «هنوز هم شاهد هستيم كه تزريق كراك با استقبال بيشتري مواجه شده و ميزان تزريق هرويين چندان بالا نيست. معتاداني كه مدت طولاني اعتياد به هرويين را تجربه كردهاند و از قديميهاي معتاد به هرويين هستند، چندان رغبتي به تزريق هرويين ندارند اما تزريق كراك همچنان در اولويت اعتياد تزريقي قرار دارد. و علت اين امر هم به ارزان بودن قيمت كراك بازميگردد كه از هرويين ارزانتر است علاوه بر آنكه تزريق هرويين، دشوارتر از تزريق كراك است. اما آنچه از چند ماه گذشته و از نيمههاي زمستان، نگراني ما را افزايش داده، روي آوردن معتادان به تزريق شيشه است. همراه داشتن پايپ هميشه براي معتاد دردسرآفرين است و به نظر ميرسد كه معتادان به سمت شيوههاي آسانتر مصرف مواد مخدر ميروند. يكي از دلايل تزريق شيشه هم همين جنبه بوده است. اما اين تغيير شيوه براي ما بسيار نگرانكننده است زيرا تزريق با هر مقصودي خطرناك بوده و مرز باريك ابتلا به ايدز و هپاتيت B و C است و تمام اين افراد به يك ميزان در معرض ابتلا و خطر قرار ميگيرند.» شعاري در هشدارهاي خود به گرايش و افزايش ارتكاب رفتارهاي جنسي پرخطر در اثناي تغيير شيوه و الگوي مصرف مواد مخدر و روانگردان اشاره كرد و افزود: «شيشه يك ماده محرك است و مصرف آن باعث ميشود تمايل مصرفكننده به رفتارهاي جنسي پرخطر افزايش يابد. آنچه نگراني ما را افزايش داده هم اين است كه امروز شاهد زوجهاي مصرفكننده هستيم. زوجهايي كه البته از نظر عرفي يا شرعي، زوج نيستند بلكه در جريان مبادله رابطه جنسي در ازاي مواد مخدر قرار ميگيرند. آنچه من در يكي از مناطق پرخطر تهران شاهد بودم همين وضعيت بود كه زوجهاي زن و مرد، در كنار يكديگر مشغول مصرف شيشه يا مخدر به صورت تزريق مشترك يا تدخيني بودند و رواج چنين شيوهيي خطر افزايش ايدز، بيماريهاي مقاربتي و حتي افزايش تعداد مصرفكنندگان را در آينده نزديك در پي دارد. زيرا در صورت رواج و جا افتادن چنين شيوهيي، ديگر كاري از دست ما بر نميآيد و توزيع سوزن و سرنگ هم كاري از پيش نخواهد برد.» شعاري در پاسخ به «اعتماد» درباره آخرين پيشبينيها از افزايش ايدز در ميان زنان با توجه به هشدارهاي وزارت بهداشت در سال گذشته درباره احتمال ورود موج سوم ايدز گفت: «البته شواهدي وجود دارد كه انتظار ما را براي سوق يافتن به سمت انتقال ايدز از طريق سرايت جنسي تقويت ميكند. در دنيا هم اثبات شده كه معمولا پس از اجراي برنامههاي كاهش آسيب اعتياد براي مصرفكنندگان تزريقي، ميتوان از نظر اپيدميولوژي پيشبيني كرد كه الگوي سرايت، از تزريق مواد مخدر به انتقال از روابط جنسي پرخطر تغيير كند. در ايران هم اين اتفاق قابل پيشبيني بود زيرا طي سالهاي گذشته، برنامه كاهش آسيب اعتياد در ايران اجرا شده و امروز بايد منتظر بروز موارد ايدز ناشي از روابط جنسي پرخطر باشيم. هر چند وزارت بهداشت در نيمه دوم سال گذشته اصرار داشت كه وارد موج سوم بيماري شدهايم اما من اين اصرار را قبول ندارم زيرا اگر چنين اصراري را اين قدر زود هنگام بپذيريم، در واقع بايد كفايت برنامههاي آموزشي پيشگيري از ابتلا به ايدز از طريق روابط جنسي را زير سوال ببريم. آن هم در حالي كه امروز، ايدز در ايران به صورت يك كوه يخ شناور است و بسيار زود است كه بگوييم وارد مرحله سرايت از طريق رابطه جنسي پرخطر شدهايم.»وي افزود: «اما ميتوانيم اين واقعيت را بپذيريم كه زنان، ممكن است شركاي جنسي معتادان تزريقي باشند و شركاي جنسي، صرف نظر از جنسيتشان، هميشه در معرض خطر هستند علاوه بر آنكه شعار روز جهاني ايدز تا سالهاي مديد، اين بود كه زنان و دختران را دريابيم. اگر مسوولان وزارت بهداشت دغدغه ورود به موج سوم ايدز را دارند بايد هرچه سريعتر برنامههاي كاهش آسيب جنسي را هم اجرا كنند. همچنان كه در پي ورود موج دوم، دست به كار توزيع سرنگ و سوزن شدند و برنامه درمان نگهدارنده با متادون را اجرا كردند كه نتايج خوبي هم داشت و خوب هم اجرا شد. اما براي برنامه كاهش آسيب جنسي، بايد كاندوم توزيع شود و بهويژه، بسيار لازم است كه موانع عرفي و شرعي استفاده از كاندوم برداشته شود، زيرا ركن اصلي برنامه كاهش آسيب جنسي، تشويق به استفاده از كاندوم است و مردم بايد به روابط جنسي ايمن تشويق شوند و اجراي اين برنامه هم بايد توسط دولت باشد. بايد يك برنامه آموزشي مستمر و دقيق در دست داشته باشيم. اگر نگران افزايش ابتلاي ايدز در ميان زنان هستيم، بايد تكتك زنان را آموزش دهيم كه شخصا از شريك جنسيشان بخواهند كه از كاندوم استفاده كند و بايد نسبت به اهميت بيش از حد استفاده از اين وسيله پيشگيرانه به عنوان يكي از راههاي حفظ سلامت خودشان آموزش ببينند.»شعاري در پاسخ به «اعتماد» با رد اين شايعه كه ايدز بين زنان روسپي افزايش يافته گفت: «هرچند آمار و نتيجه مطالعهيي در اين باره در دست نيست اما باز هم پيشبيني ما اين است كه آمار ابتلا به اچآيوي ايدز در ميان زنان روسپي معتاد، ممكن است رقم بالايي باشد اما از رقم 5 درصد كه همان نشانه اپيدمي بيماري در جمعيتي خاص است فراتر نرفته. در ميان زنان روسپي غيرمعتاد هم اصولا انتظار آمار بالاي ابتلا به ايدز را نداريم اما متاسفانه ما فقط بر اساس حدس ميتوانيم چنين پيشبينيهايي داشته باشيم زيرا دو گروه مهم و در معرض خطر در ايران، زنان روسپي و مردان با شركاي جنسي همجنس هستند كه متاسفانه هيچگونه دسترسياي به آنها نداريم.»اعتماد
جلوگیری از سفر بیش از 120 زائر خانه خدا
به دلیل حمل مواد مخدر
قاصدک نیوز: طی دو ماه گذشته، نیروی انتظامی از سفر بیش از 120 نفر از زائران خانه خدا به دلیل حمل مواد مخدر جلوگیری کردهاست به گزارش قاصدک نیوز نیروی انتظامی بارها در خصوص سفر زائران خانه خدا به سرزمین وحی درباره حمل هرگونه مواد مخدر هشدار داده و اعلام کرده که با این افراد به شدت برخورد خواهد شد. این اخطار در حالیست که با توجه به اينكه عربستان مجازاتهاي بسيار سنگيني را براي حاملان مواد مخدر در نظر ميگيرد از زائران ايراني درخواست ميشود از حمل هرگونه مواد مخدر بشدت خودداري كنند چرا كه مجازاتهاي سنگيني به دنبال دارد. در طول سالهای اخیر نیز شماري از هموطنان زائر که رهسپار خانه خدا بودند و با خود مواد مخدر حمل ميکردند در ايران و عربستان دستگير شدند و مشکلاتي براي خود ، سازمان حج و زيارت و پليس به وجود آوردند. با این تفاسیر، در حالی که تنها دو ماه از اعزام عمره زائران خانه خدا می گذرد، تا کنون از خروج بیش از 120 نفر از زائران از کشور به دلیل حمل انواع مواد مخدر جلوگیری شده است که به طور میانگین، میزان روزی دو نفر را در بر میگیرد. نیروی انتظامی با استقرار دستگاه هاي بازرسي بدني body scsner و پرسنل مجرب و همچنين سگ موادياب در فرودگاه هاي کشور ، با تمامي توان ضمن بازرسي بدني حجاج و بار آنان با متخلفان برخورد قانوني ميکند.
هشدارهاي رئيس پليس فرودگاه هاي كشور به زائران خانه خدا:
1- در قانون كشور عربستان ورود،حمل،توزيع ،نگهداري و مصرف مواد مخدر مجازات بسيار سنگين پيش بيني شده است.
2- ئر صورت حمل مواد مخدر توسط برخي از افراد به عربستان به اعتبار عبادي،سياسي حجاج جمهوري اسلامي ايران لطمه وراد مي گردد.
3- نظام جمهوري اسلامي ايران پرچم دار مبارزه با مواد مخدر در جهان بوده و حفظ اين ارزش و موقعيت به عهده همه به ويژه مسافران سرزمين وحي و نزول قرآن مي باشد.
4- در صورت كشف مواد مخدر از افرادي كه قصد خروج از كشور را دارند به ويژه حجاج عازم عربستان با آنان برخورد جدي و حتي ممكن است از ادامه سفر آنها جلوگيري بعمل آيد.
5-افرادي كه در سفر حج اقدام به حمل مواد مخدر مي كنند حتي به ميزان كم خائن به تمام حجاج و كشورند.
ایران در سالی که گذشت
سال ۱۳۹۰ و نقض پردامنهتر حقوق بشر در ایران
زنان، روزنامهنگاران، وکلا و بهاییان آماج حمله دستگاه امنیتی ایران در سال ۹۰ بودند. گوگل را ابزار جاسوسی خواندند و چند فیلمساز را متهم به ارتباط با بیگانگان کردند. دستاورد بزرگ اما انتخاب احمد شهید بود.
تبلیغ علیه نظام یا توهین به مقامات، عمومیترین اتهامی است که ماموران امنیتی/انتظامی و دستگاه قضایی جمهوری اسلامی متوجه منتقدان، مخالفان و فعالان سیاسی مدنی در ایران میکنند. این اتهام در سال ۱۳۹۰ وزن بیشتری نسبت به گذشته یافت و حتی دامان خانوادههای متهمان و محکومان را نیز گرفت. برخی خانوادهها افزون بر تحمل بدرفتاری ماموران با خود در ملاقاتها، با تذکرات و تهدیدهای قضایی روبرو شدند.
در سال ۱۳۹۰ اطلاع رسانی خویشاوندان زندانیان سیاسی در مورد شرایط حبس نزدیکانشان در چند مورد به تشکیل پرونده و محاکمه خود آنها منجر شد. کسانی چون پروین مخترع یا فخرالسادات محتشمیپور به اتهام "تبلیغ از طریق مصاحبه یا نوشته" بازجویی و زندانی شدند. پروین مخترع، مادر کوهیار گودرزی، فعال دانشجویی و حقوق بشری، به دلیل گفتگو با رسانهها به ۲۳ ماه زندان تعلیقی محکوم شد.
فخرالسادات محتشمیپور، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی و مسئول شاخه زنان این حزب، نیز به اتهام « سازماندهی خانواده زندانیان، حضور درجلسات زنان اصلاحطلب و خانوادههای زندانیان» به چهار سال زندان تعلیقی محکوم شد. وی همسر مصطفیتاجزاده است که از خرداد سال ۸۸ در زندان به سر میبرد.
صدور حکم تبعید برای متهمان از سوی دادگاههای انقلاب در این سال شتاب بیشتری یافت. در آخرین نمونهها، مهدی خزعلی، چشمپزشک و مدیر انتشارات حیان، به چهارده سال زندان و ۱۰ سال تبعید و عبدالفتاح سلطانی، حقوقدان و عضو کانون مدافعان حقوق بشر، به ۱۸ سال حبس و تبعید محکوم شدند. محل تبعید هردو برازجان تعیین شده است، شهری در استان بوشهر که فاصله چندانی از خارک، تبعیدگاه زندانیان سیاسی در دوران پهلوی ندارد.
وجه صدور پارهای احکام در سال ۱۳۹۰ کم سابقه یا بیسابقه بوده است: نسرین ستوده به دلیل نداشتن حجاب در یک پیام ویدئویی، عبدالفتاح سلطانی به دلیل دریافت جایزهای حقوق بشری و نرگس محمدی به دلیل نوشتن نامه به دادستان و آنچه «مظلوم نمایی» نامیده شده است، مستوجب کیفر دانسته شدهاند.
« کشوری خطرناک برای دگراندیشان»
سازمان عفو بینالملل در گزارشی ۷۱ صفحهای در مورد جمهوری اسلامی نوشته که در ایران دگراندیشی خطرناک است و مخالفت کردن به طور کلی میتواند منجر به زندانی شدن افراد شود.
عفو بینالملل
تاکید کرده که موج دستگیریها از وکیلان، دانشجویان، روزنامهنگاران، فعالان سیاسی
و خانوادههایشان، اقلیتهای قومی و مذهبی به سینماگران و هر کس که با رسانههای
خارجی ارتباط دارد کشیده شده است.
در سال گذشته حتی
موتور جستجوگر "گوگل" از سوی یکی از مقامات ارشد نیروی انتظامی، ابزار جاسوسی
خوانده شد. فشار بر کاربران اینترنت افزایش یافت و پلیس سایبری در زمستان به همه
صاحبان کافینتها دستور داد که در محل کار خود دوربین نصب کنند تا هویت افراد مشخص
شود. اتهام جاسوسی در سال
۹۰
گریبان چند مستندساز و روزنامهنگار را گرفت، اما ثابت نشد.
افزایش اعدامها در ملاءعام
به گفته سازمان عفو بینالملل، در سال ۱۳۹۰ تعداد اعدامهای انجام شده در ملاءعام در ایران به نسبت سال قبل از آن چهار برابر شده است.
فدراسیون بینالمللی جامعههای دفاع از حقوق بشر نیز در گزارشی مستند اعلام کرد که از آذر سال ۸۹ تا آذر سال ۹۰ بیش از ۶۰۰ نفر در ایران اعدام شدهاند.
همچنین در پاییز سال ۱۳۹۰ از سوی کمپین بینالملل حقوق بشر در ایران مواردی از اعدامهای دستهجمعی در زندانوکیل آباد مشهد فاش شد. علاوه بر مشهد، در بابل، کرمانشاه و شهرهای کردستان نیز اعدامهای دستهجمعی صورت گرفتند.
اکثر محکومان به اعدام در سال ۱۳۹۰ قاچاقچیان مواد مخدر بودهاند اما در میان آنها کسانی نیز چون علیرضا ملاسلطانی، قاتل روحالله داداشی، و کوشا پارسا که دختر دانشجویی را در یک انتقامجویی عاشقانه کشته بود، دیده میشدند. اعدام دو نفر اخیر با تبلیغات گسترده دولتی و دعوت از مردم برای تماشای صحنه مجازات همراه بود.
تشدید فشار بر نوکیشان مسیحی
هجوم ماموران امنیتی به کلیساهای خانگی و محافل شهروندان مسیحی شده درسال ۱۳۹۰ ادامه داشت. در دیماه سال ۹۰ و در آستانه کریسمس ماموران امنیتی به کلیسای جماعت ربانی در اهواز حمله کرده و همه حاضران از جمله کودکان را دستگیر کردند. سایت حقوق بشری "هرانا" نوشت که اکثر شرکتکنندگان در مراسم دعا پس از تهدید و ارعاب آزاد شدند اما فرهاد سبکروح، شبان کلیسا، و همسرش به همراه دو تن دیگر از اعضا همچنان در بازداشت به سر میبرند. حمله به کلیساهای خانگی در شهرهای کرمانشاه، شیراز و اصفهان نیز شدت گرفت. کشیش حکمت سلیمی نیز در اصفهان دستگیر شد.
یوسف ندرخانی، کشیش ۳۴ ساله گیلانی، در سال ۱۳۹۰ در آستانه اعدام قرار گرفت. دیوانعالی کشور حکم اعدام او را به اتهام ارتداد تایید کرده و شرط تجدیدنظر در این حکم را "توبه" وی دانسته است. اتحادیه اروپا، آمریکا و مقامات دولتی آلمان نسبت به مجازات این شهروند ایرانی اعتراض کرده و از ایران خواستهاند حق آزادی مذهب و عقیده را مراعات کند.
تشدید پیگرد بهاییان
در سال ۱۳۹۰موج جدیدی از پیگرد و آزار بهاییان به ویژه جوانان بهایی به راه افتاد. در شهرهای اصفهان، شیراز، سنندج، رشت، ساری، قائمشهر، گرگان، گنبد و کرمان به خانهها یا مغازههای بهاییان حمله شد. ماموران امنیتی و انتظامی در تجسس خانهها و محل کار بهاییان، کتابها، سیدیها و کامپیوترهای آنها را ضبط کردند.
فرهاد ثابتیان، سخنگوی جامعه جهانی بهاییان، به رسانهها گفته که در حال حاضر ۱۱۰ بهایی در زندانهای ایران به سر میبرند. این رقم به نسبت جامعه ۳۰۰ هزار نفری بهاییان این کشور آمار بالایی است. بسیاری از بهاییان با اتهام جاسوسی برای اسرائیل روبرو هستند. علی اکبر ولایتی، مشاور آیتالله خامنهای، در آستانه انتخابات مجلس نهم بهاییان را "از ارکان فتنه سال ۸۸" خواند.
فعالان حقوق زن
در سال ۱۳۹۰ دستکم ۸۰ زن فعال اجتماعی و حقوق بشری بازداشت و بیش از ۴۲ روزنامهنگار یا روانه زندان شده یا احکام تازهای دریافت کردند. بسیاری فعالان حقوق زنان یا در زندان به سر میبرند یا با وثیقههای سنگین به صورت موقت آزاد هستند. برخی از فرط فشار کشور را ترک کردهاند. پارهای نیز از کار یا تحصیل محروم شدهاند.
نرگس محمدی، فعال
حقوق بشر که به تازگی حکم شش سال حبس قطعی دریافت کرده و پیشتر نیز شغل خود را از
دست داده میگوید:
« میخواهند با
این فشارها ما را خانه نشین کنند اما ما از هدف و اراده خود دور نمیشویم.»
۴۸ زندانی سیاسی زن طبق آماری که خانه حقوق بشر ایران منتشر کرده با حکمهای سنگین در زندانهای ایران به سر میبرند. حکم ۳۴ نفر از این عده صادر شده که در مجموع بالغ بر ۲۰۸ سال و ۸ ماه میشود.
سنگینترین احکام صادر شده برای زینب جلالیان با حبس ابد، مهوش ثابت و فریبا کمال آبادی از رهبران جامعه بهاییان ایران با ۲۰ سال زندان برای هریک و فرح واضحان با ۱۷ سال زندان است. با مرور این سه نمونه میتوان تمرکز دستگاه امنیتی روی دگراندیشان قومی، مذهبی و سیاسی را دریافت.
تعیین گزارشگر ویژه برای ایران
در تابستان سال ۱۳۹۰ شورای حقوق بشر سازمان ملل پس از هشت سال وقفه، احمد شهید را بهعنوان گزارشگر ویژه برای بررسی و پیگیری مسائل ایران تعیین کرد. این تصمیم با استقبال فراوان محافل حقوق بشری مواجه شد که تمرکز جامعه جهانی روی موضوع هستهای ایران را عاملی برای در سایه قرارگرفتن هنجارهای حقوق بشری در ایران میدانند.
قطعنامه کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل نیز در زمستان سال ۱۳۹۰جمهوری اسلامی ایران را به دلیل سرکوب و نقض مستمر حقوق مردم ایران به شدت محکوم کرد. این قطعنامه از افزایش بیرویه اعدامها در سال گذشته، اعمال خشونت علیه زنان و آزار اقلیتهای مذهبی و قومی نیز شدیدا انتقاد کرد.
مقامات ایرانی به احمد شهید اجازه مسافرت به ایران و بررسی مستقیم اوضاع حقوق بشر را ندادهاند. اما وی در تماس با شاهدان عینی آزارها، بستگان زندانیان سیاسی و فعالان مدنی توانسته دو گزارش مفصل از موارد نقض حقوق بشر در ایران ارائه کند. عبدالکریم لاهیجی، نایب رییس جامعه های بینالمللی حقوق بشر، میگوید که همین راه ندادن احمد شهید به ایران، مهمترین دلیل نقض حقوق بشر در این کشور است.
شیرین عبادی، حقوقدان و برنده جایزه نوبل صلح، انتخاب احمد شهید و فعالیت وی را تحولی نویدبخش در برخورد جهان با موضوع حقوق بشردر ایران میداند و میگوید: «اینک حقوق بشر به موازات موضوع اتمی مورد توجه جهان است. موضوع امیدوارکننده دیگر تحریم افرادی است که مردم را سرکوب کردهاند. مردم ایران از این تحریمها استقبال میکنند زیرا هوشمند هستند و زیانی به خود مردم نمیرسانند.»
عبادی که وضعیت موسوی و کروبی و سایر زندانیان سیاسی ایران را از طریق ناوی پیلای و شورای حقوق بشر پیگیری میکند، میافزاید: «جامعه مدنی ایران باید بداند که صدای مظلومیتاش را مردم دنیا شنیدهاند و تحریمها علیه مسئولان کشتار و سرکوب ملت و تعیین گزارشگر این را ثابت میکند.» دویچه وله. مهیندخت مصباح. تحریریه: کیواندخت قهاری
ایران در سالی که گذشت
سال ۱۳۹۰؛ اینترنت ایران در آستانه سقوط به دره انزوا
در این مطلب مروری اجمالی خواهیم داشت بر آنچه مسئولان و مقامات ایرانی در حوزه ارتباطات آنلاین و اینترنت انجام دادهاند؛ مروری بر سرکوب دیجیتال حکومت ایران که از دشمنان نشاندار اینترنت و تکنولوژیهای نوین در سطح جهان است.
در کشوری که برای چهارمین سال متوالی از سوی سازمان گزارشگران بدون مرز در فهرست «دشمنان اینترنت» قرار گرفته و همواره سرکوبگرانهترین سیاستها در قبال فضای مجازی در آن پیادهسازی شده است، اینترنت سالی پرتلاطم را پشتسر گذاشت و هراسهایی بیسابقه در ذهن کاربران ایرانی پدید آمد؛ از زمزمههای «اینترنت حلال» و «شبکه ملی اطلاعات» در روزهای نخست سال که تا پایان سال ۹۰ ادامه یافت، تا تشکیل شورای عالی فضای مجازی به دستور رهبر ایران در روزهای پایانی سال؛ شورایی به ریاست رئیسجمهور و با حضور نمایندگان منتصب رهبر، که آنچه خواهد کرد، احتمالا مطلوب اکثریت کاربران ایرانی نخواهد بود.
اینترنت آزاد و
بدونمرز، رویای اکثر کاربران شبکه در سراسر جهان است. اما در کشورهای دیکتاتور،
آنچه پس از اعمال محدودیتهای سختگیرانه و بیرویه به کاربران ارائه میشود، چیزی
نزدیک به کابوس است. اتصالات اینترنتی کاربران ایرانی، صرفنظر از فیلترینگ گسترده،
سرعت و پهنای باندش چنان محدود است، که استفاده از آن برای کسر بزرگی از
۲
میلیارد کاربر متصل به اینترنت در سراسر جهان حتی قابلتصور نیست.
رویای مقامات
جمهوری اسلامی، گسستن ارتباط شهروندان ایرانی از شبکه جهانی و جزیرهای کردن
ارتباطات آنلاین در جهان بههمپیوسته امروز است؛ رویایی برآمده از هراس از
شبکهسازی و ارتباط، آگاهیبخشی و توانمندسازی شهروندان، که گاه با عباراتی نظیر
«اینترنت پاک»، «اینترنت حلال» یا «شبکه ملی اطلاعات» توصیف میشود.
بالکانیزاسیون یا
همان جزیرهای کردن اینترنت، رویای رهبران ایران و کابوس بسیاری از شهروندان این
کشور است؛ شهروندانی که در جهان آفلاین آزادیهای اساسی خود را بربادرفته میبینند
و تلاش میکنند تا بخشی از آنچه به دولتی سرکوبگر باختهاند را در جهان آنلاین
بیابند، اما هر روز بهطور دراماتیکی بر محدودیتها و موانع موجود افزوده میشود.
نگاه رهبران
ایران به اینترنت و تکنولوژیهای نوین اطلاعاتی و ارتباطی، نگاهی انحصارگرانه و
امنیتی است و این نگاه در ذهن و زبان اکثریت قاطع مقامات مسئول جاری است. آنها
اینترنت را تهدید میدانند و بهصراحت از ضرورت خنثی کردن تهدیدات برآمده از جهان
مجازی سخن میگویند. حاکمیت همین نگاه بر زیرساختها و در دست گرفتن نبض ارتباطات و
سپردن آن به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، اختناقی بیسابقه در جهان مجازی پدید
آورده است.
سالی که چند روزی تا
پایانش مانده، سالی سیاه برای اینترنت و جهان مجازی در ایران بود و سالی که در پیش
است، ۱۳۹۱،
ممکن است حتی سیاهتر از این باشد.
فضای پلیسی
آنلاین؛ تلاش گسترده برای ایجاد اختناق در جهان مجازی
با ظهور جنبش
سبز و تاثیر شگفتانگیز خردهرسانهها و شبکههای اجتماعی در رساندن صدای اعتراض
ایرانیان تحولخواه به جهان، جمهوری اسلامی موجی گسترده برای ارعاب کاربران اینترنت
و فعالان آنلاین به راه انداخت. مجموع اقدامات این دوره، عملیات روانی علیه مخالفان
بود. در همان روزها بود که سردار احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی اعلام کرد که
پلیس به متن همه ایمیلها و پیامکهای شهروندان دسترسی دارد و متخلفان را در هر
نقطهای از کشور که باشند، تحت تعقیب و پیگرد قرار خواهد داد. او تاکید کرد که
«حتی آنتیپروکسی هم نمیتواند جلوی اقدامات پلیس را بگیرد.»
عملیات روانی در
سیر تکاملی خود، نهادسازی سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی برای مقابله
با تهدیدات برآمده از فضای مجازی را در پی داشت.
آنچه پیشتر در سال
۸۸
قرار بود بهعنوان «گشت اینترنتی» ایجاد شود، در سال
۹۰
به شکل «پلیس سایبری» و «پلیس فضای تبادل اطلاعات (فتا)» سر برآورد.
«جنگ نرم»، تعبیر
مورد علاقه رهبر ایران، توسط وفاداران حکومت بیشتر بهکار برده شد و جدیتر گرفته
شد و «افسران جنگ نرم» میدان بزرگتری برای مانور یافتند. نیروهایی که بدیل بسیجیان
و مدافع «رویکرد بسیجی» در جهان مجازیاند و به گفته سردار نقدی، فرمانده بسیج، به
«تسخیر فضای مجازی»
میاندیشند.
مجموع اقداماتی
از این دست چه نتیجهای در بر داشت؟ اگر بخواهیم خلاصه بگوییم، باید گفت حالا همان
فضای گورستانی که در جامعه حاکم است، به فضای مجازی هم تسری یافته. سیاستهای
سرکوبگرانه حکومت با جدیت بیشتری پیادهسازی میشود و حالا به اعتقاد بسیاری از
ناظران، بهطور چشمگیری از حضور ایرانیان در فضای مجازی کاسته شده است.
حکومت در
تکاپوی تسهیل شناسایی کاربران اینترنت
با در نظر گرفتن
تحولاتی که ارتباطات آنلاین در سال
۱۳۹۰
در ایران از سر گذراند، میتوان گفت که فیلترینگ دیگر بزرگترین چالش پیشروی
کاربران ایرانی نیست. سالها دستوپنجه نرم کردن با سانسور آنلاین، از هر کاربر
ایرانی یک مبارز سایبری ساخته که در نبرد با سیاستهای حکومت، تلاش میکند تا
محدودیتها را دور بزند و به آنچه میخواهد دست یابد. این جنگ پیوسته میان کاربران
و حکومت در جریان بوده و اوضاع بهگونهای است که شما اگر روشهای استفاده از
فیلترشکنها، پراکسیها و ویپیانهای مختلف را ندانید، عملا بخش بزرگی از
امکانات وب را از دست میدهید.
فیسبوک، توییتر،
یوتیوب و سرویسهای شناخته شدهای از این دست، تنها وبسایتهایی نیستند که زیر
گیوتین فیلترینگ جمهوری اسلامی رفتهاند؛ سیستم پیچیده و چندلایه فیلترینگ در
ایران، صدها هزار وبسایت و سرویس آنلاین را از دسترس کاربران دور نگه داشته و هر
روز بهطور چشمگیری بر میزان فیلترشدهها افزوده میشود. بسیاری از کاربران ایرانی،
اینترنتی که درون مرزهای کشور ارائه میشود را «فیلترنت» میخوانند و حالا بسیاری
از خبرهای مرتبط با سانسور اینترنت در ایران هم با هشتگ
#Filternet
در توییتر منتشر میشود.
اما چالش بزرگتر
برای کاربران ایرانی، ناشناس ماندن است. آنها باید هویت خود را مخفی کنند تا از
تهدیدات حکومت سرکوبگر در امان بمانند. جمهوری اسلامی در سالی که گذشت، طرحهای
گوناگونی را برای تسهیل شناسایی کاربران و محاصره دیجیتال فعالان آنلاین اجرا کرد
یا به آستانه اجرا رساند؛ از شناسنامهدار کردن شناسههای اینترنتی
(IP) گرفته تا
وادار کردن کافینتها به ثبت هویت کاربران و ضبط همه حرکات آنها توسط دوربینهای
مداربسته.
همه این اقدامات
برای این انجام شده و میشود که رهگیری و یافتن مکان جغرافیایی کاربران برای حکومت
سادهتر شود؛ تا کسی نتواند بیرون از چارچوبهای مطلوب حکومت حرکت کند و در صورت
بیرون رفتن از دایره تنگی که حکومت ترسیم میکند، تحت پیگرد قرار گیرد.
تنگتر کردن
حلقه محاصره ساکنان جهان مجازی
در سال
۱۳۹۰
دامنه فیلترینگ به حدی گسترده شد که این بار نه فقط مخالفان، که اعتراض نیروهای
وفادار به حکومت را هم برانگیخت. گرداب فیلترینگ حالا میانهروها و حتی خودیها را
هم در کام خود کشیده و کمتر کسی است که تا کنون به روند ویرانگر تشدید سانسور
آنلاین شکایتی نکرده باشد. فیلترینگ جمهوری اسلامی، امروز به جایی رسیده که داد
حامیان و وفادارانش را هم درآورده است. وبسایت «الف» وابسته به احمد توکلی، از
فعالان برجسته اصولگرا، فیلترینگ در ایران را «ابزار ناراضیسازی» توصیف کرد و به
سیاستهای دولت در این زمینه حمله کرد.
با این همه، آنچه دبیر شورای عالی فنآوری اطلاعات اخیرا گفته، منعکسکننده نوع نگاه بسیاری از مقامات دولتی ایرانی است. او فیلترینگ، نقض آزادی بیان آنلاین و ممانعت از گردش آزاد اطلاعات در ایران را «دموکراتیک» خواند و گفت: «نباید بگذاریم فساد اخلاقی فرهنگ بومی و اسلامی ما را به هم بریزد.» به اعتقاد او فیلترینگ در همه کشورهای دیگر جهان به جز ایران «دیکتاتورمآبانه» است.
مصادیق «محتوای
مجرمانه» هم در سال
۹۰ گستردهتر از
همشیه شد و کار به جایی رسید که در آستانه انتخابات مجلس، حتی استفاده از کلمه
«تحریم» هم میتوانست پیآمدهای پیشبینیناپذیری برای وبنگاران و بلاگرها داشته
باشد. مصطفی محمدنجار، وزیر کشور ایران، حتی شبکههای اجتماعی نظیر فیسبوک و
توییتر را به «تلاش برای تضعیف روحیه مردم در آستانه انتخابات» متهم کرد. سردار
احمدیمقدم، گوگل را «ابزار جاسوسی» خواند و یکی دیگر از مقامات، از نقش موتورهای
جستوجو مانند گوگل و بینگ در ترور دانشمندان هستهای ایران پرده برداشت.
گذشته از این
اظهارات که بیشتر برای فراهم کردن بستر سرکوب جهان مجازی و فعالان آنلاین بیان
میشود و گاه ناشی از ناآگاهی یا کماطلاعی مقامات مسئول از کارکردهای شبکهی
شبکهها است، دولت ایران در
۲
سال گذشته نشان داده که هرگاه احساس خطر کند، ابایی از کاهش شدید سرعت و پهنای باند
اینترنت کاربران ندارد؛ روزهایی رسید که کاربران حتی حسرت همان اینترنت حلزونی و
قطرهچکانی هفتهها و ماههای پیش را در سر داشتند و شاید روزهای سختتر از این هم
در پیش باشد.
همه این اقدامات،
موجب شد که ایران برای چهارمین سال متوالی، باز هم از سوی سازمان گزارشگران بدون
مرز، در کنار کشورهایی نظیر سوریه، کره شمالی، بحرین و بلاروس، برمه، چین و
عربستان، در فهرست «دشمنان اینترنت» قرار گیرد.
ائتلاف با مجرمان سایبری؛ هکرها در خدمت "نظام اسلامی"
دولت ایران که پیشتر در پی همکاری با هکرهای گواهینامههای امنیتی و سوء استفاده از آنها تلاش کرده بود تا با بهرهگیری از حملات «مرد در میانه» (Man in the Middle) به اکانتهای جیمیل کاربران ایرانی نفوذ کند، این بار در فصل پایانی سال در اقدامی بیسابقه دسترسی به پروتکل SSL را مسدود کرد تا کاربران هیچ راهی برای ارتباط امن با ایمیلسرورهای کمپانیهای یاهو، جیمیل و هاتمیل نداشته باشند.
این اقدام، علاوه
بر محدود کردن دسترسی، با هدف تسهیل رهگیری کاربران و نظارت بر فعالیتهای آنها
انجام شده است. دولت ایران میخواهد از هر طریق ممکن، امکان سرک کشیدن در زندگی
دیجیتال شهروندان را فراهم کند.
بدیهی است که ایران برای رهگیری و نظارت بر فعالیتهای مخالفان و فعالان آنلاین، از کشور دوست و برادر، چین، که از قضا متبحرترین سرکوبگر و سانسورچی جهان است بهره میگیرد. روزنامه والاستریتژورنال گزارش داد که با خودداری کمپانیهایی نظیر نوکیا زیمنس از همکاری با ایران، کمپانی چینی هوآوی ماموریت نصب، پیادهسازی و ارتقای تجهیزات شنود و رهگیری در شبکه موبایل و اینترنت ایران را بر عهده گرفته است.
اما از این گذشته، جمهوری اسلامی نشان داده این هدف چنان برایش ارزشمند است، که برای تحققاش حتی حاضر است ارکان ایدئولوژیک خود را نیز زیر پا بگذارد. اواخر آذر ماه ۱۳۹۰ خبرگزاری بلومبرگ از معامله باواسطه ایران با یک کمپانی اسرائیلی تولیدکننده تجهیزات شنود و مانیتورینگ پرده برداشت.
ملیسازی بدون
پشتوانه مردمی؛ «شورای عالی فضای مجازی» در دستور کار
در سال ۱۳۹۰ مسئولان ارتباطات ایران بیش از هرچیز بر ایجاد اینترنت ملی و مزایا و ضرورتهای راهاندازی هرچه سریعتر آن تاکید کردند. در کنترل درآوردن شبکه جهانی و بیمرز اینترنت، همواره از آمال رژیمهای سرکوبگر جهان بوده است. در تصور تمامیتخواهان، اینترنت هم قلمروی است که میتوان آن را تسخیر کرد.
اظهارات مقامات
ایرانی درباره اینترنت ملی و تلاشهای آنها برای منزوی کردن ایرانیان در «دهکده
جهانی»
در کنار کاهش شدید سرعت
و پهنای باند کاربران داخل کشور، موجی از هراس، ناامیدی و هیاهو را در میان
شهروندان جهان مجازی برانگیخت. اما با این همه، تغییری بنیادین در وضعیت اینترنت
کشور هنوز پدید نیامده است.
همه وعدههایی که
مقامات ایرانی در سال
۹۰
درباره راهاندازی اینترنت ملی دادند، به سال
۹۱
موکول شد و گفته شده که در بهار
۹۱
این پروژه به بهرهبرداری میرسد. اما همچنان نسبت به توانایی ایران در اجرای چنین
پروژهای برای جزیرهای کردن اینترنت، تردیدهای جدی وجود دارد. مسئولان ارتباطات
ایران همواره از پروژههای ملی در حوزه فنآوری اطلاعات سخن گفتهاند: از
سیستمعامل ملی، ایمیل ملی، موتور جستوجوی ملی و ... تا اینترنت ملی، اما هنوز
هیچیک از این پروژهها دستآورد مشخصی نداشته و با موفقیت اجرا نشده است.
حالا اما
نگرانیهای جمهوری اسلامی از «آسیبها و تهدیدهای اینترنت» کار را به بالاترین سطوح
نظام کشانده است. آیتالله خامنهای در روزهای پایانی سال
۱۳۹۰
دستور راهاندازی «شورای عالی فضای مجازی را صادر کرد. شورایی به ریاست رئیسجمهور
و با حضور بسیاری از منصوبان رهبر جمهوری اسلامی و نمایندگان سپاه، وزارت اطلاعات،
وزارت ارشاد، صدا و سیما و برخی از دیگر نهادهای امنیتی که قرار است تبدیل به «مرکز
عملیاتی مدیریت حوزه مجازی کشور» شود و مسدولیت سیاستگذاریهای کلان را بر عهده
گیرد.
خبری که برای کاربران ایرانی چندان خوش نیست؛ چشم نتیزنهای ایرانی به سال ۹۱ دوخته شده تا ببینند در پی این وعدهها و نهادسازیها پیدرپی، آنچه رخ خواهد داد چه تاثیری بر زندگی آنلاینشان خواهد گذاشت. احسان نوروزی. تحریریه: جمشید فاروقی . دویچه وله
ایران در سال
۹۰:
از اشغال سفارت تا "امام
مقوایی"
سال ۱۳۹۰ در جمهوری اسلامی "جهاد اقتصادی" نام گرفت، اما ایران در این سال شاهد کشمکشهای سیاسی کمسابقه، اختلاس بزرگ بانکی و جهش بهای طلا و ارز بود. این گزارش بخش دوم از مرور اتفاقات مهم سال است.
نیمه دوم سال ۱۳۹۰ همچون نیمهی اول آن پرحادثه بود. سایهی سنگین تحریمها و ترس از وقوع جنگ در کنار تحریم انتخابات مجلس توسط مخالفان حکومت از شاخصههای شش ماه دوم بود. گرچه ماجرای حمله به سفارت بریتانیا و سقوط هواپیمای جاسوسی بدون سرنشین آمریکایی در ایران و نمایش ورود ماکت مقوایی آیتالله خمینی در سالگرد ۱۲ بهمن ۵۷، توجه زیادی به خود جلب کردند.
مهرماه: درخواست "کش ندادن" به ماجرای اختلاس تاریخی
رسانههای جمعی ایران در مهرماه ۱۳۹۰ پر بود از خبرهای مختلف در مورد اختلاس سه هزار میلیارد تومانی که روزهای پایانی شهریور برملا شده بود. در همین ماه بود که محمود رضا خاوری از ریاست بانک ملی استعفا داد و به کانادا رفت و در خانهی سه میلیون دلاریاش اقامت کرد. درخواست و تهدید مسئولان قضایی نیز نتوانست وی را راضی به بازگشت به ایران کند.
خبر استعفا یا برکناری مدیران بانکهای مختلف نشان از تلاش برای کاهش تبعات انتشار تخلفات مالی صورت گرفته بود. وزیر اقتصاد عنوان "اختلاس" را برای این تخلفات مناسب ندانست اما نمایندگان که از عملکرد سید شمسالدین حسینی راضی به نظر نمیرسیدند، طرح استیضاح وی را به هیئت رئیسه مجلس دادند.
اما واکنش آیتالله خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی به این ماجرا به سرعت مورد توجه قرار گرفت. وی دهم مهر از مسئولان خواست که از ادامه هیاهو و جنجال در این مورد پرهیز کنند و ماجرا را "کش" ندهند. اما ابعاد این تخلف چنان گسترده بود که تا آخرین روزهای سال یکی از مهمترین خبرهای رسانههای فارسی محسوب میشد.
حاشیههای سفر محمود احمدینژاد به نیویورک نیز در رسانههای جمعی بازتاب داشت. این بار رسانههای اصولگرای منتقد دولت به سختی سخنان، رفتار و جمعیت بزرگی از بستگان اعضای دولت که در قالب "هیئت همراه" در این مسافرت حضور داشتند را مورد نکوهش قرار دادند.
در همین ماه، مقامات آمریکایی خبر دادند که ایران را به اتهام تلاش برای برنامهریزی یک رشته عملیات تروریستی از جمله قتل سفیر عربستان در این کشور دستگیر کردهاند که با سپاه پاسداران ایران در تماس است. این ماجرا برای چندین هفته در صدر خبرهای رسانههای فارسیزبان و بینالمللی قرار داشت.
با نزدیک شدن به انتخابات مجلس شورای اسلامی در اسفندماه ۱۳۹۰ خبرها و اظهارنظرها در این مورد نیز افزایش یافت. بحث شرکت و یا عدم مشارکت اصلاحطلبان نیز مورد توجه قرار گرفت. سخنان رهبر جمهوری اسلامی در مورد امکان تغییر نظام ریاستی ایران به پارلمانی از دیگر خبرهای مهم این ماه بود.
آبان؛ قتل "پدر برنامۀ موشکی" ایران
بحث اختلاس بزرگ، تغییر نظام سیاسی ریاستی ایران و طرح سوال از محمود احمدینژاد در مجلس در ماه آبان نیز مورد توجه قرار گرفت. جنگ لفظی میان ایران و عربستان بر سر ماجرای دستگیری یک ایرانی در آمریکا به جرم برنامهریزی برای ترور سفیر ریاض در واشنگتن بالا گرفت.
رسانههای ایران در هفته اول آبان تیتر زدند: بیارزشترین ریال تاریخ! در این روزها برابری نرخ دلار و ریال به قیمت ۱۳۰۰ تومان رسیده بود. در آن زمان شاید کمتر کسی فکر میکرد که در آخرین روز سال ۱۳۹۰ دلار بالاتر از ۲۰۰۰ تومان معامله شود.
شمسالدین حسینی، وزیر اقتصاد دولت محمود احمدینژاد که به علت وقوع تخلف سه هزار میلیارد تومانی استیضاح شده بود، توانست رای اعتماد مجدد از نمایندگان مجلس بگیرد. در این جلسه علی لاریجانی رییس مجلس نیز در مقام مخالف استیضاح سخن گفت. با این حال دستگیری قائم مقام "بانک مرکزی ایران" انتقاد محمود احمدینژاد را در پی داشت. وی در سخنانی مدعی شد که از قائم مقام بانک مرکزی خواستهاند که اعتراف کند تحت نظر اسفندیار رحیم مشایی کار میکرده تا آزاد شود.
در نیمه آبان ماه، "آژانس بینالمللی انرژی اتمی" تازهترین گزارش خود را درباره فعالیتهای هستهای ایران منتشر کرد. این گزارش که به برخی فعالیتهای "مشکوک" ایران و عدم همکاری این کشور اشاره شده بود، مورد استقبال تهران قرار نگرفت. پس از انتشار این گزارش بار دیگر امکان حمله نظامی اسراییل به ایران در رسانهها به شکل پررنگتری مطرح شد.
" حادثه انفجار در یکی از پادگانهای سپاه پاسداران در شهرستان لامرد استان تهران موجب کشته شدن سردار سرلشکر حسن تهرانی مقدم شد که از وی به عنوان پدر صنعت موشکی ایران یاد میکنند. آمار کشتهشدگان این حادثه به درستی مشخص نیست. رسانههای ایران از ۱۶ تا ۴۰ نفر کشته در این حادثه خبر میدهند. برخی رسانههای بینالمللی و روزنامههای اسرائیلی اعلام کردند که اسرائیل مسوول این عملیات خرابکارانه است. با این حال مقامات ایران این گزارشها را تکذیب کردند.
سخنان علی اکبر جوافکر مدیر خبرگزاری دولتی ایرنا و روزنامه ایران در گفتوگو با روزنامه "اعتماد" در نقد اصولگرایان مخالف دولت جنجالساز شد. در رخدادی عجیب روزنامه اعتماد به دلیل سخنان این مقام دولتی توقیف موقت شد. آقای جوانفکر که به علت انتشار ویژهنامه روزنامه ایران با عنوان "خاتون" به یک سال زندان محکوم شده در آخرین روز آبان نیز مصاحبهای مطبوعاتی در دفتر روزنامه ایران برگزار کرد که با حمله نیروهای امنیتی وابسته به قوه قضائیه ایران به جنجال کشیده شد. این نیروها تلاش کردند جوانفکر را دستگیر کنند که با مقاومت برخی از کارکنان روزنامه روبرو شدند. عدهای دستگیر و جوانفکر مصدوم شد.
آذر؛ نوستالژی دردسرساز اشغال یک سفارت
ماجرای اختلاس انگار پایانی ندارد. همچنان میان حامیان دولت و مخالفان آنها در جریان اصولگرایی کشمکش جدی وجود دارد. قیمت دلار و سکه طلا هر روز بالاتر میرود و سیاستهای دولتی نیز جوابگو نیست. در این میان برخی نیز انگشت اتهام را به سوی دولت نشانه رفتهاند. تحریمهای تازه توسط کشورهای غربی علیه ایران به تصویب رسید و فشارها افزایش یافت از جمله مجلس سنای آمریکا طرح تحریم نفت ایران را تصویب کرد. موضوع انتخابات مجلس و کشمش اصولگرایان در درون خود و انتقاد اصلاحطلبان از حکومت ادامه دارد. بحث عدم مشارکت در انتخابات توسط اصلاحطلبان با جدیت بیشتری دنبال میشود.
اما شاید مهترین اتفاق آذرماه ماجرای تحریم بانک مرکزی ایران توسط بریتانیا و تصمیم مجلس ایران به کاهش روابط دیپلماتیک با این کشور بود. در پی این اتفاقات روز سهشنبه (۸ آذر) عدهای نیروهای بسیج به سفارت بریتانیا و همینطور محل اقامت سفیر این کشور در باغ قلهک تهران حمله کردند و برای ساعاتی عدهای را به گروگان گرفتند. در جریان این حمله که با حضور منفعلانهی نیروهای انتظامی همراه شد بخشی از لوازم درون سفارت تخریب و به ساختمان نیز آسیبهایی وارد شد.
در پی این اقدام انگلستان واکنش تندی نشان داد و سفارتخانهاش را در تهران تعطیل و کارکنانش را فراخواند. از سوی دیگر به کارکنان سفارتخانه ایران در لندن دستور داد که این کشور را ترک کنند. تبعات جهانی این اتفاق موجب شد که حتی برخی حامیان حکومت ایران نیز از این موضوع ابراز نارضایتی کنند و آن را ضربه به منافع نظام بدانند. روزنامه ابتکار در تهران در یادداشتی نوشت «۸آذر تکرار ۱۳ آبان نبود.»
اما خبر سقوط یک هواپیمای جاسوسی بدون سرنشین آمریکایی در ایران را دومین خبر با اهمیت این ماه میتوان دانست. ایران مدعی شد که توانسته است طی جنگ الکترونیکی اختیار این هواپیما را به دست بگیرد و آن را سالم فرود بیاورد. چند روز پس از انتشار این خبر تلویزیون دولتی این هواپیما را به نمایش گذاشت. ایالات متحده امریکا از ایران خواست این هواپیما را بازگرداند. درخواستی که ایران آن را "مضحک" خواند.
دی؛ تب دلار، بحران "تنگه" و تروری دیگر
صف خریداران سکه در مقابل صرافیها طولانیتر از قبل است. دلار نیز همچنان بالا میرود. سیاستهای دولت نیز بینتیجه است. رسانهها از بیرونقی بورس تهران خبر میدهند. به نظر میرسد فشارهای بین المللی شرایط اقتصادی ایران را بحرانیتر از پیش کرده است.
همزمان با شروع ثبت نام کاندیداها، بحث مشارکت در انتخابات مجلس به موضوع داغ رسانههای هوادار حکومت تبدیل شد اما مخالفان به آن رقبتی نشان ندادند. در این شرایط بود که وزارت کشور برخی از منتقدان دولت را رد صلاحیت کرد. شورای نگهبان اما صلاحیت برخی را تایید کرد. آیتالله خامنهای پیشبینی کرد که انتخابات آینده "دشمنشکن" خواهد بود.
در هفته اول دی ماه هر دلار آمریکا ۱۶۰۰ تومان معامله شد. نهادهای امنیتی و انتظامی وارد عمل شدهاند و قوه قضائیه از برخورد با دلالان ارز خبر میدهد. تب ارزهای خارجی بیاعتنا به این تهدیدها همچنان بالا و بالاتر رفت. هفته دوم دی تمام نشده، دلار به قیمت ۱۸۰۰ تومان رسید. گرچه بر خلاف شرایط بازار، روزنامههای هوادار حکومت از جمله کیهان هر روز از ترکیدن حباب قیمت دلار خبر میدادند. بانک مرکزی سیاستی جدید در پیش گرفت و این سیاست موجب بروز اختلاف میان رئیس این بانک با محمود احمدینژاد شد. احمدینژاد در نهایت با سیاست بانک مرکزی موافقت کرد اما نتیجهای در پی نداشت.
ایران برای بستن "تنگه هرمز" رزمایش نظامی برگزار میکند. انتشار این خبر به سرعت در رسانههای جهانی بازتاب دارد و قیمت نفت را کمی افزایش میدهد. آمریکا و بریتانیا به ایران هشدار میدهند که این اقدام میتواند پاسخ سختی در پی داشته باشد. جنگ لفظی میان دو طرف تا چند هفته ادامه پیدا میکند و به یکی از موضوعات مهم خبری تبدیل میشود. ایران میگوید تحریم نفت این کشور موجب خواهد شد که از هر ابزاری برای ضربه زدن به منافع تحریم کنندگان بهره ببرد حتی با بستن تنگهی هرمز. در پی این اتفاقات باراک اوباما به رهبر جمهوری اسلامی نامه نوشت و نسبت به تبعات این اقدام هشدار داد.
طرح هدفمندی یارانهها و تخلفات دولت در جریان اجرای آن، تاخیر دولت در ارائه بودجه سال ۱۳۹۱، درگیری فیزیکی میان یکی از اعضای دولت و یک نماینده مجلس و آلودگی هوای تهران و چند شهر دیگر از موضوعاتی است که در رسانههای مختلف در دی ماه مورد توجه واقع شد.
مقاله یک سردار "سپاه" در روزنامه اطلاعات مسئلهساز شد. سردار علایی در این مقاله مواردی از رفتار حکومت شاه را که موجب سقوط خاندان پهلوی شد بر میشمارد اما به عینه به سیاستهای در پیش گرفته شده پس از انتخابات جنجالی ۱۳۸۸ میپردازد. این موضوع به کام هواداران رهبر جمهوری اسلامی خوش نیامد و مقایسه وی با آخرین شاه ایران را گستاخانه خواندند. خانه این سردار سپاه مورد حمله نیروهای تندرو قرار گرفت. وی مجبور شد در مقالهای بنویسد که قصد مقایسه آیتالله خامنهای و محمدرضا پهلوی را نداشته است.
ایران همچنین یک جوان آمریکایی ایرانیتبار را به جرم جاسوسی دستگیر و محاکمه کرد. وی در دادگاه اعتراف کرد که ندانسته در پی جاسوسی در ایران بوده است. وی در دادگاه بدوی به اعدام محکوم شد اما در اسفند ماه و در دادگاه تجدید نظر این حکم لغو و برای بررسی مجدد به دادگاهی دیگر ارسال شده است. در همین ماه فائزه هاشمی، دختر اکبر هاشمی رفسنجانی به زندان محکوم شد. این حکم به دادگاه تجدیدنظر فرستاده شده است.
چهارشنبه ۲۱ دی ماه به گفته روزنامههای ایران "یک دانشمند هستهای" دیگر ترور شد. مصطفی احمدی روشن معاون بازرگانی سایت هستهای نظنز بود که با انفجار بمب مغناطیسی در مقابل خانهاش ترور شد. انگشت اتهام این اتفاق به سرعت به سوی اسرائیل و غرب نشانه رفت و برخی از مسئولان از مقابله به مثل در برابر این ترورها خبر دادند.
آخرین روزهای دی ماه خبر از تحولی بزرگ میداد. رییس "دانشگاه آزاد" پس از نزدیک به سی سال مدیریت این دانشگاه تغییر کرد. گرچه این ماجرا تا بهمن ماه و اسفند نیز ادامه یافت. هاشمی رفسنجانی، رییس هیات امنای دانشگاه آزاد روند انتخاب جانشین جاسبی را غیرقانونی و نادرست خواند و حکم رییس جدید (فرهاد دانشجو) را امضا نکرد.
بهمن؛ بازگشت "امام مقوایی" به ایران
شروع بهمن ماه با امید به دریافت جایزه اسکار توسط اصغر فرهادی همراه بود. فیلم "جدایی نادر از سیمین" ساخته اصغر فرهادی در آخرین روزهای دی جایزه گلدن گلوب را ربود تا شانس خود را برای اسکار بیشتر کند. مباحث مربوط به انتخابات مجلس با درگیری میان اصولگرایان و بیتوجهی اکثریت اصلاحطلبان پیگیری میشد. کشمکش بر سر ریاست دانشگاه آزاد و عدم امضای حکم ریاست فرهاد دانشجو -برادر وزیر علوم- توسط هاشمی رفسنجانی نیز در این ماه ادامه یافت.
قیمت ارزهای خارجی در سایه برخوردهای امنیتی همچنان روند صعودی داشت. قوقه قضائیه اعلام کرد که متخلفان بازار ارز را اعدام خواهد کرد اما حتی این خط و نشانها نیز موثر نبود. دلار به ۲۲۰۰ تومان هم رسید و پوند انگلستان از ۳۵۰۰ تومان عبور کرد. دولت در این شرایط بحران اقتصادی لایحه بودجه سال ۹۱ را با دو ماه تاخیر در اختیار مجلس قرار داد.
در همین حال "اتحادیه اروپا" تحریم نفت ایران توسط کشورهای عضو را تصویب کرد. ایران در واکنش به این تصمیم گفت که از صادرات نفت به کشورهای اروپایی خوداری میکند. گرچه مشخص شد ایران تصمیم گرفته است تنها به بریتانیا و فرانسه نفت صادر نکند. این دو کشور کمتر از یک درصد نفت وارداتی خود را از ایران خریداری میکنند.
اما مراسمی در روز ۱۲ بهمن همزمان با بازگشت آیتالله خمینی به تهران در سال ۱۳۵۷ مورد انتقاد برخی از مسئولان قرار گرفت و دستمایه طنز کاربران فضای مجازی شد. در این روز ماکت مقوایی بنیانگذار جمهوری اسلامی در نمایشی عجیب در چند فرودگاه کشور به صورت نمادین از هواپیما پیاده و سوار بر ماشین از این فرودگاهها خارج شد.
در رخدادی دیگر صحنههایی از حضور آیتالله خمینی در "مدرسه رفاه" بازسازی شده بود. چند خبرگزاری رسمی ایران که تصاویر این مراسم را منتشر کرده بودند، پس از چند ساعت این تصاویر را از روی وب سایت خود برداشتند. سرمقالهنویس روزنامه "مردمسالاری" یک روز پس از این ماجرا نوشت: «هر رویداد و طرز تلقی که بخواهد دانسته با ندانسته تکرار کند یا قبول کند یا القا نماید که امام و یاران شناخته شده همراهش اعم از آنان که در قید حیاتاند یا به دیار باقی شتافتهاند و جز ماکتی از آن امام و یارانش چیزی باقی نمانده است، زنگ خطری جدی برای انقلاب.»
مخالفان حکومت ایران شهروندان را به برگزاری راهپیمایی سکوت در روز ۲۵ بهمن در سالگرد آغاز حصر خانگی میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دعوت کردند. در پی این فراخوان فضای تهران و چند شهر دیگر امنیتی و پلیسی شد. مخالفان از تهران گزارش کردند که برخی خیابانهای این شهر شاهد ازدحام غیر طبیعی جمعیت بود.
اسفند؛ بوی عیدی، بوی اسکار، بوی شوخیهای رنگی
چند جلسهی دادگاه پرونده "بزرگترین اختلاس تاریخ ایران" در ماه اسفند برگزار شد. در این جلسات برای چندین متهم به جرم "افساد فی الارض" درخواست حکم اعدام شده است. روند این دادگاهها مورد توجه رسانهها قرار دارد اما به نظر میرسد که شهروندان ایران در روزهای منتهی به سال جدید بیشتر در فکر مشکلات اقتصادی خود هستند.
تبلیغات انتخاباتی چهارم اسفند یک هفته مانده به انتخابات آغاز شد. به گفتهی ناظران این تبلیغات نشانهای از در جریان بودن یکی از سردترین رقابتهای انتخاباتی در ایران بود. لیستهای مختلف اصولگرایان و بیرغبتی اصلاحطلبان از مهترین مشخصههای این انتخابات بود.
اما شاید بتوان گفت که حضور محمد خاتمی و رای دادن وی در روستایی از توابع دماوند این انتخابات را تحتالشعاع قرار داد. محمد خاتمی در مورد علل رای دادنش توضیحاتی داد که بسیاری از مخالفان حکومت ایران را قانع نکرد. وی همچنین گفت در رای خود نوشته است: "جمهوری اسلامی".
حکومت ایران از مشارکت ۶۴ درصدی شهروندان در انتخابات خبر داد، گرچه تقسیم آمار رسمی تعداد شرکتکنندگان بر تعداد واجدان شرایط نشان داد که مشارکت بر اساس آمار دولتی حدود ۵۴ درصد بوده است. با این حال مخالفان میزان مشارکت را بسیار کمتر ارزیابی کردند. برخی تصاویر منتشر شده از حوزههای رایگیری در تهران و شهرستانها نیز نشان از عدم استقبال رایدهندگان داشت.
کاهش سرعت اینترنت و عدم دسترسی کاربران ایرانی به سرویس ایمیل گوگل یکی دیگر از خبرهای اسفند بود. گوگل اعلام کرد که احتمال میدهد این عدم دسترسی با دخالت حکومت ایران صورت گرفته باشد. این مشکلات در رسانههای داخلی نیز بازتاب داشت و یک نماینده مجلس ایران این اتفاقات را موجب بیاعتمادی و نارضایتی مردم از حکومت خواند.
در میان همه خبرهای ناخوشایند تحریم و جنگ و زندان، یک خبر هم بود که خیلیها را خوشحال کرد. اصغر فرهادی اولین کارگردان ایرانی شد که جایزه اسکار را گرفت. او در مراسم دریافت جایزه از صلحطلبی مردم ایران سخن گفت در زمانی که سیاستمداران جز زبان تهدید، ادبیاتی نمیشناسند.
اما شاید یکی از مهمترین اتفاقات اسفند ماه ۱۳۹۰ طرح سوال از محمود احمدینژاد در مجلس بود. اما پاسخهای وی به نمایندگان اعتراضات تازهای را به دنبال داشت. شروع سخنان احمدینژاد با جملهی «نزدیک عید است و آمدهایم با هم صفا کنیم» از جدی نگرفتن سوالات نمایندگان حکایت داشت. تا پایان جلسه شوخیهای احمدینژاد با نمایندگان ادامه یافت. برخی نمایندگان رفتار رییس دولت را وهن مجلس خواندند اما طرفداران دو آتشهی دولت گفتند که پاسخها "وزین و متین" بوده و قانع شدهاند.
در آخرین هفته اسفند، اکبر هاشمی رفسنجانی بار دیگر به ریاست مجمع تشخیص مصلحت انتخاب شد. سعید مرتضوی، دادستان تهران در میان مخالفت نمایندگان مجلس رییس سازمان تامین اجتماعی شد. روز ۲۷ اسفند نیز انجمن ارتباطات جهانی بین بانکی (سوئیفت) خدماترسانی به بانکهای ایرانی را متوقف کرد. در حالی که سریلانکا واردات نفت از ایران متوقف کرده و دلار بالای ۲۰۰۰ تومان سیر میکند چشمانداز سال جدید چندان روشن نیست. مهدی محسنی. تحریریه: علی امینی . دویچه وله
سیاست خارجی
ایران در سال ۱۳۹۱،
در پیچ و تاب تحریم و بحران
محمد قوام
رئیس جمهور ایران در جشن نوروز در کاخ سعدآباد تهران. موضوع اولین سفر خارجی او در سال جدید خورشیدی هم شرکت در جشن نوروز در تاجیکستان است
نوروز ۱۳۹۰ برای محمود احمدی نژاد که نخستین ساعات آن را همراه شماری از رهبران منطقه پای سفره هفت سین در کاخ سعدآباد نشسته بود، نویدبخش سالی خوش نبود.
سیاست خارجی ایران در سال ۱۳۹۱، در پیچ و تاب تحریم و بحران
تنش ها در سیاست خارجی ایران اتفاقا از برنامه ریزی برای جشن جهانی نوروز آغاز شده بود که رئیس دولت ایران تصمیم داشت در محوطه تاریخی تخت جمشید با حضور رهبران منطقه از جمله ملک عبدالله دوم، پادشاه اردن برگزار کند.
منتقدانش می گفتند که حضور پادشاه اردن در گرماگرم اعتراضات مردم این کشور به سیاست های نظام حاکم، پیام سیاسی خوبی برای شهروندان اردنی نیست.
زور منتقدان سرانجام به رئیس جمهور سرکش ایران چربید چنانکه جشن هم نه در تخت جمشید که چهره های نزدیک به احمدی نژاد علاقمند آن بودند که در کاخ سعدآباد تهران برگزار شد که روزگاری آقای احمدی نژاد، محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین را به دلیل استفاده از آن شماتت کرده بود.
سیاست خارجی بی رمق احمدی نژاد
نمونه از تنش های ایران و همسایگانش
ترکیه: میزبانی و استقرار سپر دفاع موشکی ناتو
افغانستان: استفاده آمریکا از آسمان این کشور برای عبور هواپیماهای جاسوسی
عربستان: شکایت به شورای امنیت سازمان ملل
کویت: محاکمه شماری از شهروندانش به اتهام جاسوسی برای ایران
بحرین: تکرار مکرر اتهام مداخله ایران در امور داخلی اش
جمهوری آذربایجان: تنش بی سابقه به دلیل روابط نظامی باکو با اسرائیل
سال ۱۳۹۰ برای سیاست خارجی ایران بی رمق آغاز شده بود؛ نه برای اینکه محمود احمدی نژاد در روزهای اول آن دست به قهری یازده روزه زد و بر سر کار خود حاضر نشد و حمایت های پیدا و پنهان را به مرور از دست داد و دوستانش «جریان انحرافی» نام گرفتند؛ که مدتی پیش از این رئیس دولتی که با هر سفر خارجی کلامی غیر منتظره میگفت و خبری ناشنیده می داد، دیگر توجه خبرنگارها و دوربین های تلویزیونی را مثل سابق جلب نمی کرد.
اگر کسانی از رهبران کشورها و تحلیلگران سیاسی تا پیش از این او و دولتش را در تعیین استراتژی های سیاسی و خارجی ایران موثر می دانستند، کمکم این موضوع برایشان روشن شده بود که برخلاف حمایت همه جانبه ای که از آقای احمدی نژاد می شد، حرف اول و آخر با او نبود.
از روزهای اول سال ۹۰ با رنگ باختن حمایت های همه جانبه داخلی از محمود احمدی نژاد، در برخی از موارد حتی روسای دولت ها در مسائل روزمره هم به جای تماس با دولت ایران با رهبر این کشور تماس داشتند.
نامه آمریکا به رهبر ایران درباره پیامدهای مسدود شدن احتمالی تنگه هرمز، نشان می داد که علیرغم تلاش های ناکام دولت آقای احمدی نژاد برای برقراری تماس با آمریکا و زمینه چینی عادی سازی روابط، دولت باراک اوباما او را در موضوعاتی این چنین حساس مورد خطاب خود نمی داند.
فشار بر اطرافیان رئیس جمهور تنش در اطراف ایران
دستگیری محمد شریف ملک زاده دبیر شورای عالی ایرانیان خارج از کشور که از سوی وزیر خارجه ایران حکم معاونت گرفته بود و ساعاتی پیش از دستگیری مجبور به استعفا شد نشان می داد که حساسیت ها بر مردان رئیس جمهور تا کجا رفته و وزن وزیر خارجه ایران در کابینه چقدر است.
علی اکبر صالحی، وزیر خارجه ایران برخلاف وعده اش نتوانست روابط کشورش با اروپا را بهبود بخشد. او سالی پرتنش را پشت سر گذاشت و سالی خبرساز پیش رو دارد
علی اکبر صالحی، وزیر خارجه ایران که از سیاستمداران بازمانده از دولت خاتمی بود، در واکنش به منتقدانش در مجلس که خود را آماده استیضاح او می کردند، گفت که برای انتصاب آقای ملک زاده "تحت فشار" بوده است.
شورای عالی ایرانیان خارج از کشور نهادی زیر نظر اسفندیار رحیم مشایی، نزدیکترین چهره سیاسی به احمدی نژاد بود و آقای ملک زاده، دبیر این شورا.
شورا گرچه در دوره آقای احمدی نژاد پا نگرفته بود اما از زمان قدرت گرفتن او با بودجه ای که دست و دلبازانه در اختیار آن قرار داشت، شماری از ایرانیان خارج از کشور را به تهران دعوت می کرد.
منتقدان، شورا را متهم می کردند که با صرف بودجه های کلان کسانی را به ایران می آورد که در پی گشودن باب پنهانی مذاکره و معامله با آمریکا هستند.
بالا گرفتن تنش های لفظی و برباد رفتن امیدهایی که باراک اوباما در سال اول حضورش در کاخ سفید برای دولتمردان ایران ایجاد کرده بود و پیام نوروز سال ۱۳۸۸ او هم آن را تقویت می کرد، کم کم نگرانی هایی در ایران به وجود آورده بود.
محمود احمدی نژاد که زمانی آقای اوباما را به مناظره تلویزیونی دعوت کرده بود از سوی منتقدان متهم می شد که با دعوت از شماری از ایرانیان مقیم آمریکا که خود را صاحب نفوذ می دانستند دست به بردن و آوردن پیام میان مقام های ایران و آمریکا می زند.
شایعات و اخبار تایید نشده از حضور مقام های دولت او در آمریکا، این ذهنیت را تقویب کرده بود که حضورش در مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک ممکن است با اقدامی شگفتی ساز از سوی او همراه باشد.
تنش هایی که آرام آرام از سطح تهدید های لفظی از سوی آمریکا خارج و به عمل نزدیک می شد اما جایی برای سیاست های شگفت آفرین احتمالی آقای احمدی نژاد در خاک آمریکا نمی گذاشت.
سفر سالیانه او به نیویورک کم رمق تر از همیشه پایان گرفت اما خبرهایی در راه بود.
یک سال بی سابقه
سال۱۳۹۰ از حیث تعداد تحریم های جهانی علیه ایران یک سال بی سابقه است.
از نیمه دوم این سال تقریبا هفته ای نبود که تحریمی تازه علیه شخصیت های سیاسی و نظامی ایران و سازمان و نهادهای این کشور تصویب نشود.
هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا در اواخر سال ۱۳۹۰ گفته بود که این حجم از تحریم ها حاصل سه سال تلاش بی وقفه آمریکا در به دست آوردن همراهی و توافق هم پیمانانش است.
اتحادیه اروپا که تا پیش از این حرفی از تحریم خرید نفت ایران نمی زد به یکباره خرید مهمترین کالای صادراتی ایران و سرمایه گذاری در آن را تحریم کرد.
اتحادیه اروپا پیش از تحریم خرید نفت، بیش از ۱۰۰ شرکت و فرد ایرانی را به فهرست تحریم های پیشین خود اضافه کرده بود اما هیچیک از این تصمیم ها به تنش و بحرانی فراگیر منجر نشد که تحریم بانک مرکزی ایران از سوی بریتانیا ایجاد کرد.
جورج پنجم وسط خیابان فردوسی تهران
بحران تاریخی روابط ایران و بریتانیا که پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ ایران دوباره از سر گرفته شده بود، در سال ۱۳۹۰ شکلی بی سابقه به خود گرفت.
در حالی که سفیر تازه بریتانیا در تهران در انتظار اعلام زمان دیدار با محمود احمدی نژاد و تحویل حکم ماموریت دیپلماتیکش به او بود، بریتانیا ناگهان دست به تحریم بانک مرکزی ایران زد.
تابلوی پرتره جورج پنجم در سفارت بریتانیا در تهران در فهرست آثار هنری این کشور ثبت شده بود. وضعیت این تابلو پس از حمله به سفارت بریتانیا نشان نمادینی از روابط دو کشور با خود داشت
ایران که بعدها گفت روابط ناچیزی با بانک مرکزی بریتانیا داشته، در واکنش به این تحریم درصدد کاهش روابط سیاسی با بریتانیا برآمد.
مجلس هشتم در ماه های آخر فعالیت طرح کاهش روابط از سطح سفیر به کاردار را از بایگانی خارج و به سرعتی که انتظار نمی رفت، برخلاف مخالفت دولت با این اقدام، تصویب کرد.
به این ترتیب مشخص شد که سفیر تازه از راه رسیده بریتانیا هنوز استوارنامه خود به رئیس جمهور نداده، باید به زودی خاک ایران را ترک کند.
یک روز پس از تایید مصوبه مجلس از سوی شورای نگهبان که به کاهش سطح روابط با بریتانیا جنبه قانونی و رسمی می داد، شماری از جوانان خشمگین وارد سفارت بریتانیا در تهران و اقامتگاه کارکنان آن در باغ قهلک شدند.
پایین کشیدن بیرق بریتانیا و به زیر آوردن عکس های ملکه این کشور اقدامات نمادینی بود که افراد خشمگین خود را محدود به آن نکردند.
اسناد سفارت که بخشی از آن مربوط به تقاضا نامه های ویزا و مدارک شهروندان ایرانی بود به همراه وسایل سفارت از جمله تابلوهای نفیس نقاشی و حتی لوازم شخصی کارکنان از سوی مهاجمان به شکلی زننده غارت شده و در خیابان های مجاور سفارت رها بود.
تابلوی نقاشی چپه شده ای از جورج پنجم در گوشه خیابان فردوسی نشان نمادینی از دامنه حمله و تخریب اماکن دیپلماتیک بریتانیا در تهران داشت.
در حالی که تصور می شد سفیر بریتانیا باید در پی مصوبه مجلس به زودی ایران را ترک کند، وزیر خارجه بریتانیا فردای روز حمله و پس از جلسه اضطراری کابینه، اعلام کرد که همه کادر دیپلماتیک کشورش، تهران را از طریق یک کشور عربی به مقصد لندن ترک کرده اند؛ اما تصمیم او درباره دیپلمات های ایرانی مقیم لندن، تعجب بسیاری از ناظران سیاسی را برانگیخت.
ویلیام هیگ در جریان سخنرانی در پارلمان بریتانیا به دیپلمات های ایرانی ۴۸ ساعت فرصت داد تا خاک این کشور را ترک کنند. ایرا مدت ها بود که در لندن سفیری نداشت.
ایران در سال نود آماج تحریم های پی در پی آمریکا و اتحادیه اروپا بود. برخی از مقام های ایرانی می گویند که این تحریم ها باعث تقویت کشورشان شده است
دو روز بعد تصاویر تلویزیونی نشان می داد که کاردار ایران و دیگر دیپلمات های ایرانی در فرودگاه اصلی لندن، یک فروند هواپیمای ایرانایرا که شرکت های نفتی مستقر در بریتانیا از فروش بنزین به آن خودداری می کنند، عازم کشورشان شدند.
تماس تلفنی علی اکبر صالحی، وزیر امور خارجه ایران با ویلیام هیگ در حالی که مهاجمان در سفارت بریتانیا در تهران بودند، برای آرام کردن فضای پرتنش به وجود آمده، ناکام مانده بود.
آقای صالحی برای شرکت در مراسمی در عربستان به سر می برد اما هدف حضورش پیدا کردن راهی برای کاهش اختلافات رو به افزایش با مقام های عربستانی بود.
دوری دو بال جهان اسلام
مقام های ایرانی که در دولت های پیشین اهمیت فوق العاده ای برای روابط با عربستان قائل بودند و دو کشور را دو بال جهان اسلام می خوانند، در پاییز سال ۹۰ با اتهامی از سوی آمریکا مواجه شدند که ضربه ای اساسی به روابط شکننده ایران و اعراب بود.
وزیر دادگستری آمریکا با حضور مقابل خبرنگاران از تلاش ایران برای ترور سفیر عربستان سعودی در واشنگتن خبر می داد.
هر چند این خبر دست کم برای بخشی از افکار عمومی شهروندان ایران و آمریکا باور پذیر نبود اما تاثیر منفی فوری بر روابط ایران و عربستان گذاشت.
مذاکره ایران و اروپا در سال تازه
مقام های اتحادیه اروپا در آخرین روزهای سال ۱۳۹۰ دعوت ایران به از سرگیری مذاکرات اتمی را که از سال گذشته به طور کامل تعطیل بود پذیرفته اند و این یعنی که در سال تازه خورشیدی مذاکره کنندگان دو طرف دست کم یکبار دیگر روبه روی هم خواهند نشست.
عربستان و ایران در تابستان ۱۳۹۰ بر سر اعزام نیروهای سعودی به بحرین برای کمک به سرکوب معترضان این کشور با هم اختلاف پیدا کرده بودند چنانکه ایران این اقدام را نقض تمامیت ارضی بحرین از سوی دولت سعودی خواند اما در جریان اتهام آمریکا به ایران، روابط دو همسایه چنان تلخ شد که یادآور روزهای بحرانی سال های نخست انقلاب بود.
عربستان در پی این اتهام و برای نخستین بار به شکل رسمی از ایران به شورای امنیت سازمان ملل شکایت کرد.
مرگ ولیعهد مریض احوال وقت عربستان فرصتی برای ایران فراهم کرده بود که با فرستادن وزیر خارجه اش به بهانه تسلیت گویی به ریاض برای کنترل اوضاع بحرانی تلاش کند. رسانه های ایرانی می گفتند که آقای صالحی پیش از این تصمیم سفر به عربستان داشته اما مقام های این کشور دعوت خودخوانده را پس زده بودند.
تلاش های وزیر خارجه ایران در عربستان برای به حداقل رساندن بحران سیاسی میان دو کشور، با شکایت رسمی عربستان از ایران به شورای امنیت ناکام ماند
این تلاش با اعزام وزیر اطلاعات ایران همراه با پیام کتبی مقام های کشورش برای رهبران آل سعود ادامه پیدا کرد اما انتشار خبر این سفر در رسانه های عربی که قرار بود محرمانه بماند نشان از بی اعتنایی سعودی ها به توافق با ایران داشت.
سال ۱۳۹۰ برای سوریه مهمترین متحد منطقه ای ایران هم سال سختی بود و این خود بر دور شدن سیاست های ایران و اعراب از یکدگیر تاثیر داشت. در حالی که شمار معترضان کشته شده در خیابان های سوریه به بیش از هشت هزار نفر رسید، هزینه های دفاع ایران از حکومت بشار اسد بالا می رفت.
سفر دوره ای روسای جمهور ایران و روسیه به دمشق و تهران که هر شش ماه یک بار انجام می شد، دست کم به شکل علنی در این سال به تعطیلی کشیده شد.
دولتمردان ایرانی به دلیل حمایت از نظام سوریه در برابر معترضان چنان در فشار بودند که وزیر خارجه ایران اعلام کرد مردم سوریه "مطالبات به حقی دارند" که باید از سوی حکومت این کشور جدی گرفته شود اما این اظهارات راه متفاوت اعراب و ایران در برابر سوریه را به هم نزدیک نمی کرد.
سیاست خارجی ایران در سال ۱۳۹۰ به امید سالی نو اما پرسئوال و ابهام آغاز می شود. مروری بر برخی از مسائل نشان می دهد که ایران چه سالی را پشت سرگذاشته است.
اعتراض به افغانستان به دلیل استفاده هوایپماهای بی سرنشین آمریکا از آسمان این کشور برای جاسوسی از ایران، تنش طولانی با بحرین و کویت و محکومیت افرادی به اتهام جاسوسی برای ایران در این دو کشور، بحرانی شدن روابط ایران و جمهوری آذربایجان بر سر روابط این کشور با اسرائیل، ماجراهای یاد شده با عربستان و دلخوری ایران از ترکیه به دلیل استقرار سامانه سپر دفاع موشکی ناتو، فقط نمونه هایی است که نشان میدهد ایران چه سال سهمگینی را با همسایگانش سپری کرده است.
سفرهای خارجی محمود احمدی نژاد که همواره توجهات بسیاری را جلب می کرد در سال گذشته خورشیدی، بی فروغ و رمق انجام شد
عمده تنش های موجود در سیاست خارجی رابطه مستقیمی با برنامه های اتمی این کشور دارد.
مقام های اتحادیه اروپا در آخرین روزهای سال ۱۳۹۰ دعوت ایران به از سرگیری مذاکرات اتمی را که از سال گذشته به طور کامل تعطیل بود پذیرفته اند و این یعنی که در سال تازه خورشیدی مذاکره کنندگان دو طرف دست کم یکبار دیگر روبه روی هم خواهند نشست.
تحریم های پی در پی اقتصاد ایران را به گفته مقام های این کشور به مرحله دشواری کشانده و موضوع حمله احتمالی به ایران به جز تبلیغات نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا، از موضوعات داغ رسانه های آمریکا و اسرائیل و مایه نگرانی مردم ایران است.
مقام های ایران اعلام کرده اند که غنی سازی اورانیوم - مهمترین خواسته غرب - را به هر حال تعلیق و تعطیل نخواهد کرد. در این شرایط محمود احمدی نژاد به عنوان اولین سفر خارجی سال ۱۳۹۱عازم تاجیکستان است. موضوع سفر، جشن جهانی نوروز و آغاز سال جدید خورشیدی است که می تواند سال سرنوشت سازی برای ایران باشد.بی یی سی
سال ۹۰، سالی پر آسیب برای حقوق شهروندی
پروین بختیارنژاد
سال پر تلاطم ۹۰ با انباشت موارد نقض متعدد حقوق شهروندان پایان یافت. سالی مملو از کاستی های اجتماعی برای مردم ایران.
زنجیره آسیب های اجتماعی که حکایت از فقدان مدیریتی آگاه و کارشناس در حوزه آسیبهای اجتماعی دارد تبدیل به غل و زنجیری شده که به سختی به دست و پای شهروندان پیچیده است.
سال ۹۰ در حالی سپری شد که کارشناسان اقتصادی شاخص فلاکت در ایران را ۲۸.۲ درصد اعلام نموده اند و جامعه ای با چنین نرخ فلاکت، گرفتار انواع آسیبهای اجتماعی می گردد که مهار آن دیگر غیر ممکن به نظر می رسد.
آمار و ارقام هریک از شاخه های معضلات اجتماعی از مدیریتی بغایت ناکارآمد و غیر مسئول حکایت دارد. آمار و ارقامی که می تواند هر ایرانی آگاهی را در جای خود میخکوب کند و از این همه غفلت دولتمردان، هر انسانی را متحیر سازد ، اما چه می توان کرد جز گفتن، نوشتن و دانستن.
وضعیت پرونده های قضایی در سال ۹۰
در آخرین روزهای اسفند، اسدالله جامی مدیر کل پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه خبر از وجود ۲۰ میلیون پرونده در دستگاه قضایی کشور می دهد که بیشترین جرایم مربوط به مواد مخدر، سرقت و طلاق اعلام شده است که برخی از کارشناسان علت اصلی این حجم عظیم پرونده های قضایی را مشکلات اقتصادی و فقر مردم ایران عنوان می کنند.
اسدالله جامی خبر از دو برابر شدن آمار پرونده های قضایی در مدت ۳ سال گذشته می دهد و اضافه می کند که قوه قضاییه در سال ۹۰، بیش از ۵۲ هزار پرونده ضرب و جرح را رسیدگی کرده است. البته پلیس هم مدعی است که بیشترین جرایم کشور مربوط به سرقت است.
پزشکی قانونی در آخرین روزهای سال ۹۰ اعلام کرد که روزانه ۱۰ معتاد در کشور به دلیل سوء مصرف مواد مخدر جان خود را از دست می دهند
همچنین مدیر کل پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه ۴۷درصد دستگیری ها را مربوط به سارقان سابقه دار و ۵۳ درصد آن را مربوط به سارقان فاقد سابقه عنوان کرده است. همینطور ۵۲ درصد از زندانیان را مجرمان و متهمان پرونده های مرتبط با مواد مخدر تشکیل می دهند وی در ادامه اضافه می کند که روزانه یک تن مواد مخدر در کشور کشف می شود.
پلیس مبارزه با مواد مخدر نیروی انتظامی نیز از افزایش ۱۴۰درصدی کشفیات مواد مخدر شیشه در سال ۹۰ خبر می دهد و نیز تاکید می کند که ۷۰ درصد جامعه آماری زندانیان جز خانواده های فقیر و مسکین هستند.
از سوی دیگر پزشکی قانونی باز در آخرین روزهای سال ۹۰ اعلام کرد که روزانه ۱۰ معتاد در کشور به دلیل سوء مصرف مواد مخدر جان خود را از دست می دهند که سهم تهران در مرگ معتادان، روزانه ۳ معتاد است.
سید رضا نقیب السادات عضو هیات علمی دانشگاه علامه در همایش بزرگ پیشگیری از آسیبهای اجتماعی، سن استفاده از مواد مخدر در ایران را ۱۳ سال اعلام کرده است.
زنان سرپرست خانوار
در حالی که حدود ۳۵درصد ازجمعیت زنان، سرپرستی خانواده خود را بر عهده دارند. یعنی بیش نیمی از زنان باید به تنهایی خانواده خود را سرپرستی کنند، علیرغم اینکه زنان سرپرست خانوار از نظر سواد، تحصیلات، سن، توانایی های فردی و مهارت های شغلی و اجتماعی، گروهی متنوع هستند، اما قانون مشخصی که حمایتهای لازم را از این زنان به عمل آورد، وجود ندارد.
در حالی که این زنان سرپرست خانوار با این تعداد قابل توجه نیازمند تسهیلات خاص به لحاظ شغل، مسکن و خدمات اجتماعی است که بتواند از پس افزایش روزانه نرخ بیکاری و تورم بر آید و بتواند زندگی توام با استقلال و شرافتمندانه ای داشته باشد. در حالی که در ایران نه قوانین خاص این زنان وجود دارد و نه نهادهای حمایتی.
بیمه زنان خانه دار
بیمه زنان خانه دار که هر از چندی در صدر اخبار قرار می گیرد و بدون آنکه منجر به نتیجه ای شود، به فراموشی سپرده می شود.
طیبه صفایی رئیس فراکسیون زنان مجلس طی گفتگویی با یکی از خبرگزاری ها اعلام کرد که تاکنون هیچ یک از تلاشهای ما در خصوص بیمه زنان خانه دار به نتیجه نرسیده است.
او گفت: "امروز می خواهیم پیشنهاد صندوق رفاه برای زنان خانه دار را طرح کنیم."
همسر آزاری
امید سلیمی نمین، معاون پیشگیری از آسیب های اجتماعی سازمان بهزیستی در خصوص همسر آزاری اعلام نمود که در سال ۹۰، ۲۱۵۰۰۰ تماس با خط اورژانس سازمان بهزیستی گرفته شده که از این میان، همسر آزاری با ۸۰۰۰ تماس و کودک آزاری با ۷۰۰۰ تماس بیشترین آمار تماس با خط اورژانس اجتماعی را به خود اختصاص داده است.
از این تعداد تماسها، ۱۰۲۳ مورد به خودکشی و بیش از ۲۰۰۰ مورد مربوط به فرار از منزل بوده است.
همینطور محمد رضا نورس، مدیر کل پزشکی قانونی خراسان جنوبی نیز اعلام کرده که در سال ۹۰، ۴۰۷ مورد همسر آزاری به پزشکی قانونی استان خراسان جنوبی ارجاع داده شده است که نسبت به مدت مشابه آن ۲درصد افزایش داشته است.
روسپی گری
در خصوص روسپی گری هیچ نهاد و ارگانی قادر به اعلام حتی رقم تخمینی در مورد تعداد زنان روسپی در ایران نیست. زیرا هر قدر جامعه با فقر بیشتر مواجه می شود، دامنه زنانی که مجبور به تن فروشی می شوند افزوده می شود.
اما آنچه کارشناسان متعدد بر روی آن تاکید دارند پایین آمدن سن روسپی گری در ایران است. چنانکه سعید مدنی، پژوهشگر اجتماعی در پی یک تحقیق گسترده در خصوص سن روسپی گری در ایران اعلام کرد که در سالهای گذشته سن روسپی گری بین سنین ۲۰ تا ۳۰ سال بود ولی این سن در سالهای اخیر حدود ۸ تا ۱۰ سال کاهش یافته است (یعنی سن روسپی گری به سن ۱۲ تا ۱۸ سال ) رسیده است. که از جمله دلایل آن می توان اعتیاد، بیکاری، فقر، افزایش طلاق و. .... عنوان کرد.
همینطور مرتضی طلایی، رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران از افزایش زنان کارتن خواب که متوسط سنی آنها ۲۵ تا ۴۵ سال است، سخن به میان آورده است و اضافه کرده که زنان ۲درصد افراد کارتن خواب را تشکیل می دهند که این آمار رو به افزایش است.
فرار دختران
برای اولین بار در سال ۸۹ معاونت پرورشی وزارت آموزش و پرورش اعلام کرد که سالانه ۶۰۰۰ دختر در ایران از خانه فرار می کنند که تنها از سال ۶۵ تا ۷۸ شیوع فرار دختران از خانه ۲۰ برابر شده است.
معاونت پرورشی آموزش و پرورش تاکید می کند که ۱۸ درصد از این دختران در روز اول و ۶۰ درصد از آنان در هفته اول بعد از فرار مورد تعرض جنسی قرار می گیرند.
محمد مهدیزاده، استاد جامعه شناسی در گفتگو با خبر گزاری ایسنا درمورد فرار دختران گفته است که سن فرار دختران در سال ۹۰ به ۱۴ سال کاهش یافته که فقر، بیکاری والدین، خشونت های خانگی، طلاق از مهمترین عوامل فرار دختران در ایران است.
وی همچنین اضافه کرده که هر ساله بین ۱۵ تا ۲۰ درصد به آمار قبلی اضافه می شود. همینطور ۳۶ درصد این دختران پس از بازگشت به خانه، از سوی اعضای خانواده خود مورد سو استفاده قرار می گیرند و برای بار دوم مجبور به ترک خانه می شوند.
کودکان کار و خیابان
در خیابانهای تهران روزی نیست که در محله خود با چند کودک کار و خیابان که تازه برای گرفتن اندکی پول به جمع کودکان کار و خیابان پیوسته اند، مواجه نشوید.
حتی کودکانی که آنقدر خردسال و کوچک اند که بدرستی قادر به حرف زدن نیستند ولی باید برای معاش خود فکری کنند. از فروش فال تا فروش آدامس و چسب زخم.
آنان اغلب کودکان بد سرپرستند و قانون و مجری قانون نیز اعتنایی به آنان ندارد. علیرغم اینکه چندین سال از تصویب آیین نامه ساماندهی کودکان کار می گذرد ولی این آیین نامه حداقلی نیز جامه عمل نپوشید.
البته این کودکان نیازمند قانون مشخص حمایتی هستند، نه آیین نامه. زیرا آیین نامه براحتی دستخوش تفکرات سلیقه ای می شود.
مصطفی آقاجانی، استاد مددکاری دانشگاه آزاد با انجام تحقیقی بر روی این کودکان اعلام کرد که ۲۰ درصد این کودکان معتاد هستند و ۴۰ درصد آنان در خانواده هایی زندگی می کنند که حداقل یکی از اعضای خانواده اعتیاد دارد.
۷۳ درصد آنان مبتلا به بیماری های چشمی هستند، ۶۱ در صد بیماری های تنفسی دارند. ۶۴ درصد مبتلا به بیماریهای قلبی هستند و ۸۲ درصد آنان دچار بیماری های پوستی اند.
کودک آزاری
امید سلیمی نمین، معاون پیشگیری از آسیب های اجتماعی سازمان بهزیستی، اعلام کرد که آمار کودک آزاری به حدی "وحشتناک" است که نمی
توان تصور کرد، سامانه اورژانس اجتماعی، روزانه بیش از ۲۰ مورد کودک آزاری را ثبت کرده است.
بهر ترتیب سال ۹۰ با ثبت ۷۰۰۰ کودک آزاری به پایان به خود می رسد. سالی که کودکان متعددی که نام، سرگذشت و تصاویر شکنجه شده شان در صدر خبرها قرار گرفت و فریاد اعتراض بسیاری را بلند کرد و در سکوت دولتمردان به کام مرگ فرو رفتند.
ازدواج کودکان
انجمن حمایت از حقوق کودکان در آخرین ماه سال ۹۰، خبر از ازدواج ۴۳ هزار کودک زیر ۱۵ سال داد.
فرشید یزدانی، عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان در یک مقایسه بین ازدواج کودکان در سال ۸۵ که معادل 3.2 درصد بوده و در سال ۸۹ به 4.9 افزایش یافته، با تاکید برافزایش ۴۵درصدی در خصوص ازدواج کودکان، اعلام می کند که آخرین خبرها از سال ۸۵ در این زمینه مبنی بر این است که ۲۵۰۰۰ کودک مطلقه در کشور وجود دارد که اغلب آنها پسرو بین سنین ۱۰ تا ۱۴ ساله هستند
کوله بار مردم ایران در سال ۹۰، مملو از انبوه معضلات اجتماعی است که مهمترین عامل آن فقر اقتصادی مردم است که آنها را به ورطه انواع آسیبهای اجتماعی پرتاب کرده است، باتلاقی که بیرون آمدن از آن غیر ممکن می نماید.بی بی سی
+++++++
نوروز نمودی از هویت ملی ایرانیان
هوشنگ کردستانی
«با دل خونین، لب خندان بیاور همچو جام»
حافظ
اگر نامی از ایران در درازای هزاره های تاریخ پابرجا مانده است یکی از عوامل اساسی آن بی تردید پایدار ماندن آئین های کهن و ملی ماست.
آئین های باستانی همراه با زبان و باورهای ملی، نمودهای سازنده ملیت و هویت ایرانیان بوده و هست. سرزمین ایران به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی خود و قرار گرفتن در چهار راه شرق و غرب، در درازای تاریخ کهن سالش، بارها با یورش های سهمگین و ویرانگر بیگانگان روبرو بوده ولی با وجود شکست های نظامی و سیاسی همواره ماندگار و پابرجا باقی مانده است.
از مهمترین رویدادهای ویرانگر تاریخی، حمله اسکندر مقدونی و پایان امپراتوری هخامنشیان، یورش تازیان و سقوط امپراتوری ساسانیان و یورش قبیله های مغول بوده است.
جشن ها و آئین های کهن، مانند سنت های نوروزی، مهرگان، سده، شب یلدا و نظایر آن، در کنار زبان و باورهای ملی، جان پناه و سنگرهایی بوده اند که ایرانیان در رویارویی با بیگانگان از آن جا، با مقاومت و ایستادگی کردن های خویش، پیروزی را جایگزین شکست کرده اند.
پس از یورش تازیان و اسلام آوردن اجباری ایرانیان، گرچه پیوندهای نیاکان مان با گذشته هایشان تا حدی از میان رفت ولی سنت ها و آئین های کهن که یادگار دوران های باستانی بودند همچون سمندری از درون خاکستر زمان به پاخاسته و نگهبان هویت و ملیت ایرانی شد و سـرانجام این بیگانگان بودند که آئین های ایرانی را پذیرا شدند و گرامی داشتند.
جشن های ملی به ویژه آئین های نوروزی که از روزگاران دور تا کنون رواج دارد از چنان شکوه و عظمتی برخوردارند که اقوام بیابانگرد مغول را نیز وادار به پذیرش آنها کرد.
پس از استقرار جمهوری اسلامی که از جمله برنامه هایش ایرانی زدایی و عرب گرایی بود، برنامه ریزان آن به خوبی از تأثیر شگفت سنت ها و آئین های ملی، در رویارویی با فاجعه های شوم تاریخی آگاهی داشتند، کوشیدند تا آئین های نوروزی را از میان بردارند و عیدهای مذهبی را جایگزین آن سازند و حتی تصمیم داشتند سیزدهم فروردین را به روز دوازدهم فروردین که روز همه پرسی برای گزینش نظام اسلامی بود تبدیل نمایند.
آخوندهای کوته اندیش، البته موفق به عملی ساختن برنامه شوم خود در زدودن آئین های نوروزی نشدند بلکه به همانگونه که پیشینه های تاریخی نشان داده است این بار هم سنت ها و آئین های ملی بودند که سنگر دفاعی ملت ما در رویارویی با فاجعه استقرار استبداد مذهبی گردید تا جایی که خودکامگان مذهبی و عرب گرا نیز ناگزیر به پذیرش آنها شدند.
برپایی جشن نوروز از سوئی موجب استحکام همبستگی ملی است و از سوئی دیگر عامل پیوستگی مردم سرزمین هایی که سده های طولانی دارای تاریخ و فرهنگ مشترک هستند و در غم و شادی کنار هم مانده اند.
پذیرفته شدن نوروز به عنوان بزرگترین جشن ملی و آغاز رسمی سال نو در کشورهای برادر و همجوار، افغانستان، تاجیکستان و آذربایجان و برپایی شکوهمند آن در گستره پهناوری از سرزمین های آسیای مرکزی تا شمال قفقاز، استان های جنوبی چین، بخش هایی از هندوستان و پاکستان و نیز امارت نشین های جنوب خلیج فارس، همچنین کردستان ترکیه، عراق و سوریه نشانگر نفوذ عظیم و تاریخی این آئین باستانی در سطح گسترده در این بخش از جهان است.
بزرگداشت سنت های نوروزی در این تاریک ترین دوران تاریخی، پیامی است امیدبخش و امیدوار کننده که ایرانیان در هر شرایطی هویت ملی خود را پاس می دارند و به آن افتخار می ورزند.
میلیون ایرانی که دور از میهن و در سرزمین های بیگانه بسر می برند، به پیشواز نوروز می روند و سنت های آنرا گرامی می دارند و آنرا عامل پیوند همیشگی خود با هویت ملی خویش می دانند و می کوشند شهروندان کشورهای میزبان را نیز با آئین های ملی ایرانیان آشنا کنند.
بیائیم با برگزاری هر چه باشکوه تر جشن های ملی و بزرگداشت نوروز باستانی، در این دوران هستی سوز و تاریکِ شبِ تاریخ ایران، جاودانگی خود را به عنوان ملتی که ریشه در تاریخ دارد و فرهنگی پربار و بشردوستانه بر همه ویژگی های روحی و معنوی وی پرتو افکنده است، به جهانیان نشان دهیم.
+++++++
درباره پيشينه هزاران ساله ماهی قرمز
ماهی قرمز جزیی از سفره هفتسین ایران باستان
شاهين سپنتا*
چند سالي است كه
در آستانه نوروز برخي افراد در ستيز با آيينهاي شاد نوروزي، خواستار برپانشدن جشن
چهارشنبهسوري و برچيدن سفره هفتسين و حذف سبزه و ماهي قرمز سفره هفتسين و خرافه
خواندن «سيزدهبهدر» هستند و براي دستيابي به اين خواستهها از انتشار هرگونه خبر
جعلي يا گزارش نادرست نيز فروگذار نميكنند. اينان در ستيز با ماهي قرمز، يك سال
احتمال بيماريزا بودن ماهي قرمز و سال ديگر جوان بودن اين سنت و سال بعد وارداتي
بودن آن از چين را مطرح كردند كه همه اين موارد از سوي پژوهشگران و صاحبنظران
كاملا رد شده است. چنان كه گفته شد يكي از اين اظهارنظرهاي اشتباه، عدمسابقه
تاريخي آشنايي ايرانيان با ماهي قرمز و ورود اينگونه جانوري در صد سال پيش از چين
به ايران است. اما بررسيهاي اخير نشان ميدهد كه ايرانيان بيش از
2500
سال پيش با ماهي قرمز
آشنايي داشتهاند. گرچه اين كپورچههاي زيبا را در زبان فارسي «ماهي قرمز» و در
زبان انگليسي «گلدفيش» يا «طلاماهي»
مينامند، اما به
رنگهاي گوناگوني همچون طلايي، قرمز نارنجي، نقرهاي، خاكستري، قهوهاي و سفيد و
سياه در فرمها و اندازههاي متنوع پرورش داده شدهاند كه بيشتر جنبه تزييني دارند.
ايرانيان ماهي را هنگام حلول سال نو بر سر سفره هفتسين ميگذارند تا سال از «برج
حوت» به «برج حمل» تحويل شود. البته نمونه قرمز رنگ اين ماهي در چند دهه اخير به
خاطر اصلاحنژاد فراوان شده و به نشانه مهر، پيروزي، شادي، سرزندگي و بركت معنا
مييابد.
ماهي قرمز در رنگهاي متنوع در فلات تشنه ايران، هنرمندان آرزوي آب و تقدس آب را با نماد ماهي بر كوزهها نقش بستند، نقشي كه يادآور بركت و روزي است. افزون بر اين، نزد ايرانيان، آب، باد، خاك و آتش چهار عنصر مقدس هستند و ماهي در نقش نماد آب با ايزد بانوي آبها «آناهيتا» همراه ميشود و به عنوان مظهري از بركت و باروري نقشي مقدس مييابد و در جايي ديگر، دو ماهي كر (kara) يا اَرَز (araz) نقش نگهبان ريشههاي درخت زندگي را كه در درون آب ريشه دوانده است، بازي ميكنند. به اينسان نقوش ماهي علاوهبر نقش تزييني، سرور آفريدگان آبزي و نمادي از ژرفنگري و تيزبيني بوده و در جايجاي ايران زمين و در دورههاي مختلف بر اشياي گوناگون نقش ميشوند.
آثار تاريخي به
دست آمده در مرزهاي پهناور ايران فرهنگي كه امروز در موزههاي بزرگ جهان نگهداري
ميشوند، نشان ميدهند مردمان ساكن در فلات ايران هزاران سال است كه با گونههاي
مختلف ماهي بهويژه ماهي قرمز آشنايي داشتهاند و بر خلاف تصور رايج، به احتمال
زياد اين ماهيان از ايران به چين رفتهاند و در آنجا مورد بازپروري و بهگزيني قرار
گرفتهاند. از ميان صدها اثر تاريخي به دست آمده، در اين يادداشت برخي از مهمترين
نمونههاي يافت شده، معرفي ميشوند. يكي از اين نمونهها، تنديسك ماهي قرمز مربوط
به دوران هخامنشي است. اين تنديسك طلايي يكي از اشيای «گنجينه آمودريا» است كه از
محوطه باستاني «تخت قباد» به دست آمده است. گنجينه آمودريا شامل بيش از
170
مورد از اشيای ارزشمند
متعلق به دوران هخامنشيان است كه در حال حاضر در «موزه بريتانيا» و همچنين «موزه
ويكتوريا و آلبرت» نگهداري ميشود.
اشيای اين گنجينه بيشتر
طلا و نقره هستند و به سدههاي پنجم تا چهارم پيش از ميلاد مربوط ميشوند. اشيای و
سكههاي طلا و نقره گنجينه آمودريا (رود جيحون) مهمترين دفينه آثار فلزي كشف شده
از دوران هخامنشيان است كه حدود سالهاي 1877 و 1880 ميلادي نزديك محل تخت كواد
(قباد) به دست آمده است. «تخت
كواد» با ويرانههايي در حدود يك كيلومتر مربع، در واقع يكي از دو قلعه نظامي مهم
در ساحل شمالي آمودريا (رود بزرگي كه از كوههاي پامير سرچشمه گرفته و به درياي
آرال ميريزد) بوده كه در آن زمان بخشي از شاهنشاهي پهناور هخامنشي به شمار ميرفته
است. مجسمه زرين ماهي قرمز موزه بريتانيا در سال 2004 از سوي اين موزه در نمايشگاهي
با موضوع «نوروز و هفتسين» به نمايش گذاشته شد.
تنديسك ماهي
قرمز به سبك ايلامي
نمونه ديگر،
تنديسك نقرهاي به سبك ايلامي متعلق به سالهاي 600 تا 900 پيش از ميلاد است كه
نشان ميدهد ايلاميها نيز با «Gold fish»
آشنايي داشتهاند. ماهي
در هنر ايلامي نمادي از آب و خداي آب و گاه نشاني از نزديكي به آب است و در هر صورت
ارتباطي با آب و دريا دارد. در مورد اين مجسمه ميتوان احتمال داد كه با ائا
(Ea) يكي از
خدايان سومريان در بينالنهرين يا ميانرودان كه خداي درياها و آبها است، رابطه
دارد چون آب سمبل خداي ائا است. اين سمبل متشكل از چند رديف جريان آب موجدار است و
اغلب در موجهاي آب تعدادي ماهي ديده ميشود. ارتباط بين ايلام و بينالنهرين باعث
تبلور اعتقادات بينالنهرين در هنر ايلام است و بر اين اساس خداي درياها و آبها در
بينالنهرين كه يكي از سمبلهاي آن ماهي است در نقش برجستههاي ايلام يافت شده.
نقش ماهي بر ظروف
فلزي ساساني
نمونههاي ديگري
از نقش ماهي بر آثار تاريخي ايران را ميتوان بر ظروف فلزي مربوط به دوره ساساني
ديد كه در آنها ماهي يا دو ماهي به عنوان نماد زندگي در درون آب به كار نگهباني از
ريشههاي درخت زندگي كه در آب ريشه دوانده است، مشغول هستند. ارتباط نقش شير و گاو
نيز با فلسفه نوروز قابل توجه است.
نمونههاي ديگر،
نقش ماهي روي سكههاي فلوس دوران صفوي است. كه به نظر اين نگارنده به آيين نوروزي
«طلب سلطاني» در دوره صفوي ارتباط دارد كه دراويش عجم به هنگام نوروز مقابل كاخ شاه
به طلب مينشستند و اين كار را «طلب سلطاني» ميناميدند. البته بيمهري با گونههاي
مختلف جانوري به عنوان گنجينههاي ارزشمند ژنتيكي در ايران با ماهي قرمز آغاز نشده
و سابقه دارد.
چنانكه امروز ديگر كمتر
نامي از اسب ايراني يا گربه ايراني يا سگ ايراني در ميان است و مردم ديگر ملتها
اين جانوران ارزشمند را از خانه اصليشان در ايران بيرون بردهاند و با پرورش، آنها
را به نام خود كردهاند. اسب ايراني (Persian Horse)
كه در منطقه كوههاي
زاگرس پرورش يافته بود از غرب ايران به ميانرودان و سپس عربستان و ديگر كشورهاي
عربي برده شد و به خاطر بيتوجهي ايرانيان، به اسب عرب معروف شد. اسبچه ايراني يا
اسبچه كاسپيان كه اسب كوچك كرانههاي درياي مازندران است و با پيشينهاي نزديك به
سه هزار سال پيش از ميلاد مسيح، نياي بسياري از اسبان جهان است و در بسياري از
سنگنگارههاي تاريخي ايران نقش شده است، تنها نزديك به چهار دهه است كه مورد
شناسايي قرار گرفته است و به دليل بيتوجهي ايرانيان به نام قوم مهاجم خزر «اسبچه
خزر» نام نهاده شده است. گربه ايراني يا (Persian Cat)
كه يكي از
كهنترين و مشهورترين نژادهاي مو بلند گربه است و در همه جاي دنيا به نام
خاستگاهاش ايران شناخته ميشود در سال
۱۶۲۰
ميلادي توسط «پيترو دلا واله» به ايتاليا و فرانسه و پس از آن به انگلستان برده شد
و امروز در ايران مورد بيمهري قرار گرفته است و كمتر ديده ميشود.
سگ ايراني يا سگ
سالوكي (SALUKI)
كه يكي از اصيلترين
نژادهاي سگ ايراني در جهان است به دليل بيتوجهي ايرانيان به اهميت سگ در دوره پس
از اسلام، در ديگر كشورها پرورش داده ميشود و در ايران مورد بيمهري قرار ميگيرد
و اما اين بيمهري با گونههاي ارزشمند جانوري كه از ديرباز در ايران پرورش
يافتهاند و از اينجا به همه جاي جهان رفتهاند، همچنان ادامه دارد و امروز با ماهي
قرمز كه يكي از جذابيتهاي آيينهاي نوروزي به شمار ميرود، در ستيز هستيم و چنين
ميكنيم.
*دامپزشک وعضو
انجمن حمایت از حیوانات اصفهان
++++++++
فیلم فرهادی چهار جایزه دیگر را هم برد
فیلم سینمایی
«جدایی نادر از سیمین» 4 جایزه بهترین فیلم، بهترین کارگردان، بهترین فیلمنامه و
بهترین تدوین ششمین دوره مراسم اهدای جوایز «فیلم
آسیایی» را به خود اختصاص داد.
همزمان با
برگزاری ششمین دوره مراسم اهدای جوایز «فیلم آسیایی» (Asian
Film Awards) در
بعد از ظهر روز دوشنبه؛ 29 اسفند (19 مارس 2012) در هنگ کنگ، فیلم سینمایی «جدایی
نادر از سیمین» توانست جایزه بهترین فیلم این مراسم سالیانه را به خود اختصاص دهد.
بنابر گزارش
پایگاه اطلاع رسانی هالیوود ریپورتر، «جدایی نادر از سیمین» برای دریافت جایزه
بهترین فیلم این دوره از مراسم اهدای جوایز «فیلم آسیایی» با دیگر آثار برجسته
آسیایی مانند «کارت پستال» (Postcard)
از ژاپن، «گل های جنگ»
(The Flowers of War)
از چین، «شمشیرهای پرنده
دروازه اژدها» (The Flying Swords Of Dragon Gate)
از هنگ کنگ و چین،
«جنگجویان رنگین کمان:
صدیق بل»
(Warriors of the Rainbow: Seediq Bale)
از تایوان و «ما دو بار
زندگی نمی کنیم» (You Don`t Get Life a Second Time)
از هند به رقابت پرداخت.
همچنین اصغر
فرهادی نیز برای ساخت فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» توانست 2 جایزه بهترین
کارگردان و بهترین فیلمنامه این مراسم سالیانه را از آن خود کند.
تدی سوئریاتماجا،
برای ساخت «مرد دوست داشتنی» (Lovely Man)
از اندونزی/ سونو سیون،
برای ساخت «گناه عشق» (Guilty of Romance)
از ژاپن/ تسویی هارک،
برای ساخت «شمشیرهای پرنده دروازه اژدها» از هنگ کنگ و چین/ وی ته شنگ، برای ساخت
«جنگجویان رنگین کمان: صدیق بل» از تایوان/ ژانگ ییمو، برای ساخت «گل های جنگ» از
چین دیگر نامزدهای بخش بهترین کارگردان ششمین دوره مراسم اهدای جوایز «فیلم آسیایی»
بودند.
بخش بهترین
فیلمنامه این دوره از مراسم اهدای جوایز «فیلم آسیایی» نیز شاهد حضور کانتو شیندو،
برای نوشتن فیلمنامه «کارت پستال»/ لیو هنگ و یان گلینگ، برای نوشتن فیلمنامه «گل
های جنگ»/ آلان مک و فلیکس چونگ، برای نوستن فیلمنامه قسمت دوم «فراتر از شنود»
((Overheard 2/
کریس مارتینز، برای نوشتن فیلمنامه «زنی در مخزن» (The
Woman in the Septic Tank)
بود.
هایده صفییاری
نیز برای تدوین فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین»، جایزه بهترین تدوین ششمین دوره
این مراسم سالیانه را به خانه برد.
کاران پانگ، برای
تدوین قسمت دوم «فراتر از شنود»/ نلی کوتیر، برای تدوین «یازده گل» (11
Flowers)/ آناند
سوبایا، برای تدوین «ما دو بار زندگی نمی کنیم»/ تانگ من تو، برای «انتقام سفید»
(White Vengeance)،
رقیبان هایده صفییاری برای دریافت جایزه بهترین تدوین بودند.
لیلا حاتمی نیز
برای ایفای نقش در فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» نامزد دریافت جایزه بهترین
بازیگر نقش اول زن شده بود، اما در این بخش دنی ییپ برای بازی در فیلم سینمایی «یک
زندگی ساده» (A Simple Life)
موفق به دریافت جایزه
بهترین بازیگر نقش اول زن این مراسم سالیانه شد.
ویدیا بالان،
برای بازی در «تصویر کثیف» ( The Dirty Picture)/
میشل چن، برای بازی در
«تو سیب چشم من هستی» (You Are the Apple of My Eye)/
اکوینو دومیگو،
برای بازی در «زنی در مخزن» دیگز نامزدهای بخش بهترین بازیگر نقش اول زن ششمین دوره
این مراسم سالیانه بودند.
«جدایی نادر از
سیمین»
چندی پیش توانست با شکست
رقیبان برجسته ای مانند «سرسخت» (Bullhead)
به کارگردانی ماسکل آر
از بلژیک/ «پاورقی» (Footnote)
به کارگردانی ژوزف سدار
از رژیم صهیونیستی/ «در تاریکی» (In Darkness)
به کارگردانی آگنیشکا
هولاند از لهستان/ «آقای لاژار» (Monsieur Lazhar)
به کارگردانس فیلیپ
فالاردو از کانادا، توانست جایزه اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان هشتاد و
چهارمین دوره مراسم آکادمی اسکار را به خود اختصاص دهد.
اصغر فرهادی نیز
برای نگارش فیلمنامه «جدایی نادر از سیمین» در بخش بهترین فیلمنامه غیراقتباسی این
دوره از مراسم آکادمی اسکار نامزد دریافت جایزه شده بود که در نهایت موفق به دریافت
این جایزه نشد.
فیلم سینمایی
«جدایی نادر از سیمین» که توانست در نخستین حضور خود در عرصه بین المللی در زمستان
سال گذشته، جایزه خرس طلایی بهترین فیلم و خرس نقره ای بهترین بازیگر مرد و زن شصت
و یکمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم برلین را دریافت کند، در ماه گذشته جوایز
بهترین فیلم سی و هفتمین دوره مراسم اهدای جوایز فرانسوی «سزار»
(Cesar awards)و
مراسم اهدای جوایز «اسپیریت» (Spirit Awards)
را از آن خود کرد.
همچنین «جدایی
نادر از سیمین» که بازیگرانی مانند لیلا حاتمی، پیمان معادی، شهاب حسینی، ساره
بیات، سارینا فرهادی، بابک کریمی و مریلا زارعی در این فیلم درام ایفای نقش کرده
اند، پیش از این نیز توانست 4 سیمرغ بلورین بهترین صدابرداری (محمود سماک باشی)،
بهترین فیلمبرداری (محمود کلاری)، بهترین فیلمنامه (اصغر فرهادی) و بهترین
کارگردانی (اصغر فرهادی) بیست و نهمین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر را از آن
خود کند.
«جدایی نادر از
سیمین» که نامزد دریافت بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان این دوره از مراسم اهدای جوایز
«بفتا» نیز شده بود، نتوانست این جایزه را از آن خود کند، اما جدیدترین ساخته اصغر
فرهادی جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان شصت و نهمین دوره مراسم اهدای جوایز
«گلدن گلوب» را به خود اختصاص داد.
جدیدترین ساخته
اصغر فرهادی در یک سال گذشته نیز توانسته جوایز بهترین فیلم جشنواره ها، مراسم ها و
انجمن های مهم و معتبر دنیا مانند «اسکرین آسیا پاسیفیک» (Asia
Pacific Screen Awards)،
مراسم اهدای جوایز «فیلم مستقل بریتانیایی» (British
Independent Film Awards)،
«انجمن
منتقدان مطبوعاتی» (Broadcast Film Critics Association
Awards)،
«انجمن
منتقدان فیلم شیکاگو» (Chicago Film Critics Association
Awards)،
«انجمن
منتقدان فیلم لندن» (London Critics Circle Film Awards)،
«جشنواره
بین المللی فیلم سیدنی» (Sydney Film Festival)
را دریافت کند.
اصغر فرهادی
نیز برای ساخت فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» در این دوره از جشنواره فیلم
ابوظبی جایزه بهترین فیلمساز سال خاورمیانه را دریافت کرد.
دنی دومارا نیز
برای ایفای نقش در فیلم سینمایی «مرد دوستداشتنی» (Lovely
Man) جایزه
بهترین بازیگر نقش اول مرد این دوره از مراسم اهدای جوایز «فیلم آسیایی» را از آن
خود کرد.
چن کان، برای
بازی در «شمشیرهای پرنده دروازه اژدها»/ اندی لو، برای بازی در
«یک
زندگی ساده»/ پارک هائه ایل، برای بازی در «جنگ پیکان ها»
(War of the Arrows)/
یاکوشی کوجی، برای بازی
در «شرح حال مادرم» (Chronicle of My Mother)
دیگر نامزدهای بخش
بهترین بازیگر نقش اول مرد این مراسم سالیانه بودند.
لاورنس کو نیز
برای بازی در فیلم سینمایی «بپر آشین» (Jump ! Ashin)
موفق به دریافت
جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد این مراسم آسیایی شد.
اومین بویا، برای
بازی در «جنگجویان رنگین کمان: صدیق بل»/
ایتا، برای بازی در «مرگ
سامورایی» (Death of a Samurai)/
لی جو هون، برای بازی در
«خط مقدم» (The Front Line)/
ماریو ماورر، برای بازی
در «تخطی» (Outrage)دیگر
نامزدهای بخش بهترین بازیگر نقش مکمل مرد این دوره از مراسم
«فیلم
آسیایی» بودند.
جایزه بهترین
بازیگر نقش مکمل زن ششمین دوره مراسم اهدای جوایز «فیلم آسیایی» نیز به شاماین
بوئنکامینو اهدا شد.
بوئنکامینو در فیلم
سینمایی در «نینو» (Nino)
ایفای نقش کرده است.
گوی لون می، برای
بازی در «شمشیرهای پرنده دروازه اژدها»/ کریس هاروانگ، برای بازی در «ضربه سر»
(Headshot)/
میتسوشیما هاکاری، برای بازی در «مرگ سامورایی»، یان نی، برای بازی در «یازده گل»
دیگر نامزدهای بخش بهترین بازیگر نقش مکمل زن این مراسم سالیانه آسیایی بودند.
آفتاب
همچنین برگزیدگان
دیگر بخش های ششمین دوره مراسم اهدای جوایز «فیلم آسیایی» به شرح زیر است:
بهترین جلوه های
ویژه: ووک کیم، جاش کول و فرنکی چانگ، برای «شمشیرهای پرنده دروازه اژدها»
بهترین طراحی
لباس: یی چانگ من و لای هساون وو، برای «شمشیرهای پرنده دروازه اژدها»
بهترین
فیلمبرداری: جیک پولاک و لای یی فای، برای «Wu Xia»
بهترین طراحی
صحنه: یی چانگ من و سان لی، برای «Wu Xia»
بهترین بازیگر
نوظهور: نی نی، برای بازی در «گل های جنگ»
به گزارش سینما
پرس،جایزه پرفروش ترین فیلم آسیایی سال 2011 میلادی نیز به فیلم سینمایی «اجازه بده
گلوله ها پرواز کنند» (Let the Bullets Fly)
اهدا شد. «اجازه بده
گلوله ها پرواز کنند» فروشی برابر با 110 میلیون دلار را در سال گذشته میلادی برای
خود رقم زده است.
::::::::::::
استراتژی بازنده بر علیه ایران – تحریم ها به جنگ می انجامند
گری سیک
اگرجنگی با ایران درگیرد، همه بازنده خواهند بود. البته برخی براین باورند که می توانند خود را از اثرات بسیارمرگبار کوتاه مدت [آن] برکنار بدارند و پندار ایشان شاید درست باشد. اما در درازمدت هزینه های سیاسی، اقتصادی و راهبردی برای سراسردنیا هنگفتگری سیک وغیرقابل اجتناب خواهد بود.
کمترکسی است که مایل به جدل درباره این موضوع باشد که یک ایران بدون سلاح هسته ای برایران با آن ارجحیت دارد. حتی ایران [هم دراین مورد] توافق دارد. این کشور که عضو پیمان عدم گسترش سلاح هسته ای (NPT) باقی مانده، بازرسی از سایت های اصلی هسته ای خود توسط آژانس بین المللی انرژی اتمی را می پذیرد و رهبرانش بطورمداوم اعلام می کنند که داشتن، تولید یا استفاده از سلاح های هسته ای برخلاف اسلام است. اززمان شاه، ایران پشتیبان یک منطقه عاری ازسلاح های هسته ای درخاورمیانه بوده است. مدیراطلاعات ملی امریکا تأیید می کند که ایران تصمیمی برای ساخت بمب نگرفته و می توان باورداشت که [اگربگیرد] چنین تصمیمی سریعا ردیابی شود(١).
اما ماجرای هسته ای ایران انحراف ها و تناقض هایی دارد که اعتماد آفرین نیست. و سخنان فتنه انگیز رهبران ایران برسوء ظن ها می افزاید. پرسش این است که چه باید کرد.
طرزفکرعامه پسندی وجود دارد که براین پافشاری می کند که اجبارو اضطرارمی تواند ایران را به تغییرمسیرترغیب کند. دراین مورد، اجبار و اضطرار به شکل سرعت بخشیدن به تحریم های دوجانبه و بین المللی درآمده است. این راهکاربصورت جدی درنیمه دهه ١٩٩٠ دردوره بیل کلینتون آغاز و باشدت دردولت های جرج دبلیو بوش و باراک اوباما دنبال شد(١). درآغاز دولت های اروپایی از پیوستن به آن اکراه داشتند، ولی درسال های اخیر فرانسه و انگلستان به به صف اول دفاع ازتحریم های سختگیرانه پیوسته اند.
هنگامی که تحریم ها آغازشدند، ایران برنامه هسته ای در مراحل ابتدائی، بدون حتی یک سانتریفوژ قادر به غنی سازی اورانیوم بود. امروز، ١۶ سال پس ازتحریم های هرچه شدیدتر، آژانس بین المللی انرژی اتمی گزارش می دهد که ایران دارای یک برنامه اساسی هسته ای با حدود ٨ هزار سانتریفوژ درحال کار دردوسایت عمده، وذخیره حدود ۵ تن اورانیوم غنی شده با غلظت کم است. این امر گواه یک راهکارشکست خورده است.
واکنش این بوده که تحریم ها تاجایی افزایش یابند که عملا قابلیت ایران در فروش فرآورده های نفتی را ازبین ببرند واین کشور را از بیش از ۵٠ درصد ازدرآمدش محروم سازند. این معادل محاصره نظامی بنادرنفتی ایران و یک اقدام جنگی است. چنین مجازات هایی، که بنا بوده جایگزین جنگ باشند، تدریجا تا جایی افزایش یافته اند که به یک جنگ واقعی اقتصادی بدل شده اند. تحریم های بانکی و نفتی ایران بطور کامل تا نیمه سال ٢٠١٢ اعمال می شوند و بدین ترتیب یک جنگ اعلام نشده آغاز می گردد. کسی نمی تواند اطمینان داشته باشد که ایران چگونه به این تهاجم پاسخ خواهد داد، اما باورش دشواراست که پاسخ، تسلیم فروتنانه یا دست روی دست گذاشتن باشد.
ایران چه می تواند بکند؟
راهکارغرب برپایه این فرض ناگفته بناشده که در عمل ایران نمی تواند بطورموثر مقابله به مثل کند. ظاهرا همین باور است که باعث می شود که بعضی محافلی که جنگ اعلام نشده علیه ایران را رهبری می کنند به اعمالی نظیر ترور دانشمندان ایرانی و یا اشاعه ویروس اینترنتی استاکس نت(Stuxnet)برای خرابکاری در روند غنی سازی دست یازند(٢). ایالات متحده نیز تائید کرده که هواپیماهای بدون سرنشین را به آسمان ایران فرستاده است که لااقل دو فروند از آنها سرنگون شده و یک فروند نیز تقریبا سالم به دست ایران افتاده است. بی شک می توان به کمک هائی خارجی برای تقویت و تحریک جریان های جدائی طلب در بلوچستان، خوزستان ، کردستان و آذربایجان ایران نیزاشاره کرد. و احتمالا اسرائیل بنام سازمان سیا، عواملی را در بلوچستان جذب کرده است(٣).
همه اینها در اسراییل، ایالات متحده وبرخی پایتخت های اروپایی باحسن ظن و نوعی رضایت خاطر دیده می شوند. سیاست غرب همانگونه که گفته شد براساس فرضی ناگفته برآنست که گویا ایران توان پاسخگوئی جدی به تحریم های مالی و تهدیدها علیه امنیت اش را ندارد.هیچکدام از کشورهائی که این فشارها را به ایران وارد می کنند هرگزچنین اعمالی را در مورد خودشان تحمل نمی کردند. پس چه راهی برای ایران باقی می ماند ؟ ایران، حتی برای نزدیک ترین همسایه هایش نیز تهدید نظامی بزرگی نیست بودجه نظامی ایران نه فقط بخش بسیارکوچکی ازبودجه نظامی ایالات متحده و ناتو، بلکه حتی کمتر از هزینه های مرکب نظامی شورای همکاری خلیج فارس ، ۶ همسایه عربش است(۴). ایران توسط نیروهای ایالات متحده و ناتو، بواسطه زنجیره ای ازپایگاه ها ونیروهای دریایی، محاصره شده است. ایران عمیقا از ضعف های نسبی اش آگاه واز مقابله های نظامی مستقیم پرهیزکرده است.
درعوض، ایران بطورسنگین دریک ساختارقدرتمند اما نسبتا ارزان دفاعی سرمایه گذاری کرده که هراشغالگر بالقوه ای را با هزینه های بسیار هنگفت رودررو می کند. [ایران] همچنین سال های بسیاری را صرف تکامل فنون جنگ نامتقارن، مانند جنگ های چریکی درخشکی و بکارگیری قایق های تندرو دردریا، کرده که موجب سردرگمی وشاید غلبه برکشتی های بسیار بزرگترمی شوند. ایران [تولید] انواعی ازموشک های کروز را توسعه بخشیده که بطورنسبی سلاح هایی ساده هستند اما هنگامی که بصورت انبوه علیه یک هدف بزرگ استفاده شوند می توانند بسیارموثرباشند.
رقابت درفضای مجازی
جنگ مجازی حوزه دیگری از تخصص ایرانی هاست. به خلاف دستگاه های بزرگ نظامی، اینترنت بطورنسبی یک زمین بازی همواراست و ایران پیش ازاین مهارت خود را دراین محیط نشان داده است. درقلع وقمع و سرکوب مردم خود در اعتراض به انتخابات سال ٢٠٠٩، ایران قابلیت خود را درکنترل فضای مجازی نشان داد. برخلاف کشورهای گوناگون عرب که اعتراض های انبوهی را درسال گذشته تجربه کردند، ایران توانست بطورگزینشی بخشی از اینترنت را قطع کند و جلوی استفاده از فیسبوک و توییتر و ارسال پیام را بدون واردشدن خسارت عمده به بازرگانی خود بگیرد. ایران همچنین موفق شد به رسانه های اجتماعی رسوخ کند و از آنان برای شناسایی رهبران بالقوه مخالفان استفاده نماید و از گفته ها و اعمالشان برای پیگرد آنان بهره ببرد.
ایران دارای شماربالایی از مهندسان جوان وخبره فناوری اطلاعات است که آنها را دریک ارتش سایبری نیمه مخفی جای داده. تاکنون، این نیرو [قابلیت] خود را درسرکوب داخلی نشان داده است. این [نیرو] می تواند به آسانی تبدیل به سلاحی برای پاسخ دادن به دشمنان ایران شود. اخیرا بانکی اسراییلی موردحمله یک هکر قرارگرفت که ادعا می کرد اهل عربستان سعودی است. هزاران حساب کارت اعتباری اسراییلی ها درمعرض دیدعام قرارگرفت. سپس، حمله های سایبری علیه بازارسهام اسراییل و خطوط هواپیمایی ال عال انجام شد. آیا اوکس عمر (هکر) براستی یک شهروند عرب سعودی بود؟ آیا ایران می تواند همین کار را بکند؟ آیا شما هرگزمی توانید مطمئن باشید که چه کسی دراینترنت به شما حمله می کند و چرا؟
کارشناسان امنیت اینترنت بطور دردناکی آگاهی دارند که به نحوی مجازی همه سیستم ها ازسد گرفته تا کارخانه ها، ازضایعات دستگاه های مصرفی تا سیم های برق وابسته به کنترل رایانه ای هستند واین کنترل ها غالبا خیلی کم از اینترنت جدا می باشند. همچنین، برنامه های موذی و مضرمی توانند از بیرون وارد شوند، مانند ویروس استاکس نت که علیه ایران به کارگرفته شد. فزون براین، مانند استاکس نت، غالبا گفتن این که چه کسی حمله را انجام داده غیرممکن است. ویژگی اینترنت فقط آن نیست که برای هر مخالف مصمم و زیرک قابل دسترسی است بلکه این خاصیت را نیز دارد که رد پای کم رنگی برجای می گذارد.
سلاح کشتارجمعی ایران
با این حال، مهم ترین سلاح ایران قایق های تندرو یا جنگ سایبری نیست. چه برسد به سلاح هسته ای که هنوز وجود ندارد. سلاح کشتارجمعی ایران اقتصادی، و مشخصا بهای نفت است و برای استفاده ازاین سلاح ایران نیاز به بستن تنگه هرمزندارد.
اگرهمه تحریم های بین المللی با موفقیت انجام شوند، ازنیمه سال ٢٠١٢ احتمالا حدود ٢ میلیون بشکه نفت ایران از بازار محو خواهد شد. عربستان سعودی خبرداده که تولیدش را برای جبران این کاستی افزایش خواهد داد. ایالات متحده و دیگران می توانند ذخایرراهبردی خود را درصورت لزوم بگشایند تا کم و کسری تاحدودی رفع و رجوع شود. به علاوه، تولید لیبی به مدار بازمی گردد واین می تواند کمک باشد. بسیاری ازکشورها ذخایر راهبردی دارند که می توانند برای پرکردن شکاف گشوده شوند.
با این همه، اروپا به تنهایی ناگزیراست ۶٠٠ هزار بشکه واردات خود از ایران را جایگزین کند و بخش بزرگی ازاین تقاضا مربوط به سه کشور اروپایی است که ازنظراقتصادی آسیب پذیرند: یونان، ایتالیا و اسپانیا. واردات آنان از ایران درحال حاضر برمبنای توافق های تهاتری و بطور نسبی ارزان وقراردادهای بلند مدت هستند که جایگزین کردن آنها با قیمت و کیفیت مشابه دشواراست. قراردادهای جدید پس از مذاکرات باید منعقد شوند، تأمین کنندگان تازه به کاربپردازند و پالایشگاه ها خود را [با نفت جایگزین شده] تطبیق دهند.
آیا این تغییرات بدون یک افزایش معنادار در قیمت نفت، بی عیب ونقص عملی خواهند شد؟ درآغاز ژانویه، درپی تبادل تهدیدها بین ایران و ایالات متحده درباره تنگه هرمز، بهای نفت بیش از ۶ درصد افزایش یافت و پس از آن دراین قیمت بالا باقی ماند. این امر بدون شلیک یک گلوله یا اعمال هرگونه تحریم جدید بود. چنانکه همه می دانند، افزایش های بهای نفت اثرخود را براقتصاد جهانی می گذارد و تأثیرآن نه فقط بربهای ازنظر سیاسی حساس بنزین، بلکه غیرمستقیم برهرچیزی که ساخته یا جابه جا می شود، مشهود خواهد بود.
این سناریو را برای ۴ ماه دیگر تصورکنید: ازآنجا که دنیا درتلاش جایگزینی نفت ایران است، و ازآنجا که ایران بطورتزایدی درنگهداری سطح درآمد خود به ارزش عادی آن دچارمشکل است، بازارنفت درلبه [بحران] قرار گرفته وگرایش به بالا رفتن قیمت دارد. درست درهمان زمان انفجارهای غیرمنتظره ای درخطوط لوله نفت و بنادر نفتی جنوب عراق رخ می دهد که یک میلیون بشکه دیگر را از بازارخارج می کند. همزمان، اختلالات مرموزی درچندین پالایشگاه عربستان سعودی و کویت و عملیات تحویل نفت در امارات متحده عربی بخاطرمشکلات فنی غیرقابل پیش بینی رخ می دهند که می توانند ناشی از کنترل رایانه ای یا شاید خرابکاری باشند. رویهم رفته، چندین میلیون بشکه نفت دیگر بطورموقت از بازار کنار می روند.
اینها همه مشکلات موقتی هستند که می توانند حل شوند، اما این غیرممکن است که پیش بینی شود قیمت نفت تاچه حد بالا خواهد رفت و تاچه زمانی درآن حد خواهد ماند. بویژه اگررویدادهای غیرمنتظره به پیچیده ترکردن تصویرادامه دهند. واگرایی ها برای اقتصاد جهانی که تازه داشت به سوی فاصله گرفتن از رکود بزرگ می رفت، کاملا جدی خواهند بود.
تجزیه و تحلیل هزینه – سود
هدف ازاین گمانه زنی تأکید براین است که تحریم های «فلج کننده» نه فقط برایران اثرمی گذارند، بلکه می توانند عوارض جدی برای بقیه دنیا داشته باشند. یک راهکارعملی و روشن وبا اهداف قابل دسترسی می تواند ارزش چنین ریسکی را داشته باشد.
اما دراین مورد هدف چیست؟ اگراین است که ایران تسلیم شود و همه برنامه غنی کردن اورانیوم خود را حذف کند، هرکسی باحداقل آشنایی درباره ایران می تواند بگوید که چنین هدفی باطل است. چنین چیزی صرف نظرازاین که چه کسی درتهران حکومت کند، رخ نخواهد داد.
اگرهدف بازگرداندن ایران به میزمذاکره باشد، ایران بیش از یک سال است که سیگنال هایی می فرستد که مایل به تعهد به مذاکره بدون پیش شرط( مانند این که تنها نتیجه مذاکرات باید این باشد که چرخه کامل سوخت اتمی برچیده شود) است. این چیزی است که قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل خواستارآنند و همان واژگان درآخرین نامه کاترین اشتون به ایران نیز آمده است(۵). [گذاشتن پیش شرط] عیب و نقص اساسی درراهبرد غرب بود و به این خاطراست که ما خود را دروضعیت خطرناک کنونی می یابیم.
با این حال، اگرقصد این دوره از تحریم ها فقط تنبیه ایران به امید واداشتن آن به جنگ باشد، به هدف رسیده ایم و این اتفاق خواهد افتاد. اما این کار تهدید بالقوه هسته ای ایران را حل نمی کند. برعکس، احتمال بدترشدن وضعیت و تقویت [موضع] دولت افراطی کنونی ایران درنفی جامعه بین المللی وجود دارد.
واقعیت این است که جنگ اقتصادی با عواقب نامشخص اما وخیم براه افتاده است، زیرا ایران می تواند زمانی درآینده تصمیم بگیرد که از دانش هسته ای سخت به دست آمده اش، برای ساخت یک سلاح استفاده کند. آنچه که دانستن آن به ندرت اعلام شده این است که جنگ مستقیم یاغیرمستقیم با ایران احتمال افزایش قاطعیت درساخت یک چرخه کامل سوخت و درصورت امکان گسترش آن به یک سلاح را زیاد می کند.
همه آنهایی که در این راهکار به بن بست رسیده درگیرهستند باید توقف کنند، نفسی عمیق بکشند و درباره عواقب بیندیشند. درروز پس از آن که این تحریم های فوق العاده ایران را به مرز ویران سازی بکشانند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ این پرسشی است که شهروندان درهمه جا پس از آنکه بحران آغازشود از رهبران خود خواهند کرد. خردمندانه این است که رهبران ما اکنون این پرسش را بکنند. مترجم: شهباز نخعی
گری سیک: مشاور سابق رئیس جمهور کارتر و نویسنده کتاب October Surprise : America’s Hostages in Iran and the Election of Ronald Reagan, I.B. Tauris, Londres, 1991.
منبع: لوموند دیپلوماتیک
پاورقی ها:
١- « Tempête sur l’Iran », Manière de voir, n° ۹۳, juin-juillet 2007.
٢- مقاله « حمله سیبری برعلیه ایران» مارس ٢٠١١ http://ir.mondediplo.com/article166…
٣- مقاله «اسرائیل کی به ایران حمله می کند ؟ دو سال پیش ….» منشر شده در وبلاگ لوموند دیپلماتیک و سایت فارسی http://ir.mondediplo.com/article177…
۴- بودجه نظامی عربستان سعودی ۴۵ میلیارد دلار ، کویت ۴،۶ میلیارد است و بودجه نظامی ایران ٩ میلیارد تخمین زده می شود.
۵- Peter Jenkins, « The Latest Offer To Iran Of Nuclear Talks: Don’t Hold Your Breath », www.lobelog.com/, 30 janvier 2012
وام می دهيم، گاز ببرند
رضا زندی
"شبهقارهنشينان"هم
بازي را ياد گرفتهاند.
فشار آمريكا را «علني»
ميكنند
و از ايران «امتياز» ميگيرند.
به تهران «نزديك» ميشوند
تا قراردادهايشان با واشنگتن را «امضا» كنند. حكايت بازيكنان چيني و روسي هم در اين
ميدان «مثنوي هفتادمن» است. ما «كجا» ايستادهايم؟
1- در بحبوحه خبرهاي انتخاباتي مجلس، خبر اعطاي وام 250ميليوندلاري تهران به اسلامآباد، براي احداث خط لوله انتقال گاز ايران در خاك پاكستان، «فيد» شد. خط لولهاي كه اولين تفاهمنامهاش در سال 1381 با هنديها امضا شد. با خروج مهاراجهها از اين قرارداد، حالا پاكستانيها بايد تا 2014 آن را در داخل خاك خود بسازند. مقامات پاكستاني بعد از كلي اهمال، در يكي، دو ماه گذشته آنقدر با «خبر» فشار آمريكا براي لغو اين قرارداد بازي كردند تا امضاي وام 250ميليون دلاري را از ايران گرفتند. «وام» ميدهيم تا «گاز» بگيرند!
2- اواسط هفته گذشته وزارت نفت پاكستان در بيانيهاي اعلام كرد: «سرپرست چيني كنسرسيوم ارايه خدمات مشاورهاي براي احداث خط لوله انتقال گاز ايران به پاكستان، از معاهده كنار كشيده و حاضر به امضاي نهايي قرارداد نشده است.» و بعد هم اذعان كرد: «با توجه به عدم تمايل بانك توسعه و تجارت چين و «حبيب بانك»، ممكن است گزينههاي ديگر مورد بررسي قرار گيرد.» اين درحالي است كه قول وام 250ميليون دلاري ايران را در جيب گذاشتهاند. آيا پاكستان از گشادهدستي ايران طماع شده و امتيازات بيشتري ميخواهد؟!
3- ماجراهاي قرارداد انتقال گاز ايران به شبهقاره كه زماني «خط لوله صلح»! ناميده ميشد، چه وقت به پايان خواهد رسيد؟ هنوز هنديها را فراموش نكردهايم. چنان با اين «خط» بازي كردند و آنقدر به تهران آمدند و رفتند تا قرارداد هستهايشان را با آمريكا به امضا رساندند بعد هم به بهانه مناقشه با پاكستان و اختلافنظر بر سر حق تزانزيت از مذاكرات كنار كشيدند.
4-
شركت آلماني- اتريشي
«آي.ال.اف»
پيش از اين اعلام كرده بود كه براي تكميل خط لوله گاز در خاك پاكستان خدمات مشاورهاي
و طراحي ميدهد.
دولت پاكستان به اين شركت پيشنهاد كرده تا در ازاي «250ميليون دلار»، عمليات لولهگذاري
را هم انجام دهد. سوال بزرگ اينجاست كه چرا ايران بايد هزينه اين خط را در خاك
پاكستان بدهد؛ پاكستاني كه باوجود انعقاد قرارداد 500ميليون
فوت مكعبي با قطر، هنوز نياز به گاز دارد.
5- قرارداد
انتقال گاز ايران به پاكستان، در بحبوحه انتخابات سال 84 امضا شد. براساس اين
قرارداد و از فروردين سال 93 ايران بايد روزانه 21ميليون و
500هزار مترمكعب
و سالانه 8/7ميليارد مترمكعب گاز به پاكستان صادر كند.
همين كه ايران،
پاكستان را از طريق خط لوله، به بزرگترين
مخزن گازي دنيا وصل ميكند
امتياز بزرگي به اين كشور داده است.
6- مقابله با «ابعاد تحريم» قابل درك است اما اگر خارجيها بدانند كه فشاري از سوي افكارعمومي ايران متوجه «پشت ميزنشينان» نيست، زيادهخواهي ميكنند. مگر تجربهها را نداشتهايم؟! اين رسم ديپلماسي است. پس به سود منافع كشور است كه مذاكرهكنندگان پاسخگوي افكارعمومي باشند.
6- مقامات دولتي
با كدام منطق در اين شرايط سخت اقتصادي كه گرفتن دلارهاي نفتي هم دشوار شده است
250ميليون دلار وام به پاكستان دادهاند؟
حتي اگر توجيه كنيم كه منافعمان
در اجراي به موقع اين پروژه است چرا بايد تعهدات پاكستانيها
را ما انجام دهيم؟!
7- به گفته وزير نفت پاكستان، ايران موافقت كرده تا 80هزار بشكه نفت هم به اسلامآباد بفروشد. در اينباره نظري نميدهيم تا قيمت فروش نفت، نحوه پرداخت پول آن و شرايط معامله روشن شود.شرق
سال اعتماد بهاری
مهسا امرآبادی
روزهاي آخر سال براي همه ما كه بر اساس سنتي مالوف نوروز را به جشن مينشينيم و سال نو را به انتظار ميكشيم، روزهاي عجله و انتظار است؛ عجله براي به پايان رساندن كارهاي نيمهتمام سالي كه در حال رفتن است و انتظار براي رسيدن بهار سالي كه قرار است با ساز و دهل تحويل شود. دورهمنشيني سفره هفتسين ايراني هم خاطرهيي ماندگار است كه هر يك از ما با تصويري ثابت در ذهن خويش و با يادآوري لحظهيي شيرين آن را به ياد ميآوريم. تصوير ذهن من اما از لحظه تحويل سال كنارهمنشيني خانوادگي در گيلان و گوش دادن به فال حافظ است. هريك از اهالي حاضر بر گرد سفره هفتسين نيت خالصانهيي داشتند و همسرم وظيفه داشت ديوان خواجه لسانالغيب را بگشايد و غزل را زمزمه كند.
غبار غم برود حال خوش شود حافظ
تو آب ديده از اين رهگذر دريغ مدار
اين بيت هنوز هم در گوشم زنگ ميزند و روزهاي سخت اين سالها را كه همسرم خانه نيست با تكرار آن سپري ميكنم. ديد و بازديدهاي عيد نوروز هم روزهاي خاطرهانگيزي است و چند جمله معروف كه ما ايرانيها عادت داريم در آستانه سال جديد و در اين ميهمانيهاي نوروزي آنها را نثار يكديگر كنيم. «سال نوي شما مبارك»، «عيد و بهارتان مبارك» يا «صد سال به اين سالها». حالا همه اين جملهها در ذهنم ميچرخد ولي دلم ميخواهد امسال جمله آخري را با كمي تغيير به همه دوستان و آشناها بگويم! «صد سال به از اين سالها».
امروز كه به
تماشاي تقويم 90 نشستهام،
دلم ميخواهد
قضاوتم را درباره سال 90
در همين جمله كوتاه
خلاصه كنم. سال 90 سال بدي نبود اگرچه در سراسر سال لحن تحريمهاي
اقتصادي و صداي طبل تهديدهاي نظامي دل و جانمان
را لرزاند.
سال 90 سال بدي
نبود، اگرچه طعم تلخ ترور دانشمندان هستهيي
را بار ديگر چشيديم و صداي گلوله تروريستها
در خيابانهاي
تهران پيچيد. سال 90 سال بدي نبود، اگرچه درگذشت مهندس عزتالله
سحابي و حادثه دردناك فوت دخترش هاله و مرگ هدي صابر در روزهاي بهاري سال صورتمان
را نمناك كرد و به سوگ آموزگاران اخلاق در سياست نشستيم. سال 90 سال بدي نبود،
اگرچه با تمام وجود آرزو ميكنم
اي
كاش سال آينده بهتر از سالي كه گذشت، باشد.
سال 90 سالي بود
كه خاورميانه، نقطهيي
با تاريخ طولاني و جغرافياي كوچك از اين جهان، دموكراسيخواهي
را تجربه كرد؛ سالي كه هر روز و هر فصل آن براي خاورميانه جلوهيي
از بهار بود. بهار سياسي، بهار عربي و... اگرچه هنوز هم اهالي بحرين و مردم سوريه
روزهاي خشونتبار
و تصاوير دردناكي را تجربه ميكنند
و من اميدوارم كه طرح پنج مادهيي
كوفي عنان سال آتي را به سالي به از اين سالها
تبديل كند.
سال 90 سال مرگ بنلادن بود و خوشحالي همه آناني كه افغانستان را شاد ميخواستند اگرچه هنوز هم جنگ امريكا با طالبان و القاعده در افغانستان و پاكستان دهها كشته به جا ميگذارد.
سال 90 سال سقوط قذافي بود؛ سالي كه مردم طرابلس و بنغازي روزهاي بدون ديكتاتور را به چشم ديدند اگرچه نبردها براي سقوط ديكتاتور خونين بود.
سال 90 سالي بود كه انقلاب يمن به ثمر رسيد و آغاز انقلاب مردم بحرين يك ساله شد اگرچه ميدان لؤلؤ در منامه را تخريب كردند تا خاطره ميدان التحرير تكرار نشود.
سالي كه جايزه
صلح نوبل بار ديگر هم به خاورميانه رسيد و اينبار
خانم «توكل
كرمان» با صداي زنانه از درون چادر صحرايياش
چشم جهانيان را به سمت خود چرخاند.
سالي كه بالاخره
سينماي ايران و جايزه اسكار به هم رسيدند. ايران به اسكار رفت و شايد اسكار هم
ايراني شد، اگرچه نام فيلم جدايي بود.
براي اهل سياست
اما سال 90 سال انتخابات بود. سالي شلوغ براي اصولگرايان!
سالي كه آنان
انشعاب و انشقاق را به چشم ديدند و تقابل درونجناحي
را تجربه كردند. در همه محافل اصولگرا سخن از جريان انحرافي بود.
سالي كه حادثه
خمينيشهر
دلهره را در جان دختران و زنان ايراني ريخت و ترس از فروپاشي اخلاقي در جامعه ما را
به فكر فرو برد.
اگرچه آمنه قصاص
چشمانش را بخشيد و به همه مردان و زنان هموطنش آموخت كه گذشت زيباتر از انتقام است.
بالاخره سال 90
سال بدي نبود سالي كه روزنامه «اعتماد» دوبار به جرگه جرايد بازگشت و در روزهاي آخر
سال هم به بهانه انتخاب هاشميرفسنجاني
به عنوان رياست مجمع تشخيص تيتر اعتماد دوباره را برگزيد اگرچه آرزو دارم در سال
جديد «اعتماد» دوباره بهاري باشد و شيريني اعتماد سياسي به مذاق همه آناني كه با
نگراني اوضاع را مينگرند،
خوش و خوشتر
شود و من همچنان زمزمه ميكنم:
سال 90 گذشت اما منتظر سالي به از اين سالها
هستم.اعتماد
کمک دهها میلیون دلاری ایران
به حماس برای تعلیق توافق صلح
مقامهای جنبش فتح در فلسطین میگویند گروه حماس با دریافت "دهها میلیون دلار" از سوی ایران، قصد دارد توافقنامه سازش و اتحاد را زیرپا بگذارد. این توافقنامه ماه پیش میان خالد مشعل و محمود عباس امضا شده بود.
ایران با ارسال کمکهای مالی ویژه به گروه اسلامگرای حماس، تلاش کرده است تا مسئولان آن را متقاعد کند که توافق با رقبای خود در جنبش فتح را زیرپا بگذارند. توافقی که میان فتح و حماس صورت گرفته بود، میتوانست به درگیریهای پنجساله میان این دو گروه رقیب در فلسطین پایان دهد.
به گزارش رویترز، یکی از سخنگویان جنبش فتح در فلسطین اعلام کرد که تهران اخیرا ارسال کمکهای مالی برای گروه اسلامگرای حماس را از سر گرفته است. گفته میشد ایران از شش ماه پیش در پی خودداری حماس از حمایت از رژیم متزلزل بشار اسد در سوریه و عدم مشارکت در سرکوب مخالفان سوری، کمکهای مالی به این گروه فلسطینی را قطع کرده بود.
احمد عساف، سخنگوی فتح، با اشاره به حضور محمود الزهار و اسماعیل هنیه، از چهرههای برجسته حماس، در هفتههای گذشته در تهران، گفت: «ما اطلاعاتی داریم که نشان میدهد ایران دهها میلیون دلار به الزهار و هنیه پرداخته است.»
وافقنامه اولیه "اتحاد" ماه گذشته میان این دو گروه فلسطینی امضا شد، اما محمود الزهار چندی پیش اعلام کرد که سازش سیاسی میان فتح و حماس فعلا در حالت تعلیق است. سخنان احمد عساف در واکنش به اظهارات اخیر الزهار بیان شد.
به گفته او، توافق پیشین به حالت تعلیق درآمده، چون محمود الزهار خواسته که چنین کاری کند و البته وی هزینهاش را از ایران گرفته است: «آنها از ایران پول گرفتهاند تا سازش را به تعلیق ببرند.» در مقابل، سخنگوی حماس گفته «فتح به هیچیک از تعهداتی که در توافقنامه اتحاد داده عمل نکرده و آنها پول آمریکایی را به توافقهای ملی ترجیح میدهند.»
حماس، در کنار
حزبالله
لبنان، از مهمترین
متحدان ایران در منطقه خاورمیانه است، اما اخیرا مواضعی ناهمسو
با منافع جمهوری اسلامی اتخاذ کرده است. گذشته از اعلام حمایت مقامهای
ارشد حماس از مخالفان حکومت بشار اسد در سوریه، این گروه چندی پیش اعلام کرد که در
جنگ احتمالی میان اسرائیل و ایران، در کنار ایران نخواهد ایستاد.
در جستوجوی
توافق از دست
رفت
احمد عساف در گفتوگو با رویترز گفته هدف مقامات حماس از سفر به تهران، ارسال غیرمستقیم پیام به خالد مشعل، رهبر تبعیدی این گروه اسلامگرا است. توافق سازش و اتحاد به امضای خالد مشعل رسیده بود، اما اکنون رهبری حماس در دست افراد دیگری نظیر هنیه و الزهار است و آنها این توافق را قابل پذیرش نمیدانند.
خالد مشعل، رهبر حماس، چند ماه پیش، در واکنش به کشتار گسترده معترضان و مخالفان سوریه به دست نیروهای وابسته به رژیم بشار اسد، دفتر این گروه در دمشق را تعطیل کرد. او سپس تحت حمایت مصر، ماه گذشته با محمود عباس، رهبر جنبش سکولار فتح و رهبر تشکیلات خود گردان فلسطین بر سر سازش و اتحاد به توافق رسید.
اما تندروهای حماس، تصمیم میانهروانه خالد مشعل را نپذیرفتند و گفتند در شرایطی که اسلامگرایی در جهان عرب رو به رشد است «ارائه چنین امتیازهایی به سکولارها قابل توجیه نیست.»
مقامهای جنبش فتح میگویند ایران از وجود شکاف میان این دو گروه فلسطینی سود میبرد و برای تداوم و تعمیق آن تلاشهای بسیاری میکند. به گفته احمد عساف، «ایران اهمیت مذهبی، سیاسی و جغرافیایی فلسطین را درک میکند و به همین خاطر تلاش بسیاری دارد تا کنترل آن را در دست بگیرد.» به اعتقاد او، با تحقق شروط این توافقنامه، ایران نفوذ خود بر فلسطین را از دست خواهد داد.دویچه وله
کاهش نمایندگان اهل سنت در مجلس نهم
تعداد نمایندگان اهل سنت در مجلس نهم در قیاس با دورههای پیشین کاهش یافت. کارشناسان گفتند، کنارگذاشته شدن نمایندگان اهل سنت در برخی از نقاط کشور شکاف میان حاکمیت و اهل سنت را بیشتر کرده است.
در مناطق سنینشین ایران مشارکت مردم در انتخابات مجلس در قیاس با هشت دورهی پیشین کاهش چشمگیری داشت. کارشناسان امور اهل سنت به دویچهوله گفتند، بیشتر از ۵۰ درصد از نمایندگان سنیمذهب مجلس هشتم به دلیل "نامههای بیپاسخی" که ظرف سالهای گذشته به آیتالله خامنهای نوشته بودند و همچنین فعالیت در "فراکسیون نمایندگان اهل سنت در مجلس" رد صلاحت شدهاند.
با این حال تعداد کسانی که برای استفاده از تریبون مجلس برای طرح و بیان مشکلات پیروان اهل سنت باور داشتند نیز کم نبود. اما نتایج شمارش آرا در نواحی سنینشین کشورنشان میدهد که تعداد نمایندگان آنها کاهش یافته است.
"از
گنبدکاووس حتی یک ترکمن انتخاب نشد"
یوسف کر، یک فعال
مدنی ترکمن در گفتگو با دویچهوله
میگوید:
«در استان گلستان صلاحیت
۱۲۹
نفر تائید شد. از میان
۷
نماینده استان گلستان تاکنون فقط یک نماینده ترکمن انتخاب شده است.»
به گفتهی
این کارشناس امور ترکمنهای
ایران برای نخستین بار درانتخابات کنونی کشور حتی یک نفر از شهر گنبدکاووس که
اکثریت جمعیت آن ترکمن هستند، انتخاب نشده است. وی همچنین اشاره میکند،
از دیگر شهرهای ترکمننشین
کشور بندرترکمن و آققلا
نیز از میان ترکمنها
کسی به مجلس راه نیافته است.
افزایش
نارضایتی در میان اهل سنت
در عین حال جواد
قناعت، استاندار گلستان به خبرنگاران محلی گفت که بیش از
۸۰
درصد مردم این
استان در رایگیری
شرکت کردهاند.
بر اساس آمار استاندار گلستان
۴
نفر نماینده برحسب جمعیت این استان از میان ترکمنها
باید انتخاب میشدند.
یوسف کرتاکید
دارد که جمهوری اسلامی ایران به بهانههای
مختلف و ترفندهای اداری از ورود ترکمنها
به مجلس جلوگیری میکند.
وی نتیجه میگیرد
که عدم ورود ترکمنها
به مجلس ایران نارضایتی را میان آنها بیشتر خواهد کرد.
تردید درباره
آرای رایدهندگان
در زاهدان
دکتر عبدالستار
دوشوکی، فعال سیاسی بلوچ از لندن نیز درگفتگو با دویچهوله
دربارهی
صحت و شفافیت انتخابات در استان سیستان و بلوچستان تردید نشان میدهد
وی دلیل میآورد:
«در شهری مثل زاهدان که اکثریت آن بلوچ و سنیمذهب
هستند آقای شهریاری نامزد سیستانیها،
حدود ۳۰
هزار رای بیشتراز نامزد بلوچها
آورده است. این مسئله قابل توجیه نیست. در شهرهای بلوچستان مشارکت مردم چشمگیر
نبود. گرچه مردم به خاطر رقابتهای
قبیلهای
بین کاندیداها معمولا شرکت میکنند
ولی نه به آن اندازهای
که جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده است.»
آقای دوشوکی نتیجه میگیرد
که "نوعی مهندسی در ترکیب و تعداد آرا" صورت گرفته است.
آیا فراکسیون
نمایندگان اهل سنت در مجلس شکل خواهد گرفت؟
با توجه به ضعف
حضور نمایندگان اهل سنت در مجلس نهم کارشناسان پیشبینی
میکنند،
زمینه
و
شرایطی برای تاسیس فراکسیون نمایندگان اهل سنت در مجلس وجود ندارد. به نظر دوشوکی،
حتی اگر این فراکسیون تاسیس شود "تحت نظارت و کنترل رهبری" خواهد بود.
دوشوکی به دویچهوله میگوید : «جناحهای مختلف در حاکمیت ایران بر سر مسائل مربوط به اهل سنت دیدگاههای مشترکی را نمایندگی میکنند. فراکسیون اهل سنت مجلس هم یک تشکل فرمالیتهای در تائید رهبری نظام خواهد بود. نمایندگان سنی هم که برای مجلس نهم انتخاب شدهاند دربارهی برنامهی دولت برای مدیریت مدارس دینی اهل سنت و دخالت دولت در امور دینی سنیها سکوت اختیار خواهند کرد و مثل دورههای قبل با نوشتن نامه و یا طرح مسائل سنیها در مجلس، قوانین و سیاستهای دولت را به چالش نخواهند کشید.»
استقبال ضعیف
کردها از انتخابات
کاوه قریشی، آگاه به امور کردهای ایران نیز به دویچهوله میگوید: «مناطق کردنشین ایران به لحاظ جغرافیایی قابل دستهبندی نیست. در کردستان، کرمانشاه، ایلام، آذربایجان غربی هم کردها زندگی میکنند و آماری بر اساس اعتقاد شهروندان و درصد مشارکت آنان در انتخابات نیز منتشر نمیشود. در استان کردستان که بیشترین جمعیت آن اهل سنت هستند، نامزدهای بومی و محلی کرد به مجلس راه یافتند.»
وی میافزاید: «مشارکت ضعیف مردم کردستان را میتوان در عدم توانایی نمایندگان سابق مجلس دید. در مجلس ششم و هفتم ما فراکسیون نمایندگان کرد و فراکسیون اهل سنت را داشتیم. بهرغم آن تغییر چشمگیری در راستای احقاق حقوق شهروندان اهل سنت به وقوع نپیوست. اهل سنت در تهران نتوانستند صاحب مسجد شوند. حتی نمازخانههای آنها را در تهران و کلانشهرهای ایران بستند.»
سیاست واحد جناحهای حاکم در قبال اهل سنت
کاوه قریشی در ادامهی صحبتهایش با توجه به نتایج بدست آمده پس از انتخابات مجلس نهم در مناطق سنینشین کشور خاطرنشان میکند: «اگر طرفداران خامنهای اکثریت مجلس را داشته باشند، نشان میدهد که سیاستهای کلی ایران در رابطه با مذاهب و اقلیتهای دینی کمافیالسابق به قوت خود باقی خواهد ماند. طرفداران احمدینژاد هم بر سر حقوق مردم این مناطق تاکیدی نداشتند. بنابراین هر دو جناح سیاست واحدی را اتخاذ میکنند.»
این کارشاس به این امر نیز اشاره میکند که صفبندیهای سیاسی رایج در ایران در مناطق سنینشین و در آنجایی که تنوع قومی و ملی دارند، قابل پیروی نیست.
کاوه قریشی
یادآورمیشود
که حتی در بهترین شرایط و در"طلاییترین
دورهها"
هم انتخاب دکتر
جلال جلالیزاده،
نماینده کرد به هیئت رئیسهی
مجلس ششم مخالفت شدید نمایندگان و حاکمیت را در آن زمان برانگیخت. جمعی از
نمایندگان حتی تهدید کرده بودند که در صورت انتخاب یک نمایندهی
سنی به عضویت هیئت رئیسه مجلس استعفا خواهند داد.
وضعیت اهل سنت
در دوره
نهم مجلس بدتر خواهد شد
کارشناسانی که با
دویچهوله
گفتوگو
کردهاند،
اشتراک نظر دارند که جناحهای
مختلف کنونی حاکم بر کشور دربارهی
اهل سنت در ایران دیدگاههای
مشترک و واحدی دارند و وضعیت پیروان اهل سنت در دورهی
نهم مجلس بدتر از پیش خواهد شد.
این کارشناسان
همچنین پیشبینی
میکنند،
با کنارگذاشته شدن برخی از نمایندگان اهل سنت، سیاستهای
دولت در کنترل امور دینی سنیها
تقویت پیدا خواهد داد. علاوه بر آن ناباوری به سیاستهای
نظام نیز در میان پیروان اهل سنت افزایش پیدا خواهد کرد.دویچه
وله
طاهرشیرمحمدی
تحریریه: داود
خدابخش
رویترز: چین سیستم پیشرفته
شنود در اختیار ایران قرار داد
گزارشها حاکی است که یکی از بزرگترین شرکتهای مخابراتی چین با فروش یک سیستم کنترل مخابراتی به ایران، به شنود مکالمات تلفنی و فعالیتهای رایانهای شهروندان ایران از سوی دولت جمهوری اسلامی کمک کرده است. به گزارش خبرگزاری رویترز، فروش این سیستم شنود و کنترل مکالمات و فعالیتهای اینترنتی، بخشی از یک قرارداد ۱۳۰ میلیون دلاری است که دسامبر ۲۰۱۰، دو سال و چهارماه پیش، بین شرکت «زد تی ای» چین، دومین شرکت بزرگ مخابراتی در چین، و شرکت مخابرات ایران منعقد شده است. این خبرگزاری به نقل از محمود تجلیمهر که، به گفته رویترز، از مدیران پیشین شرکت مخابرات ایران است، تأکید کرده است که سیستم شنود و کنترلی که شرکت «زد تی ای» در اختیار ایران قرار داده بسیار پیشرفته است. وی توضیح داده است که جمهوری اسلامی با به کارگیری این فناوری میتواند محل کاربران کامپیوتر و تلفن همراه را ردیابی کند، به صدا، پیامک و ایمیلهای آنها دسترسی پیدا کند و حتی دسترسی به وب و چتهای کامپیوتری افراد را تحت نظر قرار دهد. این خبر در حالی منتشر شده است که سازمانهای حقوق بشری بینالمللی اظهار کردهاند که در دوران سرکوبهای حکومتی در ایران که پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ آغاز شد، حکومت ایران در دستگیری مخالفان از شنود مکالمات تلفنی و کنترل فضای مجازی بهره گرفت. رویترز تأکید کرده است که عقد این قرارداد نشان میدهد که به رغم تمامی تحریمهای بینالمللی اعمال شده علیه جمهوری اسلامی، این کشور میتواند به فناوریهای پیشرفته دسترسی پیدا کند. این خبرگزاری تأکید کرده است که مدارک شرکتهای «زد تی ای» و مخابرات ایران نشان میدهد که جمهوری اسلامی از طریق این شرکت چینی توانسته است به طور غیرمستقیم برخی از فناوریهای پیشرفته آمریکا را خریداری کند. به گفته رویترز، در فهرست اقلام صادراتی شرکت «زد تی ای» به ایران، نام محصولات شماری از مهمترین شرکتهای آمریکایی مانند مایکروسافت، سیسکو، دل، اورکل و هیولت پاکارد به چشم میخورد. این شرکتهای آمریکایی اعلام کردهاند که هیچ گونه اطلاعی ا